برچسبها: مشاوره, برنامه ریزی درسی, تحصیلی, کنکور
ادامه مطلب
| وبلاگ شخصی دکتر احسان موحد یاد خدا آرام بخش دلهاست
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| مواد مغذی در غذاهای مختلف، میتوانند عملكرد انسان را از طریق تأثیر بر سه حیطه ی وسیع عملكرد شناختی شامل توجه، حافظه ی كوتاه مدت و حافظه ی بلندمدت تغییر دهند. به خوبی نشان داده شده كه تغذیهی نامناسب میتواند اثرات ماندگاری بر عملكرد مغز و ادراك بگذارد و تأثیر بسزایی در آزمونهای علمی و موفقیت تحصیلی داشته باشد.
برچسبها: مشاوره, برنامه ریزی درسی, تحصیلی, کنکور ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سوم اسفند 1390 توسط مدیر سایت
90% سرماخوردگی ها هیچ چرک خشک کنی لازم نیست. یک بسته قرص سرماخوردگی و یک شربت دیفن هیدرامین کامپاند و یک عدد استامینوفن به همراه استراحت مطلق و نوشیدن مایعات و مصرف ویتامین ث کفایت می کند. > >2- آمپول دگزامتازون و بتامتازون در سرماخوردگی جنبه ی درمانی ندارند و بیشتر به عنوان کورتون برای سر حال شدن ظاهری بیمار و رضایت از کار پزشک مصرف می شوند!! تنها در مواقعی که مشکل حساسیت است از آن استفاده کنید. > >3- برعکس تصور خیلی ها اکثر آمپول ها از بعضی از قرص ها و کپسول ها ضعیف..................
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام مهر 1390 توسط مدیر سایت
آقا بعد از افطار، سست میشم. آخه میدونید، من سحری نمیخورم و موقع افطار که میشه، میخوام سفره را ببلعم. آقا فقط موقع سحری معمولاً بلند میشم، حسابی آب میخورم تا در طول روز تشنه نشم. اما ظهر که میشه، تشنگی خیلی بهم فشار میآورد. قرار بود درسهای پایه را مرور کنم. اینطوری خیلی افت مطالعه دارم. از طرف دیگه هم هر سال خدا به من لطف داشته و روزههایم را گرفتم. الآن فقط نگران درسهایم هستم.
1- باور غلط: در ماه رمضان معمولاً ساعت مطالعه داوطلبان کاهش مییابد.
شما وقت برای خوردن ناهار و شام نمیگذارید. چنانچه از برنامهی غذایی مناسبی در طول ماه مبارک بهره بگیرید، اتفاقاً میتوانید بر ساعت مطالعهی خود بیافزایید، چرا که میگویند، اندرون از طعام خالی دار تا در آن نور علم و معرفت بینی. پس بهتر است بعد از سحري نخوابيد و درس بخوانيد و يك ساعت بعد از افطار، درس خواندن خود را مجدداً شروع كنيد. برای بسیاری از دانشآموزان زرنگ، ماه رمضان، ماه نزدیک شدن به خدا و ماه نزدیک شدن به رشته و دانشگاه مطلوب است. 2- باور غلط: خوردن قند و چیزهای شیرین در سحری نمیگذارد که گرسنه شویم.
اتفاقاً چون مواد شیرین، قند خون را بالا میبرند، ترشح انسولین را تحریک میکنند و در نتیجه، قند خون به سرعت پایین میافتد. آن وقت شما میمانید و یک شکم که قرار است تا 12 ساعت قار و قور کند. با خوردن کربوهیدارتهای مرکب اصطلاحاً دیر هضم مثل حلیم بدون شکر و نان سبوسدار، خرما و کشمش، نسبت قند خود را متعادل نگه دارید و متعادل مطالعه کنید.
3- باور غلط: در سحری تا میتوانید، آب و چایی و قهوه بخورید تا تشنه نشوید.
فرو کردن شیر آب در دهان و خوردن آب زیاد جز سنگین شدن شما فایدهای ندارد. خوردن چای زیاد هنگام سحر– گلاب به رویتان– ادرار آور است و باعث میشود کلی آب و املاح لازم از بدن دفع شود. قهوه و نوشابه هم همینطور. بعد از سحری به مطالعهی دروس تخصصی و مهم بپردازید. در این هنگام شما غذا خوردهاید و قبل از آن هم استراحت کردهاید، پس همه چیز برای یک مطالعهی خوب، مهیاست.
4- باور غلط: در سحر، خوردن سبزی موجب رفع تشنگی در طول روز میشود.
برخلاف انتظار، خوردن سبزی علاوه بر مشکل نفخ، موجب کشیده شدن آب به درون روده میشود و تشنگی به همراه میآورد. سبزی پخته و میوهی متناسب بخورید. خوردن آب لیمو اکسیر رفع تشنگی است. اینکه به هر دو تکلیف درسی و دینی خود به خوبی برسید، حس خوبی به آدم دست میدهد. به شما تبریک میگویم.
5- باور غلط : غش کردن روزهدار، به خاطر گرسنگی و پایین افتادن قند است.
اینها علامت افت فشار خون است و معمولاً موقع بعدازظهر، سراغ آدم میآید. بعدازظهرها هر چه بیشتر استراحت کنید - بین افطار تا سحر مایعات بیشتر خصوصاً دوغ بنوشید- به افطار و سحریتان کمی نمک اضافه کنید. بهتر است قبل از افطار به مطالعهی دروسی بپردازید که یا به آنها علاقه دارید و یا در آنها تسلط بیشتری دارید.
6- باور غلط: ترش کردن در هفتهی اول، طبیعی است.
این حالت مال تغذیهی نادرست است. آ ب خیلی سرد یا خیلی گرم ننوشید، از خوردن تخم مرغ و کلم و حبوبات پوستدار و ترشی، حتیالامکان خودداری کنید. 1 ساعت قبل از اذان صبح بیدار شوید تا سر فرصت سحری بخورید. درخوردن زولبیا و بامیه، سوسیس و کالباس و سس مایونز، خامه و سرخ کردنیها، افراط نکنید.
7- باور غلط: روزه باعث ضعیف شدن چشم و بالا رفتن نمرهی عینک میشود.
سیاه رفتن چشم و تاری چشم در بیشتر روزهدارها هیچ ربطی به چشم ندارد و به خاطر پایین افتادن قند خون است. کمخونی در خانمها عموماً دامنگیر است و درمانش و تحملش بسیار سادهتر است و در آقایان مراجعه به پزشک، فوراً باید انجام شود.
8- باور غلط: بوی بد دهان به علت گرسنگی است و با مسواک درست نمیشود.
85 درصد علت بدبویی دهان، فساد بقایای غذا در دهان است. مسواک و نخ دندان نشانهی شخصیت شماست. زبانتان را هم مسواک بزنید.
ماست به رفع بوی بد دهان کمک زیادی میکند. سیر، پیاز و ادویه کمتر مصرف کنید. توصیه میشود، افطاری و شام را 5/1 تا 2ساعت جدا کنید. البته اگر هم یکی شد، زیاد اشکالی ندارد. بهتر است پرخوری نکنید .شب حتماً تا 1 1 بخوابید و سعی کنید تا 1 ساعت قبل از اذان، بیدار شوید و بعد از سحری بیدار بمانید برای اینکه شبها زود بخوابید، دوش آب گرم و خوردن شیر با 2 تا 3 خرما، معجزه میکند.
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ یکشنبه شانزدهم مرداد 1390 توسط مدیر سایت
تا حالا دقت کردی وقتی یك نوشابه می خوری،چه اتفاقی می افته؟
10 دقیقه بعد: 10 قاشق چای خوری شكر وارد بدنتان میشود،میدانید چرا با وجود خوردن این حجم شكر دچار استفراغ نمی شوید؟چون اسید فسفریك،طعم آن را كمی میگیرد و شیرینی اش را خنثی میكند. 20 دقیقه بعد: قند خونتان بالا میرود و منجر به ترشح ناگهانی و یكجای انسولین می شود،كبدتان شروع میكند به تبدیل قند به چربی تا قند خون بیشتر از این بالا نرود. 40 دقیقه بعد: حالا دیگه جذب كافئین كامل شده،مردمكهای چشم گشاد می شود،فشار خونتان بالا میرود و در پاسخ به این حالت،كبدتان قند را به داخل جریان خون رها می كند.گیرنده های آدنوزین مغز حالا بلوك می شوند تا از احساس خواب آلودگی جلوگیری كنند. 45 دقیقه بعد: ترشح دوپامین افزایش پیدا میكند و مراكز خاصی در مغز حالت سرخوشی ایجاد میكنند،تحریك میشوند.این همان مكانیسمی است كه در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می شود. 60 دقیقه بعد: اسید فسفریك موجود در نوشابه،داخل روده كوچك،به كلسیم،منیزیم و روی میچسبد.متابولیسم بدن افزایش پیدا میكند.میزان بالای قند خون و شیرین كننده های مصنوعی،دفع هر چه بیشتر كلسیم را از طریق ادرار باعث می شوند. مدتی بعد: كافئین در نقش یك داروی مدر (ادرار آور) وارد عمل میشود.حالا دیگر كلسیم و منیزیم و رویی كه قرار بود جذب بدن شود،بیش از پیش از طریق ادرار دفع می شوند و به همراه آن مقادیر زیادی آب،سدیم و دیگر الكترولیت ها نیز از دست می رود. مدتی بعدتر: كم كم آن غوغایی كه در بدنتان ایجاد شده بود فروكش می كند و نوبت به افت قند می رسد.در این مرحله یا خیلی حساس و تحریك پذیر میشوید یا خیلی كرخت و بی حال.حالا دیگر تمام آن آبی را كه از طریق نوشابه وارد بدن خود كرده بودید دفع كرده اید،آبی كه میشد به جای اسید و كافئین و شكر ،حاوی مواد مفیدی برای بدنتان باشد.تا چند ساعت بعد اثر كافئین هم از بین میرود و شما هوس یك نوشابه دیگر میكنید. هوس نوشابه نکردید؟
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و دوم اسفند 1389 توسط مدیر سایت
مجتمع متخصصین ایران به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران - ایسنا -
نتايج يك بررسي جديد نشان داده است كه داشتن تحصيلات دانشگاهي در پايين آوردن فشار خون موثر است. بر اساس يك تحليل آماري بر روي حدود 4000 بيمار طي يك مطالعه30 ساله با عنوان «فرامينگهام آف اسپرينگ» هر چقدر مدرك تحصيلي فردي در بخش آموزش عالي بالاتر باشد به همان نسبت فشار خون او پايين تر خواهد بود. به گزارش خبرگزاري فرانسه، اين مطالعات نشان داده است در زناني كه تحصيلات دانشگاهي در مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد دارند مقدار فشار خون سيستوليك 26/3 mmHg كمتر از زناني است كه مدرك ديپلم ندارند. به همين ترتيب نيز در مردان تحصيل كرده مقدار فشار خون سيستوليك 26/2 mmHg كمتر از مرداني است كه مدرك دبيرستان هم ندارند. همين رابطه در افرادي هم كه تحصيلات دانشگاهي دارند ديده ميشود بدين معني كه هرچه فرد مدرك دانشگاهي بالاتري داشته باشد، به همان نسبت فشار خون پايينتري خواهد داشت؛ اما با اين تفاوت كه در بين افراد تحصيل كرده مقدار اين اختلاف، كمتر است. بر اساس اين گزارش، اين يافته حاصل تلاش متخصصان بهداشت عمومي در دانشگاه براون بوده و در مجله انگليسي BMC منتشر شده است
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هجدهم اسفند 1389 توسط مدیر سایت
1 - تب : در سرماخوردگي اغلب تب بالا و آنچناني ديده نمي شود. در آنفلوآنزاي فصلي تب را يک نشانه شايع بايد دانست. در اغلب موارد ابتلا به آنفلوآنزاي H1N1 تب بالاي 3/38 معمولاً ديده مي شود.
2 - سرفه : تفاوت اصلي سرفه در آنفلوآنزاي H1N1 با نوع فصلي و سرماخوردگي خلط دار بودن آن است. 3 - درد : معمولاً درد عضلاني در سرماخوردگي ديده نمي شود. در صورتي که به ترتيب در نوع فصلي و H1N1 درد خفيف تا متوسط و شديد شايع است. 4 - احتقان بيني : در سرماخوردگي احتقان بيني شايع است و معمولاً هم بين 7 تا 10 روز خودبخود بهبود مي يابد. گرفتگي بيني در آنفلوآنزاي H1N1 شايع نيست اما در نوع فصلي آبريزش بيني نشانه شايعي است. 5 - لرز : مانند تب ، لرز هم در سرماخوردگي شايع نيست. در حالي که در نوع فصلي آنفلوآنزا بصورت خفيف مي تواند بروز يابد و در مورد H1N1 هم بيش از نيمي از مبتلايان لرز را تجربه مي کنند. 6 - احساس ضعف و خستگي : به همان اندازه که در سرماخوردگي چنين مسئله اي خفيف است در مورد H1N1 شديد مي باشد. 7 - عطسه : در سرماخوردگي و آنفلوآنزاي فصلي برخلاف H1N1 نشانه شايعي است. 8 - ظهور علائم : علائم سرماخوردگي در عرض چند روز ظاهر مي شوند و معمولاً هم در همين زمان بهبود از بيماري تجربه مي گردد. در مورد آنفلوآنزاي فصلي با گذشت چند روز ممکن است علائم جديدي هم علاوه بر آنچه گفته شد نظير اسهال ، استفراغ ، بي اشتهايي و غيره به سراغ بيمار بيايد. برخلاف اين دو مورد ، علائم آنفلوآنزاي H1N1 به سرعت و در عرض 3 تا 6 ساعت ، بيمار تب بالا و درد را تجربه مي کند و با اسهال ادامه مي يابد و معمولاً هم اين علائم تا هفت روز ممکن است بيمار را به زحمت اندازد. 9 - سردرد : معمولاً در سرماخوردگي سردرد ديده نمي شود اما تعدادي از مبتلايان به آنفلوآنزاي فصلي آنرا تجربه مي کنند. اين در حالي است که اغلب مبتلايان به نوع H1N1 ، از سردرد شکايت دارند. 10 - گلودرد : در سرماخوردگي و نوع فصلي آنفلوآنزا گلودرد شايع است اما در نوع H1N1 آنچنان شايع نيست. چهار توصيه کليدي: 1 - اگر دستمال همراه نداريد ، سعي کنيد هنگام سرفه يا عطسه قسمت داخلي بازو و آرنج را جلوي دهانتان بگيريد. 2 - به مدت 20 ثانيه مرتب در طول روز دست هايتان را با آب گرم و صابون بشوييد. مي توانيد در ذهنتان عبارت تولدت مبارک را مرور کنيد يا يکبار حروف الفبا را از ذهن خود بگذرانيد. مطمئن باشيد در اين صورت 20 ثانيه را سپري مي کنيد. البته خيلي تند اينکار را نکنيد!!! 3 - اگر صابون و آب گرم در اختيارتان نيست مي توانيد بجاي آن از ژلهاي ضدعفوني کننده دست استفاده کنيد. لابلاي انگشتان را فراموش نکنيد! 4 - تا جايي که ممکن است از دست دادن با ديگران و روبوسي پرهيز کنيد و دستتان را به چشم و دهان و بيني خود نماليد.
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 توسط مدیر سایت
دانشمندان با كشف پاسخ يك راز قديمي دريافتهاند كه چطور نوزادان پستانداران از جمله نوزاد انسان پس از 9 ماه زندگي در رحم پر شده از مايع براي اولين بار پس از تولد نفس ميكشند. به گزارش سرويس «علمي» خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين يافته به محققان كمك خواهد كرد دريابند كه چرا اين مكانيسم در برخي افراد نتايج مرگباري دارد و منجر به سندرم مرگ ناگهاني جنين يا وقفه تنفسي در حين خواب ميشود. خاوير كوبيت ــ پژوهشگر مركز ملي تحقيقات علمي در شهر مارسي فرانسه ــ و دستياران وي پيش از اين ميدانستند كه موشهايي كه فاقد ژن «تي شرت 3» (Tshz3) هستند پس از تولد نمي توانند نفس بكشند و مي ميرند. محققان تصميم گرفتند اين تاثير را روي نواحي مغزي در اين موشها بررسي كنند. يك بخش از مغز شامل «ژنراتور ريتم تنفسي» است كه نوعي نشانگر براي كنترل تنفس خودكار است. به گزارش مجله علمي نيوساينتيست فقدان فعاليت منظم و ريتميك با ناتواني در تنفس پس از تولد مرتبط است. محققان اكنون دريافتهاند كه انسانها هم داراي ژن «Tshz3» هستند و بدون اين ژن سلولهاي مغزي مسوول كنترل مجاري فوقاني تنفسي ظرف چند روز قبل از تولد نابود ميشوند. حتي اگر نوزاد سالم به دنيا بيايد ممكن است، دچار مشكل خاصي از وقفه تنفسي حين خواب شود. شرح اين پژوهش در مجله نوروساينس منتشر شده است. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 توسط مدیر سایت
1- کم خوني ناشي از فقرآهن (IDA):
اين نوع کم خوني از شايعترين انواع اين بيماري است. فقر آهن زماني بروز مي کند که بدن فاقد آهن کافي است. بدن براي ساختن هموگلوبين به آهن نياز دارد. اين حالت معمولا در اثر از دست دادن خون به دليل مشکلاتي همچون عادت ماهانه طولاني و سنگين، زخم هاي داخلي، پوليپ هاي روده يا سرطان روده بروز مي کند. همچنين رژيم غذايي فاقد آهن کافي مي تواند منجر به بروز اين حالت شود. در دوره بارداري نيز عدم وجود آهن کافي براي مادر و جنين موجب کم خوني از نوع فقر آهن مي شود. بدن مي تواند با مصرف موادغذايي مانند گوشت گاو، صدف هاي خوراکي، اسفناج، عدس، سيب زميني کباب شده با پوست و تخمه گل آفتابگردان، آهن مورد نياز خود را به دست آورد. 2- کم خوني مگالوپلاستيک يا فقر ويتامين:اين نوع کم خوني معمولا در اثر کمبود فوليک اسيد يا ويتامين 12-B بروز مي کند. اين ويتامين ها به بدن در سالم نگهداشتن خون يا سيستم عصبي کمک مي کنند. در اين نوع کم خوني، بدن گلبول هاي قرمز خوني توليد مي کند که نمي توانند اکسيژن را به خوبي تحويل دهند. قرص ها مکمل حاوي فوليک اسيد مي توانند اين نوع کم خوني را درمان کنند. فوليک اسيد را همچنين مي توان از مصرف دانه ها و بنشن ها، مرکبات و آب ميوه ها، سبوس گندم و ساير غلات، سبزيجات برگ پهن و سبز تيره، گوشت طيور، صدف و کبد به دست آورد. گاهي اوقات ممکن است يک متخصص نتواند تشخيص دهد که علت اين بيماري کمبود ويتامين 12-B است. اين حالت معمولا در افراد مبتلا به کم خوني وخيم بروز مي کند که در حقيقت نوعي بيماري خود ايمني است. عدم دريافت ويتامين 12-B کافي مي تواند موجب کرخي و بي حسي دست ها و پاها، مشکلات در راه رفتن، از دست دادن حافظه و مشکلات بينايي شود. نوع درمان بستگي به عامل مولد بيماري دارد، اما به هر حال مصرف ويتامين 12-B ضروري است.
3- بيماري هاي نهفته: ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم شهریور 1389 توسط مدیر سایت
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم شهریور 1389 توسط مدیر سایت
تابستان فصل رفتن به مسافرت و مهماني هاي فاميلي است. خيلي از ما در اين فصل در ايام آخر هفته به گردش رفته و ايام تفريح و فراغت خود را در طبيعت مي گذرانيم.
بسياري از كساني كه وزن طبيعي دارند، در فصل تابستان افزايش وزن پيدا مي كنند. علاوه بر اين، افراد چاقي كه رژيم لاغري را براي رسيدن به وزن مطلوب خود اجرا مي كنند، معمولا مسافرت در اين ايام را يكي از دلايل عدم موفقيت خود ذكر مي نمايند. واقعيت آن است كه اين فصل به تنهايي عامل افزايش وزن و يا عدم موفقيت در رژيم كاهش وزن نمي باشد، اما عدم توجه به تغذيه مناسب در اين ايام و مصرف فراوان يك سري از مواد غذايي پرانرژي و پر چرب، باعث افزايش وزن بي رويه در ما مي گردد.
همچنين فصل تابستان زمان خوبي براي فعاليت هاي بدني به ويژه در هنگام مسافرت مي باشد، ولي در خيلي از موارد اين فعاليت بدني مورد غفلت واقع شده و يا به اندازه مصرف غذاها نيست، كه نتيجه آن چيزي جز چاقي بي رويه و يا شكست در رژيم غذايي نخواهد بود. در ذيل به يك سري از مواد غذايي كه در اين فصل و در هنگام مسافرت زياد مورد استفاده قرار گرفته و منشا چاقي هستند، اشاره مي شود: 1- كباب علاوه بر اين كه چربي موجود در آن به دليل عدم كنترل اشتها باعث افزايش غذاي دريافتي در شما خواهد شد و خيلي از اوقات ما بيش از يك سيخ كباب كوبيده مي خوريم تا سير شويم. همچنين ميزان نان مصرفي به ويژه نان روغني را كه مقدار قابل توجهي از انرژي را براي چاقي چند روزه شما فراهم مي نمايد، بدان اضافه نماييد. شايد شما بگوييد چون در تهيه كباب فعاليت كرده ايد و يا بعد از آن ورزش خواهيد كرد، اين حجم انرژي را مي سوزانيد، ولي واقعيت آن است كه ميزان انرژي كه شما در هنگام تهيه غذا و يا فوتبال بعد از آن صرف مي كنيد، معمولا به مراتب كمتر از انرژي دريافتي است! استفاده از جوجه كباب و يا كباب برگ و يا چنجه راهي براي كنترل انرژي فراوان دريافتي است. 2- غذاهاي فست فود مانند سوسيس و كالباس در اين نوع غذاها مشكل فقط چربي و انرژي موجود در آن نيست، بلكه ميزان بالاي نمك و نيز افزودني ها هم مهم هستند! 3- سالاد با مايونز فراوان مخلوط كردن مايونز با ماست كم چرب به همراه ليموترش و يا سركه راهي براي كاهش انرژي اين نوع سالادهاي پر طرفدار است. اضافه نمودن مرغ بدون چربي و انواع سبزيجات مانند فلفل دلمه اي، كرفس و كاهو به اين سالادها، راه حلي عملي براي كاهش انرژي اين نوع غذاهاست. 4- نوشيدني ها و رفع تشنگي مصرف فراوان اين نوشيدني ها به دليل قند بالاي موجود در آنها و نيز جذب سريع، معمولا باعث دريافت بيشتر انرژي در طي روز مي گردد. علاوه بر آن كه دريافت اين نوع نوشيدني ها در هنگام وعده غذايي، حجم آن وعده غذايي را نيز افزايش مي دهد. لذا جايگزيني اين نوشيدني ها با آب (آن هم نه در حين غذا خوردن)، يك راه حل براي عدم دريافت غذاي اضافي است. 5- بستني 6- انواع غذاهاي سرخ شده انواع ديگر غذاهاي سرخ شده مانند انواع پيراشكي، سمبوسه، ناگت مرغ و ... را نيز فراموش نكنيد. لذا ترجيحا از غذاهاي سرخ شده، به ويژه آن هايي كه در روغن غوطه ور (Deep Fried) مي شوند، پرهيز نماييد. 7- انواع تنقلات ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم شهریور 1389 توسط مدیر سایت
سنگهای ادراری قدمتی 7000 ساله دارند که از دوران حیات اولیه تا زندگی مدرن امروزی بشر از بیماریهای ناشی از سنگ رنج می برده است گرچه علت آنرا در بعضی موارد نمی دانسته اند ،ولی امکاناتی که بتوان با سنگ یا عفونت ناشی از آن مبارزه کرد را در دست نداشته و گاهی اوقات از داروهای گیاهی و در بعضی مواقع از خرافات استفاده می شده است . بقراط حکیم 460 سال قبل از میلاد به وجود سنگ در انسان پی برد و در سال 865 میلادی محمد ذکریای رازی درباره درمان جراحی سنگ مثانه از ناحیه پرینه صحبت کرده است . برای خواندن ادامه به ادامه مطلب بروید... بروی ساعت ذیل کلیک کنید. اما با توجه به شیوع بالای سنگهای ادراری و برخورد زیاد با این بیماران تحقیق جامع و کاملی تا کنون انجام نشده که آیا می شود از تشکیل سنگ جلوگیری کرد یا خیر؟اهمیت مسئله تا حدی است که بیماران مبتلا به سنگ ادراری به طور مکرر به کلینیک ها و اورژانس مراجعه نموده و سبب اتلاف وقت از یک طرف و تحمل هزینه های گزاف بر سیستم دولتی از طرف دیگر شده . بطور کلی بیماری سنگ ادراری یک بیماری شایع در تمام جوامع می باشد که عوامل متعددی در ایجاد آن دخالت دارند به همین دلیل در بررسی عوامل دخیل در ایجاد سنگ کلیوی در نظر گرفتن یک فاکتور یا حتی چند فاکتور ممکن است نتیجه درستی به بار نیاورد و تحقیقات پیچیده تری را می طلبد . از این رو مصاحبه ای با دکتر محمد یزدانی دانشیار گروه اورولوژی انجام دادیم که امیدواریم به بخش کوچکی از سوالات و ابهامات ما در این مورد پاسخ دهد: 1- عامل ایجاد سنگ کلیه را توضیح دهید؟ 2- میزان املاح موجود در آب چقدر در ایجاد سنگ کلیه تاثیر دارد؟ 3- کسی که یکبار دچار سنگ کلیه شد آیا امکان دارد دوباره کلیه شروع به سنگ سازی نماید؟ 4- درمان های سنگ کلیه بر چند قسم است؟ اقدامات عمومی پیشنهاد مصرف مایعات فراوان با هدف ادرار بیش از 2 لیتر در 24 ساعت که باید مصرف مایعات بیش از 3 لیتر باشد. 5- چند نوع سنگ کلیه از نظر جنسی داریم ؟ 6- از عوامل ایجاد تنگی مجاری ادراری کدام مورد را می توان نام برد؟ 7- سنگ کلیه بیشتر در خانمها شایع است یا در آقایان چرا؟ 8- افراد مبتلا به سنگ کلیه با توجه به نوع سنگی که دارند چه رژیم غذایی به آنها توصیه می شود ؟ نکات پایانی : ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
یکی از رایج ترین موارد مراجعهٔ بیماران به داروخانه ، درمان سرفه می باشد . داروسازتان به خوبی می تواند به شما در کنترل وبهبود سرفه مشاوره دهد. بسیاری از بیماران بی توجه از کنار سرفه ، بعنوان یکی از نشانه های عفونت دستگاه تنفسی فوقانی می گذرند. در صورتیکه بعضی سرفه ها ی آزار دهنده ممکن است مدتها به طول انجامد وحتی سرفه های شدید ممکن است بیمار را به خطر اندازد . مردم اکثراً در درمان سرفه به شنیده ها ودیده های خود عمل می کنند در صورتیکه درمان یک سرفه کاملاً پیچیده ونیازمند به استفاده از مراقبتهای دارویی وبالینی است که می تواند اختصاصاً توسط داروساز پیشنهاد شود . سرفه معمولاً به همراه تظاهرات دیگری بروز می یابد که از شکل خفیفی که خود به خود بهبود می یابد شروع شده و حتی ممکن است آنقدر شدید باشد که زندگی را تهدید کند . درجات و شدت سرفه به نسبت نوع بیمار یا وخامت بیماری متفاوت است . درمان مؤثر سرفه شامل از بین بردن علت اساسی و همزمان با آن تشخیص ارتباط سرفه با سلامت عمومی شخص می باشد. سرفه را جدی بگیریم : صرفنظر از جنبه آزار دهنده سرفه ، معمولاً سرفه ها بعنوان یک مکانیسم حفاظتی برای بیرون راندن مواد مزاحم چسبیده به دستگاه تنفسی به شمار می آید . در عین حال سرفه می تواند یک مشکل جدی برای سلامتی باشد و موجب صدمات شدیدی به ویژه در افراد بیمار و ضعیف شود. سرفه کنترل نشده و شدید می تواند : · زخم ها یا شکافهای ناشی از جراحی را تشدید کند. · عمل وسایل پزشکی که در بدن جایگذاری شده (مثل سوندها – شنت ها و...)را مختل کند. · موجب ایجاد درد در عضلات درگیر در سرفه کردن شود. چون این عضلات بیش از حد به کار گرفته می شوند و در نتیجه بهبودی بیمار همراه با درد باشد. · موجب بی اختیاری در دفع ادرار یا مدفوع شود که منجر به مشکلات عصبی می شود. · موجب به هم ریختن ساختار بدن شود( آسیب دنده ها ، آسیب به ماهیچه های شکم ، پاره شدن سیاهرگهای مقعد ، بینی و زیر ملتحمه ، ، آسیب به طحال ، فتق شکمی یاریوی ، تداخل عمل مثانه ومیزراه ، آمفی زم ، مشکلات ریوی) · منجربه مشکلات عصبی مثل سردرد ، گیجی ، کاهش فشار خون ، کاهش هوشیاری ، ضربه مغزی ، آریتمی ، افزایش فشار خون عروقی ، کاهش برون ده قلب ،افزایش فعالیت عصب واگ، بلوک قلبی شود. درمان: درمان سرفه باید با هدف تحرک نایژه ها و بیرون آمدن ترشحات و نیز به حداقل رساندن تحریکات غیر عادی گیرنده های سرفه از طریق دور کردن محرک ها انجام شود . قبلاً این اعتقاد وجود داشت که نباید جلوی سرفه های خلط دار را گرفت چون سرفه به بیرون آمدن خلط کمک می کند و فقط باید جلوی سرفه های خشک را گرفت . ولی امروز خیلی به آن عمل نمی شود . چون کم کردن دفعات سرفه ، حتی در سرفه خلط دار ، در بسیاری موارد می تواند موجب استراحت عضلات درگیر در سرفه وتسهیل بازسازی این عضلات گردد. روش های پذیرفته شده برای درمان سرفه شامل استفاده از : *تسکین دهنده ها : مثل آب ( از طریق نوشیدن مایعات ویا استفاده از دستگاه بخور ) لیمو – آب نبات – عسل – منتول – کامفر یا شربت ساده قند ، از طریق پوشاندن پرده های مخاطی و گیرنده های سرفه نزدیک حنجره ، موجب جلوگیری از تحریک گیرنده های مسیر های هوایی می شوند . این مواد در نقاط دور تر از حنجره تأثیری ندارند. *بی حس کننده ها : شامل قرص های مکیدنی، غرغره ها یا اسپری های حاوی بنزوکایین – لیدوکایین – بنزیل الکل ویا بی حس کننده های فنلی. (شربت های آنتی هیستامین مثل دیفین هدرامین نیز خاصیت بی حسی موضعی دارند و با چند دقیقه غرغره در گلو می توانند کمی باعث تسکین شوند.) این مواد نیز در مناطق دورتر از حنجره تاثیر ندارند.عوارض جانبی آنها شامل بی حسی دهان – بهم خوردن معده – اسهال – کاهش اشتها و افزایش حساسیت می باشد. *خلط آورها (اکسپکتورانت ها) : ترکیبات حاوی گایا فنزین یا خلط آورهای گیاهی _ (اکثراً عصاره آویشن یا برگ پیچک ) از طریق رقیق کردن موکوس و افزایش حجم خلط باعث تخلیه ترشحات می شوند *آنتی هیستامین ها : این مواد موجب خشک شدن ترشحات می شوند تا از این طریق تولید خلط کاهش پیدا کرده و ظرفیت مجاری هوایی بیشتر شود . اما خیلی از آنتی هیستامین ها ممکن است خواب آلودگی ایجاد کنند.نکته مهم اینکه آنتی هیستامین ها در آسم نباید استفاده شوند چون یکی از اهداف درمان آسم رقیق کردن و افزایش حجم خلط جهت تسهیل خروج آن می باشد . *ضد احتقانهای سمپاتومیمتیک : این داروها از طریق تنگ کردن عروق بینی منجر به کاهش ترشحات بینی می شوند. البته عوارض جانبی آنها شامل تحریک بیش از حد سیستم عصبی مرکزی و در پی آن بیخوابی – لرزش و بیقراری می باشد. *مهار کننده های مرکزی : مثل دکسترومتورفان از طریق سیستم عصبی مرکزی ، سرفه را مهار می کنند. عوارض جانبی آن در صورت مصرف بیش از دوز تجویز شده چندان قابل ملاحظه نیست اما یبوست و خواب آلودگی می تواند در سالمندان رخ دهد. عوارض جانبی: بسیاری از ترکیباتی که جهت درمان سرفه بکار می روند ،چه داروئی با نسخه و چه بدون نسخه قابلیت ایجاد عوارض جانبی عمده را دارند. در بیمارانی که بیماریهای متعدد دارند و نیز داروهای متعدد استفاده می کنند ، این داروها می توانند با هم تداخل کرده و خطر ایجاد کنند. طبق تائید FDA ، ترکیبات بدون نسخه عموماً برای استفاده کنندگان بی ضرر هستند از طرف دیگر سازندگان دارو، با جدیت در طراحی برچسب های موثر هشدار دهنده بر روی دارو تلاش می کنند ، اما بیماران نیز باید این اخطار ها را بدقت خوانده واز آن پیروی کنند. از چه چیز باید پرهیز کنیم؟ · آنتی هیستامین های نسل اول(مثل کلرفنیرامین) نباید دربیماران مبتلا به گلوکوم با زاویه بسته ، حملهٔ آسم ،زخم معده ، بزرگی پروستات ، انسداد گردن مثانه و یا انسداد پیلور و دوازدهه مصرف شوند. بیماران خیلی پیر و عاجز ونیز آنهاییکه مهار کننده ها ی MAOاستفاده می کنند ( سلژیلین- ترانیل سیپرومین – ایزوکر بوکسازید) نیز باید در مصرف این دارو ها با پزشک مشورت کنند . · ضد احتقانهای سمپاتومیمیتیک عموماً در بیماران مبتلا به هایپرتیروییدیسم ، دیابت، بیماریهای قلبی عروقی ، بیماریهای کرونری ، بیماریهای ایسکمیک قلبی ، افزایش فشار داخل چشم ،ونیز بزرگی پروستات باید با احتیاط مصرف شوند. · ترکیبات حاوی استامینوفن،آسپیرین یا ایبوپروفن در بیماران با مشکلات کبدی باید با احتیاط مصرف شوند. در بیماران عادی نیز باید از مصرف اضافی این داروها خودداری شود. · سدیم ، یکی از اجزای موجود در اغلب داروهای با نسخه و بدون نسخهٴ ضد سرفه می باشد که باید در بیماران قلبی عروقی و نیز در افزایش فشار خون حساس به سدیم پرهیز شود · فراوردههای حاوی قند در بیماران دیابتیک باید با احتیاط مصرف شوند. گروه های خاص : · سالمندان ، بطور خاص در مقایسه با بقیه افراد نسبت به عوارض این داروها حساس ترند . چون از یک طرف دچار بیماریهای مزمن ومتعدد هستند و از داروهای متعدد و متنوع نیز استفاده می کنند که خطر تداخلات دارویی را بیشتر می کند . از طرف دیگر توانایی متابولیسم داروهابا افزایش سن ، کاهش می یابد که در این حالت شاید نیاز به تنظیم میزان دارو باشد. · خانمهای باردار ونیز مادران تحت مراقبت در مورد مصرف این داروها باید بیشتر دقت کنند. داروهایی که اثر بالقوه روی جنین یا کودکان تحت مراقبت می گذارند لیست طولانی را تشکیل می دهند. ضمناً دلیلی وجود ندارد که داروهایی که بدون نسخه فروخته می شوند( OTC)در هر مقداری بی خطر باشند . · همیشه در دادن دارو به کودکان باید احتیاط کرد. الگزیرها وداروهای حاوی سدیم و رنگ ها در کودکان باید با احتیاط مصرف شوند. بیماران دیابتیک باید در مصرف ترکیبات حاوی قند پرهیز کنند وهمواره مراقب سطح خونی قند خود باشند . به خاطر داشته باشیم: · به سوال پیچیده (چگونه یک سرفه را درمان کنیم؟) نمی توان با یک جمله کوتاه پاسخ داد. چرا که هر بیماری مشخصات ونیازهای خود را دارد. · با داروسازتان در مورد مصرف داروی بدون نسخه در درمان سرفه مشورت کنید . نوع سرفه را برای وی تشریح کنید و نشانه ها و علایم همراه آن را نیز توضیح دهید تا در صورت وجود بیماری دیگری ،مشخص شود. · فراورده های ترکیبی (اکسپکتورانت – قرص سرماخوردگی) می توانند انعطاف پذیری در مقدار دوز را محدود کرده و خطر عوارض جانبی را افزایش دهند. از سوی دیگر ممکن است با بهبود بعضی از علایم ،نیاز به تغییر نوع یا تعداد دارو باشد .مثلاً بعد از درمان تب ،ممکن است هنوز سرفه ادامه داشته باشد. · در بسیاری از مطالعات بالینی ،ترکیبات ضد سرفه ای که توضیح داده شد، مشکل حادی برای بیمار نداشته است.
فراورده های موثر در درمان سرفه موجود در ایران
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
بیهوشی و بی حسی ، نداشتن احساس درد هنگام جراحی یا موقع تشخیص بیماری های دردناك است كه معمولاً به وسیله داروهای مختلف ایجاد می شود . بیهوشی عمومی برای جراحیهای بزرگ به كار می رود . معمولاً قبل از شروع آن به بیمار پیش دارو داده می شود تا آرام بگیرد و به خواب رود . در اتاق عمل ، پزشك متخصص بیهوشی از روش داخل وریدی یا استنشاقی برای بیهوش نمودن بیمار استفاده می كند . در این روش ، نخست داروهای بیهوشی از راه لوله ی باریكی به نام " انژیوكت " كه در سیاهرگی در بازو یا دست قرار داده شده است، به جریان خون تزریق می شود . در شیوه استنشاقی ، بیمار گاز بیهوش كننده را از طریق ماسك صورت تنفس می كند و ریه ها گاز بیهوشی را به جریان خون منتقل می كنند . پس از القای بیهوشی ، برقراری تنفس معمولاً به وسیله لوله ای كه به آرامی از راه دهان به نای وارد می شود صورت می پذیرد . در لحظات ابتدایی دریافت دارو یا گاز بیهوشی ، صداها بلندتر شنیده می شود و به تدریج با افزایش مقدار داروی بیهوشی در مغز ، سرگیجه ، خواب آلودگی و بلافاصله بیهوشی كامل حادث می شود. در مدت جراحی ، متخصص بیهوشی ممكن است داروها را تجدید كند یا داروهای دیگری برای ادامه بیهوشی و بی دردی به بیمار بدهد . در حین بیهوشی فعالیت های بدن كـُند می شود و تنفس در دستگاه بیهوشی برقرار می شود. بجزعمق بیهوشی ، ضربان قلب، دمای بدن و فشارخون كه علائم حیاتی هستند توسط متخصص بیهوشی به طور مداوم ، تا وقتی كه جراحی به اتمام برسد ، بررسی می شود . در بی حسی موضعی ، متخصص بیهوشی ، داروی بی حسی را به موضع مناسب تزریق می نماید . البته این داروها به صورت پماد، كرم ، قطره یا اسپری نیز وجود دارند كه در موارد لازم استفاده می شوند . در بی حسی منطقه ای داروی بی حس كننده ، یا در اطراف مایع نخاع كمری تزریق می شود كه در این حالت بسته به وضعیت بیمار تمام نیمه ی پایین بدن یا فقط یك طرف بدن بی حس می شود ؛ یا این كه دارو در فضای مجاور پوشش طناب عصبی تزریق می شود ، در این حالت پیام درد از نیمه ی پایینی بدن ارسال نمی شود ولی در عین حال بیمار می تواند حركت نماید . در بی حسی موضعی و منطقه ای معمولاً داروی آرام بخشی نیز به بیمار داده می شود . آماده شدن برای بیهوشی همیشه مستلزم انجام دادن آزمایش هایی ویژه با توجه به سن و جنس بیمار و همچنین مصاحبه پیش از بیهوشی است . بیمار معمولاً روز قبل از عمل با متخصص بیهوشی خود ملاقات می كند و می تواند حتی درباره انتخاب داروی بیهوشی یا بی حسی خود با او مشورت نماید . پزشك درباره بیماری های جسمی حاد یا مزمن مثل سرماخوردگی یا بیماری قلبی و دیابت ، داروهایی كه بیمار مصرف می نماید ، حساسیت ها، سابقه بیهوشی و مصرف الكل ، سیگار یا مواد مخدر سؤال می كند ، آنچه كه فرد به گروه پزشكی می گوید محرمانه است و برای سلامتی بیمار لازم است پس باید صادقانه جواب داده شود. بیمار باید پیش از مراجعه به بیمارستان برای عمل جراحی دقت كند كه اشیاء گران قیمت را در منزل بگذارد. برای عینك ، لنز یا دندان مصنوعی خود قاب همراه داشته باشد و قبل از رفتن به اطاق عمل آنها را خارج نماید . همچنین به دستور ننوشیدن و نخوردن یا نكشیدن چیزی در مدتی مشخص ، معمولاً ۱۰ ساعت پیش از عمل جراحی ، حتماً عمل كند . در غیر این صورت ممكن است با استفراغ درهنگام عمل یا بعد از آن به علت ورود غذا یا مایعات هضم نشده به ریه ها دچار خفگی شود . پس از انجام جراحی ، بیمار به بخش هوش آوری یا "ریكاوری" برده می شود و آنجا تا زمانی كه اثر داروهای بیهوشی برطرف شود می ماند . شنوایی معمولاً نخستین حسی است كه بر می گردد . متخصص بیهوشی در این بخش نیز علائم حیاتی و مراحل به هوش آمدن بیمار را تحت نظر دارد . بیمار ممكن است در این مدت دچار عوارض جانبی ناشی از بیهوشی شود، تهوع ، تشنگی ، لرز، نفخ ، گلو درد ا زعوارض بیهوشی عمومی ، و بی حسی و مورمور شدن، تهوع و درد پشت از عوارض بی حسی منطقه ای یا موضعی است . بیمار پس از خروج از بخش ریكاوری ، به بخش مربوطه خود فرستاده می شود. اگر قرار است همان روز به خانه بازگردد اعمالی وجود دارند كه باید برای احتیاط دست كم تا ۲۴ ساعت از آنها خودداری نماید . رانندگی ، كار با ماشین آلات ، گرفتن تصمیم های مهم ، مصرف دارو بدون مشورت با پزشك و مصرف الكل از جمله ی این اعمال هستند . بیمار می تواند در صورت بروز نگرانی یا داشتن هر سؤال با بیمارستان یا پزشك خود تماس بگیرد . ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
سلامتي عبارت است از: «رفاه كامل جسمي، رواني و اجتماعي و نه تنها بيمار يا ناتوان نبودن». اين موضوع كه عقل سالم در بدن سالم است از قرن ها پيش به عنوان يك آرمان اجتماعي شناخته شده است. پيامبران و خردمندان هم به واجدان و آگاهي توجه ويژه اي داشته اند. هنگامي كه مردم غرق درخواست هاي ارضا نشده و انواع فشارهايي باشند كه منجر به گمراهي شخص شود، با تسلط بر روح مي توانند بيش ترين تعادل عاطفي را به دست آورند. با اين ترتيب بهداشت روان عبارت است از رشد متعادلِ شخصيت و بينش عاطفي انسان كه او را قادر مي سازد با انسان هاي ديگر به صورت هماهنگ زندگي كند. بهداشت رواني يك موضوع منحصراً مربوط به روابط بين اشخاص نيست بلكه در رابطه اي جامعه با افراد و در رابطه با اجتماعي كه آن جامعه بخشي از آن را تشكيل مي دهد هم هست. همچنين سلامت روان بر مراكز اجتماعي كه بخشي از زندگي انسان را هدايت مي كنند و راه زندگي، كاركردن، وقت گذراندن، و راه به دست آوردن و هزينه كردن پول را تعيين ميكنند و راه شادماني، ثبات و امنيت را نشان مي دهند؛ هم توجه دارد. در سال 1950 كميتة كارشناسي WHO دربارة بهداشت رواني تعاريف گوناگون بهداشت رواني را بازبيني كرد و چنين نظر داد: «بهداشت رواني – بنا به شناخت كميته – متأثر است از عوامل زيست شناختي و اجتماعي. بهداشت رواني يك حالت ايستا نيست بلكه دستخوش درجاتي از نوسان و تغييرات است. نظر كميته گواه آن است كه توانايي شخص در تشكيل روابط هماهنگ با ديگران، مشاركت در ايجاد تغييرات اجتماعي و زيست محيطي و مساهمت سازنده در آن ها است. و همچنين دال بر آن است كه توانايي شخص به كسب ارضاء متعادل و هماهنگ با سائقه هاي غريزي بالقوه در تعارض است، كه طي آن به جاي نفي برخي از گرايش هاي غريزي به تلفيق كامل مي رسد و وسيله اي براي آزار ديگران نمي شود.» ويژگي هاي اشخاص از نظر رواني سالم
انواع بيماري هاي رواني بيماري رواني موضوعي وسيع است كه حدود آن گسترده و تعريف دقيق آن دشوارتر از بيان رنگ هاي كوهستان به هنگام غروب آفتاب است. بيماري هاي رواني «اصلي» و «جزئي» وجود دارند. بيماري هاي «اصلي» را «روان پريشي» (Psychosis) مي نامند. در اين حالت، شخص «ديوانه» است و واقعيت را احساس نمي كند. سه نوع بيماري عمده وجود دارد: (1) روان گسيختگي(Schizophrenia) (اسكيزوفرني) كه در آن شخص در دنياي رويايي خود به سر مي برد؛ (2) روان پريشيِ افسردگي – سرخوشي(Manic-Depressive) – كه در آن نشانه ها بين افسردگي ژرف و هيجان شديد نوسان دارند؛ (3) سوءظن شديد و هذيان گويي (Paranoia) (پارانويا) كه همراه با سوءظن شديد و بي دليل و با گرايش پيشرونده به سوي همة جهان در چارچوب يك توهم است. بيماري هاي «جزيي» بر دو دسته اند: (1) روان نژندي (نوروز) – در اين حالت بيمار نمي تواند در برابر موقعيت هاي گوناگون زندگي واكنش هنجار نشان دهد. او «ديوانه» به شمار نمي آيد ولي با وجود اين برخي نشانه هاي ويژه مانند ترس غيرعادي و اجبار و وسواس را از خود نشان مي دهد؛ (2) اختلال شخصيتي – اين دسته اختلالات، مرده ريگ تجربه هاي اسف انگيز و ادراك هاي كودكي است.
علل بيماريهاي رواني بيماري هاي رواني هم، مانند بيماري هاي جسمي به علل متعدد به وجود مي آيند. عوامل ناشناختة بسياري به عنوان عامل بيماري زا، ميزبان و محيط زيست در سير طبيعي بيماري هاي رواني دخالت دارند. از جمله عوامل شناخته شده ي بيماري هاي رواني عبارت اند از: (1) بيماري هاي عضوي، منشاء بيماري هاي رواني ممكن است بيماريهاي بدني مانند آرتريواسكلروز عروق مغزي، سرطان ها، بيماري هاي متابوليك، بيماري هاي عصب شناختي، بيماري غدد درون ريز و بعضي بيماري هاي مزمن مانند سل، جذام، صرع و... باشد؛ (2) وراثت – در بعضي موارد وراثت يك عامل مهم به شمار مي آيد. مثلاً كودكي كه پدر و مادرش هر دو روان گسيخته (اسكيزوفرن) باشند، چهل برابر بيش تر از كودك پدر و مادر سالم احتمال ابتلا به روان گسيختگي دارد؛ (3) علل ناشي از آسيب اجتماعي – در ايجاد هر بيماري مخلوطي از عوامل زاگ شناختي (ژنتيك) و زيست محيطي بايد وجود داشته باشد. عوامل اجتماعي و زيست محيطي مرتبط با بيماري هاي رواني عبارت اند از: نگراني ها، دلواپسي ها، تنش عاطفي، فشار، ازدواج اجباري، گسستگي خانواده، فقر، صنعتي شدن، شهرنشيني، تغيير ساختار خانواده، حركات جمعيت، عدم امنيت اقتصادي، طرد شدن، ستم، از ياد رفتن و.... محيط اجتماعي نه تنها تعيين كنندة طرز بينش افراد است بلكه «چهارچوب» لازم براي تنظيم سلامت رواني را هم فراهم مي كند. عوامل زيست محيطي به جز از طريق روان شناختي هم مي توانند موجب رفتار نابههنجار انسان شوند، از جمله: (1) مواد سمي؛ مانند: جيوه، دي اكسيد كربن، منگنز، قلع، تركيبات سرب و...؛ (2) داروهاي روان گرا؛ مانند: باربيتوراتها، الكل، گريزفولين؛ (3) عوامل تغذيه اي؛ مانند تيامين و پيريدوكسين؛ (4) كمبود مواد معدني؛ مانند: كمبود يد؛ (5) عوامل عفوني دوران بارداري (مانند سرخك و سرخجه)، حول زايماني و پس از زايماني هم مي توانند اثر نامطلوب بر تكامل مغزي و تلفيق اعمال رواني داشته باشند؛ (6) عوامل ضربه اي؛ مانند: حوادث شغلي و تصادف جاده اي؛ و (7) پرتوتابي – دستگاه عصبي در برابر پرتوتابي به هنگام تكامل عصبي حساس است. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
آشنايي با بدبينی
بدبينى يا سوء ظن، از بيماري هاى خطرناك روانى است كه هر كس به آن گرفتار شود، ناراحتي، رنج ها و دردها در انتظار اوست. اين بيمارى گاه چنان شدت مى يابد كه شخص مبتلا، به هر چه مى نگرد يا به هر چه فكر مى كند، مى كوشد نقص يا عيبى در آن بجويد و نيكويي هاى آن را از نظر دور كند. سوء ظن به معناي بدگماني بوده و يکي از رذائل اخلاقي است که در دين اسلام و در قرآن کريم به شدت از آن نهي شده است. اين خوى ناپسند و بيمارى اخلاقى اعتماد افراد را نسبت به يكديگر از بين مى برد و به آبرو و اعتماد آنها آسيب مى رساند. بدبينى بزرگ ترين مانع همكاري هاى اجتماعى، اتحاد و به هم پيوستگى دل هاست و انسان را گوشه گير ، تك رو و خودخواه بار مى آورد. بدگمانى سرچشمه خشم ها، جنگ و خونريزى هاست. بدبين يا بايد از همه كناره گيرد يا فقط تظاهر به دوستى كند و خود را چنان بنمايد كه در باطن آن گونه نيست و چون به اشخاص و رويدادها با عينك بدبينى مى نگرد، نمى تواند با بى طرفى و بى نظرى، آن ها را بررسى كند و آن پديده يا شخص را آن گونه كه هست بشناسد. در نتيجه، دچار قضاوت نادرست مى شود و اين خود موجب عقب ماندگى است و نيز موجب بهره نگرفتن از فرصت ها و افراد با ارزش است. سوء ظن باعث جستجو در كار ديگران مي شود كه عوارض خطرناكى دارد و نيز موجب غيبت و بدگويى از ديگران مي گردد كه آن نيز گناهى بزرگ و زيانبار است. براي روشن شدن مطلب به حكايت زير توجه كنيد: آرام از صخره ها بالا رفت و وقتي به نوک صخره رسيد سرش را به سمت آسمان بلند کرد و فرياد زد: - خدايا!!! مي شنوي صدايم رو؟ من رو مي بيني؟ آسمان پر از ابر، برقي زد و غريد! - چرا مي گي نه؟ مگه تو خدا نيستي؟ مگه هميشه نمي گي با بنده هاتي و ما رو مي بيني؟ حالا که ازت مي پرسم مي گي نه؟؟؟ نااميد، خسته و از همه جا بريده، خود را از آن بالا پرت کرد پايين، تا زندگي اي را که خدا به او هديه کرده بود از بين ببرد! آن طرف تر، در فاصله اي نه چندان دور، فردي ديگر از صخره هاي کوه سر به فلک کشيده بالا رفت و وقتي به نوک صخره ها رسيد، سرش را به سمت آسمان بلند کرد و فرياد زد: - خدايا!!! مي شنوي صدايم رو؟ من رو مي بيني؟ آسمان پر از ابر برقي زد و غريد! چشم هاي مرد از خنده و شادي برقي زد و گفت: - مي دونستم که به يادمي! اين عکس رو هم واسه همين گرفتي، مگه نه؟ مي خواي هميشه به يادم باشي؟!! و خوشحال از بالاي کوه پايين آمد تا زندگي اي را که خدا به او هديه داده بود، ادامه دهد. تقسيمات بدبيني: 1- اختلال شخصيت بدبيني 2- اختلال هذياني يا هذيان بدبيني 3- بيماري اسكيزوفرنيا، نوع پارانوئيد يا بدبيني فرد مبتلا به اختلال "شخصيت بدبيني"، به همه چيز و همه كس، به ديده شك و ترديد نگاه مي كند و حالت دفاعي به خود گرفته و آن ها را تهديد آميز تلقي مي كند. بعضي از اين بيماران تصور مي كنند كه تحت تعقيب هستند، يا كسي مي خواهد آن ها را بكشد يا مسموم كند. تعدادي از اين بيماران، دچار هذيان حسادت، يا بزرگ منشي يا خود بزرگ بيني هستند. در فرد مبتلا به اسكيزوفرنياي نوع پارانوئيد، اوهام گزند و آسيب رسيدن، تحت تعقيب بودن، يا خود بزرگ بيني وجود دارد. از لحاظ علت شناختي، عوامل مختلفي در ايجاد بدبيني، دخالت دارد. وجود فضاي شك و ترديد، ترس، تظاهر، بي اعتمادي، دروغگويي و زورگويي در خانواده و محيط، از عوامل زمينه ساز اين بيماري است. تجربه هاي ناخوشايند فردي، خانوادگي و اجتماعي، مي تواند در ايجاد بيماري، نقش داشته باشد. ويژگي هاي ارثي و سرشتي و عوامل زيست شناختي، نقش مهمي در شكل گيري و بروز اين بيماري دارد. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
نابغه به فردي اطلاق مي شود كه با ابتكار و توانايي خود بتواند از عهدة كارهاي ابداعي و اختراعات و برنامه ريزيهاي مهم كه افراد ديگر از آن عاجرند برآمده، نظريات و كشفيات او از لحاظ كيفي و كمي قابل ارزش و حتي خارق العاده باشد و جامعه براي آن ارزش قابل ملاحظه قائل شود. احتياج نيست حتماً يك نابغه مخترعي عالي و دانشمندي برجسته باشد بلكه يك رهبر سياسي يا رهبر اقتصادي به سهم خود نابغه بوده و اعمال مديريت و برنامه ريزي صحيح و منطقي از ويژگيهاي نبوغ است. به طور كلي استعداد سرشار و بيش از حد، كنجكاوي، وسواس، علاقة شديد و دائمي و خستگي ناپذير براي كارهاي ابتكاري و فكري مهم و برجسته و تقسيم ساعات كار در يك زمينة خاص از ويژگيهاي نبوغ به شمار مي آيد. خصوصيات فوق موضوع عامل اختصاصي اسپيرمن را به خاطر مي آورد. اسپيرمن عقيده دارد عامل اختصاصي موجب انواع بلوغ است و نسبت دو عامل عمومي و اختصاصي براي موفقيت در رشته هاي گوناگون متفاوت است و با افزايش سن اهميت عامل اختصاصي بيشتر مي شود. تعداد نوابغ در اجتماع در كتابهاي مختلف يكسان گزارش نشده است. جدول زير عيناً از كتاب روان پزشكي كودك تأليف هيل شرلي كه در سال 1963 به چاپ رسيده استخراج شده است:
گالتون كه خود هوشبهر 200 داشته و از 5/2 سالگي قادر به خواندن كتاب بوده در گزارش خود مي نويسد: افراد با هوشبهر 180 يك در هفتاد و نه هزار ديده مي شود. و همچنين وكسلر در مطالعة خود افراد با هوشبهر 130 به بالا را 2/2% افراد مورد آزمايش گزارش كرده است. از آنجا كه به احتمال قوي تعداد زيادي از كودكان سرآمد و ممتاز امروزي رهبران، كاشفان و نوابغ آينده را تشكيل خواهند داد، در نتيجه مطالعة خصوصيات دوران كودكي و گذشتة رهبران و نوابغ فعلي ممكن است تا اندازه اي علت و عواملي را كه باعث نبوغ مي شود روشن سازد. آمار نشان مي دهد 5/1% قبل از سه سالگي، 10% قبل از چهار سالگي و 20% قبل از پنج سالگي قادر به خواندن كتاب بوده اند. عدم تعادل رواني، اختلالات رفتاري، تأخير در رشد متعادل جسماني و رواني نوابغ كه توسط مادن در سال 1833 و سان بورن در سال 1885 و لومبروسو در 1905 گزارش شده (اگر چه هنوز هم بطور جسته گريخته وجود دارد) صرفنظر از اينكه بوسيله مطالعات اخير تأييد نگرديده در تمام گروهها بطور نسبي وجود دارد و مسلماً نوابغ نيز از اين مشكلات مستثني نيستند. مطالعات گالتون در 1869 و دكاندول در 1885 و اليس در سال 1904 نشان داده است كه سوابق خانوادگي مردان علم و هنر، نويسندگان و مخترعان تقريباً بهتر از افراد طبيعي جامعه بوده است. در اين مطالعات ثابت كرده اند كه بين ظهور نبوغ و عوامل محيطي، اجتماعي، تحصيلي و اقتصادي ارتباطي مطلوب وجود داشته است و بخصوص روي اين عوامل تأكيد فراوان شده است. سالي و اليس سلامتي جسمي و رواني و رشد زودرس هوشي رهبران و نوابغ را در 80% موارد گزارش داده اند. مطالعات رينولد و برادلي در 1983، كولمن و فولتز در 1985 و همچنين روبينسون در 1985 و ديگران مؤيد نظريه هاي فوق هستند. مطالعات يودر در مورد پنجاه نابغه نشان داده است كه نوابغ مانند افراد ممتاز، از لحاظ جسمي، قد و هيكل از حد متوسط جامعه بهتر بوده اند. والدين در موقع تولد اين كودكان در سالهاي جواني و شباب و از نظر رواني متعادل تر بوده اند. در اين افراد درك و فهم سريع، يادگيري سريعتر، حافظه قوي و علاقة به بررسي و تحقيق علمي و رهبري كاملاً مشهود بوده است. يودر تأكيد مي كند همان طور كه براي رشد طبيعي فعاليتهاي ذهني، عوامل محيطي مساعد نقش مهمي دارند؛ در رشد فعاليتهاي ذهني اين افراد نيز عوامل محيطي مناسب نقش مهمي را ايفا كرده اند. از لحاظ مليت و نژاد نوابغ همان خصوصيات افراد ممتاز را داشته و حتي ساكنان اروپاي شمالي و انگلستان برتري بيشتري را نشان داده اند. از لحاظ جنسي موضوع عيناً مانند كودكان ممتاز قابل بحث و لاينحل مانده است. از نظر سابقة فاميلي و خانوادگي همان مشخصات و سوابق خانوادگي كه در كودكان ممتاز يادآور شديم دربارة نوابغ نيز صدق مي كند. از لحاظ سلامتي جسم و روان، گزارش ولف و مايلز را كه در سال 1936 منتشر شده ذكر مي شود:
12% بهتر از افراد طبيعي جامعه هستند از لحاظ جسمي افراد نابغه 58% مانند افراد طبيعي هستند 28% ضعيف تر از افراد طبيعي هستند 2% خيلي ضعيف تر هستند
14% بهتر از حد متوسط و افراد طبيعي جامعه هستند از لحاظ رواني و عاطفي 64% در حد متوسط جامعه هستند 14% ضعيف تر از حد متوسط جامعه هستند 8% ناراحت و مبتلا به ناراحتي هاي عصبي رواني هستند
به طوري كه ملاحظه مي شود افراد نابغه از نظر سلامتي جسمي و رواني اكثراً در حد متوسط جامعه هستند و از اينكه در بعضي مطالعات مانند لومبروزو عكس آن گزارش شده است صحيح به نظر نمي رسد. آنچه مسلم است استعداد اين افراد به ناراحتيهاي عاطفي و رواني بيشتر از جسمي است. اگرچه عده اي عقيده دارند كه بيماريهاي رواني و اختلالات رفتاري در بين نوابغي كه تصورات خيالي يا قوة تخيلي دارند نظير نويسندگان، نقاشان و موزيسين ها به مراتب بيشتر از مردان عمل و محققان علمي است، ولي وجود تعداد كمي از افراد نامتعادل در بين نوابغ نمي تواند رابطة قابل قبولي بين نبوغ و بيماريهاي رواني باشد. زيرا در تمام گروههاي اجتماع مبتلايان به عدم تعادل رواني وجود دارد. ولي در مقام مقايسه شواهد حاكي از آن است كه در بين افراد ممتاز حتي در حد خلاقه و سازنده تعادل بيشتري از نظر رواني و جسمي وجود دارد و به عبارت ديگر اين افراد بيشتر از سلامتي جسمي و رواني برخوردارند. قدرت خلاقيت اين افراد را بايد به ثبات عاطفي آنها نسبت داد نه بيماري رواني (كاك نيف) اولاً اگر درباره نوابغ نشانه هاي اختصاصي از عدم تعادل رواني گزارش شده است متأسفانه معلوم نيست كه اين نشانه ها تا حد وجود داشته اند زيرا دامنة تعادل كامل يا عدم تعادل رواني خيلي وسيع است. ثانياً اگر در تاريخچة مردان برجسته نظريه هاي وجود دارد كه اين افراد در دوران كودكي يا نوجواني و حتي جواني افرادي حساس، خودخور، عصباني، گوشه گير، خودخواه و لاقيد بوده اند اكثراً به علت ضعف محركات محيطي و اجتماعي، عدم اعتماد به ديگران و از طرف ديگر به اين علت بوده است كه اطرافيان نيازهاي آنان را نمي فهميدند و نمي توانستند به سؤالاتشان جواب دهند و حتي از درخواست و پيشنهادهايشان گيج شده و ممكن بوده آنان را مورد انتقاد قرار دهند. اين افراد از همان ابتدا احساس مي كنند كه توسط افراد عادي درك نمي شوند و كارهايشان مورد قبول اوليا و همشاگردان و مربيان نيست لذا از همان كودكي احساس طردشدگي، بي مهري و تنهايي مي كنند و چون تعدادشان بسيار كم است، رفتارشان از نظر كلي غيرطبيعي و عجيب و غريب جلوه مي كند كه اغلب حمل بر ناراحتي رواني مي شود. خوشبختانه اكثر اين افراد سازش و تطابق با محيط را به نحو احسن و بهتر از حد متوسط جامعه انجام مي دهند و قادرند كه ناكاميهاي خود را از طريق پيشرفت در امور جبران نمايند و حتي سازش اين افراد در زندگي زناشويي يا خانوادگي بهتر از بقيه گزارش شده است. 10% موارد ناراحتي مختلف جسمي، عصبي و رواني در اين افراد را نمي توان حمل بر وجود بيماريهاي رواني و اختلالات شخصيتي آنها كرد. اين افراد مانند ديگران مصونيت در مقابل مشكلات اجتماعي و عاطفي را ندارند و هرچه هوشبهر بالاتر داشته باشند بعلت حساسيت بيش از حد و مخصوص آسيب پذيري بيشتري دارند و اگر هم اختلالات رفتاري و شخصيتي داشته باشند كمتر ممكن است از نوع رفتارهاي غيراجتماعي يا ضد اجتماعي مانند دروغگوئي، دزدي يا انحراف اخلاقي باشد. اگرچه براي انجام دادن بعضي از جرايم و جنايات و استثمار ديگران به قدرت هوشي بيشتر نياز است و بالا بودن سطح هوشي مانعي براي مجرم شدن نيست. مطابقت با رفتارهاي اجتماعي هميشه دليل بر سلامت فكر محسوب نمي شود و اكثر افرادي كه در تحولات علمي، اجتماعي، اخلاقي و پيشرفت خلاقيت قدم بر مي دارند در جهت مسير اكثريت نيستند و طبق عقيدة توماس و هنري، اين افراد مطابق زمينة استعدادهاي ذاتي خود عمل مي كنند و كارهاي آنها خطرناك و ضداجتماعي نبوده بلكه مفيد نيز مي باشد. اين افراد به تيزهوشي و تفاوتهاي خود با ديگران واقفند و همواره جامعه را از خودشان عقب تر مي بينند، در سطحي بالاتر از جامعة معاصر خود فكر مي كنند و تقريباً هميشه سازنده و رهبرند. بنابراين به جاي تطبيق و سازش با جامعه وضعي پيش مي آورند (انقلاب - اختراع) كه جامعه با آنها سازش كند. اين افراد از لحاظ سني پايينتر و از نظر فكري بالاتر هستند و در مقابله با هم دوره هاي خود احساس ضعف جسمي مي كنند. ارتباط اين كودكان با ساير افراد خانواده طبيعي و متعادل نيست چون غالباً والدين آنها را با برادران و خواهران ديگر، كه مسلماً از نظر هوشي در حد پايين تري قرار دارند، مقايسه مي كنند اين عمل به طرق مختلف كودك تيزهوش را آزرده و ناراحت مي كند. سازگاري در مدرسه به علت سرعت در يادگيري و درك سريع با مشكلاتي مواجه مي شود. مثلاً كودكي كه مطالب كلاسهاي دوم و سوم را مي داند مجبور است در كلاس اول بنشيند يا يك كودك 10 ساله با هوشبهر 170 به بالا با افراد 17 ساله با هوشبهر100 در يك كلاس بنشيند لذا از نظر فعاليتهاي غيردرسي ضعيف تر از ديگران است و در نتيجه، سازش مطلوب حاصل نمي شود. مطالبي كه در بالا به آن اشاره شد شايد بتواند وجود علائم عصبي و رواني اين افراد و حتي تنبلي و عادي بودن آنان در دوران تحصيلي (نوابغ كم پيشرفت) را توجيه كند. مي گويند يكي از دلايل افسردگي و ناراحتي اين افراد شايد به اين جهت است كه اكثر نوابغ والدين نابغه ندارند و نمي توانند فرزندان نابغه نيز داشته باشند. همانطوريكه گذشت افراد تيزهوش و نوابغ از نظر جسماني، عقلاني، برخوردهاي اجتماعي، ثبات عاطفي و... مقدم هستند و خطر اينجاست كه اين افراد را انسانهاي خارق العاده كه از تمام مسائل مصون بوده و قادر به همه كارها هستند و هيچ ضعف و نقصي ندارند دانست. كارهاي خارق العاده اين افراد سرشناس جامعه كه غالباً باعث تعجب اطرافيان مي شود به رفتارهاي عجيب و غريب و ناراحتيهاي رواني آنها توجيه مي شود و چون افراد شناخته شده اي هستند لذا اعمال آنها بيشتر جلب توجه مي كند. از نظر موقعيت، نوابغ در بالاترين حد جدول استعدادهاي انساني قرار دارند. گالتون عقيده دارد همانطوريكه در منحني توزيع عمومي در پائين ترين نقطة منحني افراد عقب مانده قرار دارند در بالاترين حد نيز بايد افرادي وجود داشته باشند. گالتون بر استعدادهاي ذاتي اين افراد تأكيد مي كند و مي گويند طبيعت صلاحيت و شايستگي را در وجود اين افراد به وديعه گذاشته تا بتوانند برداشت و يادگيري صحيح تر و بيشتري داشته باشند. در واقع هوش و خرد، خلقت ايزدي است كه در شرايط خاص و مطلوب محيطي و اجتماعي، موجب بهره برداري صحيح تر و به موقع شده و آثار نبوغ را ظاهر مي سازد. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
بسیاری از ما تصور می کنیم که اشتباه یا خودپسندانه است که خیلی از ویژگی های خوب را دارا هستیم . ممکن است بسیاری از ما وقت خود را برای سرزنش صفات منفی خود صرف کنیم و فکر کنیم که انتقاد از خود کلید اصلاح عملکرهایمان است. تمرکز دائمی روی عیب های فرضی می تواند مانعی برای برقراری ارتباط با دیگران باشد. در صورتی که ما فکر کنیم که ماهیت درونی ما دارای نقطه ضعف هایی است ، چگونه می توانیم باور کنیم که دیگران قادرند ما را دوست داشته باشند و یا اگر تصورمی کنیم کسل کننده تر از آن هستیم که کسی را جذب کنیم؟ ممکن است تعجب کنیم که دیگران قادرند ویژگی های خوبی را در ما درک کنند در حالی که ما احساس می کنیم ویژگی های خوبی در خود نداریم .برای اینکه دیگران به ما علاقمند شوند باید بتوانند براحتی بهترین صفات و ویژگی های ما را ببینند. اگر ما بر روی صفات خوبمان تمرکزکنیم اعتماد بنفس بیشتری خواهیم داشت و این به معنی آن است که ما هم چیزهای با ارزشی برای عرضه کردن در روابطمان داریم. اگر می خواهید از لحاظ اجتماعی فرد موفقی باشید باید این حقیقت را قبول کنید که قرار نیست همه شما را تحت هر شرایطی دوست داشته باشند و به خصوص در همان دیدار اول شیفته ظاهر شما شوند . هر فردی الگوهای منحصر بفردی برای دوست داشتن و یا دوست نداشتن دارد که قبل از آشنایی با شما در وی شکل گرفته است .اگر به نظر می رسد شخصی شما را دوست ندارد نباید خود را بعنوان فردی ناموفق محکوم کنید. اگر شخصی شما را دوست ندارد شاید ارتباطی به شما نداشته باشد . شخصی که شما را دوست ندارد ممکن است ترسو، پرمشغله ویا خجالتی باشد. شاید شما و آن شخص صرفا در این زمان خاص با هم ناهماهنگ باشید. خودتان را از بازی بیرون نکشید با این تصور که اشتباهات شما بسیار بیشتر از امتیازهای شما هستند.در حقیقت خیلی از صفاتی که شما آنها را عیب و نقص تصور می کنید ممکن است برای شخصی دیگر جذاب و دوست داشتنی باشد.کل فاکتورهایی که ممکن است سبب شود شخصی شما را نپذیرد به اندازه ی فاکتور هایی هستند که موجب تفاهم بین شما و فرد دیگری می شود. شما ممکن است مقداری اضافه وزن داشته باشید ولی در عوض ممکن است لبخندی فوق العاده و یا شورو شوقی زیاد برای زندگی داشته باشید.بسیاری از مردم هستند که اضافه وزن شما حقیقتا به چشمشان نمی آید.ممکن است شما ماشین کهنه ای داشته باشید ولی رفتاری خیلی تاثیر گذار داشته باشید و یا دوستی وفادار باشید.مردم بسیاری وجود دارند که در جستجوی وفاداری، سرگرمی، مهربانی و شوخ طبعی هستند و صورت ظاهر فردی که مقابلشان قرار می گیرد برایشان مهم نیست. اگر شما به اندازه ای زیبا نیستید که بتوانید با زیبایی خود دیگران را جذب کنید، بخاطر داشته باشید که همه به دنبال زیباییهای ظاهری در دوستانشان نیستند. شما می توانید تصمیم بگیرید که چون پولدار نیستید و ماشینی زیبا ندارید احساس حقارت کنید و آنها را دلایلی برای نداشتن دوستان زیاد در زندگی خود بدانید.از طرف دیگر اگر ثروتمند باشید ممکن است بدگمان باشید که همه دنبال پول شما هستند و هیچکس شما را بخاطر خودتان دوست ندارد. نکته اینجاست شما می توانید هرچیزی را به طور ناعادلانه دلیلی بدانید برای اینکه دوستی ندارید و نمی توانید ارتباط برقرار کنید. کی از راههایی که شما می توانید به خودتان یادآوری کنید که کدام ویژگی های شما خوب هستند این است که لیستی از ویژگی های خوب خودتان بنویسید و اغلب اوقات آن را مرور کنید.تنها در ذهن خود به صفات خوب خود فکر نکنید، واقعا برای نوشتن لیستی از صفات خوبتان تلاش کنید. عمل نوشتن کمک می کند تا قدرت این تصور در ذهن شما تقویت شود.از اینکه به صفات خوب خود امتیاز بدهید شرمنده نباشید.اگر هیچ نظری راجع به اینکه کدام یک از صفات شما خوب هستند ندارید از افراد دیگری که آنها را می شناسید بپرسید. وقتی لیستی از صفات خوبتان تنظیم می کنید به اندازه ای سخاوتمند باشید که گویا در تعریف از بهترین دوستتان در دنیا هستید.اگر هنوز کسی را به عنوان بهترین دوست ندارید، دوستی دانا و دوستداشتنی که شما را حقیقتا می شناسد و تحسینتان می کند را در ذهن خود تصور کنید.آن دوست در مورد ویژگی های خوب شما چه خواهد گفت؟ در اینجا صفاتی وجود دارد که ممکن است با شما متناسب باشد.برای تنظیم لیست خود با آزادی عمل کنید و به آن صفات جدید را اضافه کنید. ویژگی های خوب من عبارت اند از : من مهربانم هرگز غیبت نمیکنم خلق و خوی آرامی دارم اطلاعات زیادی راجع به ورزش دارم من با خیلی ها رابطه ی خوبی دارم برای کمک به دیگران حتی مسیرم را عوض می کنم. شما می توانید لیستتان را به همراه داشته باشید و هر روز آن را چندین بار بخوانید و هرگاه ویژگی خوب دیگری را در خود کشف کردید به آن اضافه کنید.نسبت به تعریف های دیگران از شما هشیار باشید، ویژگی های مثبتی که دیگران در شما می بینند نیز می تواند وارد لیست شما شود. هنگامی که دیگران را ملاقات می کنید همه ی ویژگی های فوق العاده ای را که دارید به خود یادآوری کنید.این بر می گردد به زمان قبل از ملاقات شما با کسانی که آنها نیز به این صفات ارج می نهند. یادبگیرید آرامش خود را حفظ کنید و به جای اینکه خود را به خاطر عیب و نقص ها سرزنش کنید روی ویژگی های خوبی که برای عرضه کردن دارید تمرکز کنید.بدانید بینندگانی برای مجموعه استعدادهای ویژه ی شما وجود دارند و به دنبال کسانی باشید که این استعدادها را تحسین می کنند. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
بیماری بی اشتهایی عصبی یا ANOREXIA NERVOSA از امراض حاد و بسیارجدی است كه در صورت عدم درمان، افسردگی شدید، انزوای فراوان در پی دارد. همان قدر كه اضافه وزن زیان بار و گاه خطرناك است، كاهش شدید وزن و نامتعادل شدن بدن هم می تواند به خطرات جدی بیانجامدANOREXIA NERVOSA . اغلب یك بیماری زنانه است. بیماری ANOREXIA NERVOSA كه لاغری مفرط با ریشه روانی است، به شكل های گوناگون بروز می كند. وقتی بیمار به شدت وزن كم می كند و هنگامی كه برای افزایش وزن بی رویه به دارو پناه می برد و یا زمانی كه بی دلیل از داروهای كاهش وزن استفاده می كند و هنگامی كه به اندازه كافی غذا نمی خورد و یا با غذا بازی می كند، هنگامی كه دچار بی اشتهایی بدون علت است و اوقاتی كه در سه دوره متوالی، خونریزی قاعدگی اش قطع می شود و یا به شكلی كاملاً افراطی به وزن كردن آنچه می خواهد بخورد می پردازد، دچار این بیماری شده و یا در آستانه مبتلا شدن به آن است.
زنانی كه به این بیماری مبتلا هستند احساس زشتی می كنند، عزت نفس ندارند و از غذا خوردن بیزار و در هراس هستند. معمولاً این گونه بیماران تمایلی به غذا خوردن در حضور دیگران ندارند. بعضی از آنان در طول روز چندین بار خود را وزن می كنند و با وسواسی بس افراطی حس می كنند كه باید لاغرتر باشند و به همین دلیل ساعات طولانی گرسنگی را تحمل می كنند. این گونه افراد، تمایل زیادی به جلب توجه و محبت دیگران احساس می كنند و همین احساس هم باعث پرداختن بیش از حد به مقوله كاهش وزن در آنان منجر می گردد. برخی از افراد گرفتار این بیماری، با خوردن غذا احساس گناه می كنند و گاه دچار عذاب وجدان می شوند و برخی دیگر با تمام وجود به ورزش های افراطی می پردازند. باید این نكته را در نظر داشت كه تمایل و یا اقدام به خودكشی از نشانه های پیشرفت شدید این بیماری است. دیده شده كه زنان حامله گرفتار این بیماری، با این روند به خود و جنین آسیب های جبران ناپذیری وارد می كنند. این گونه افراد تمایلی به ماندن در اندام مادرگونه ندارند و همین امر آنان را از خوردن غذاهای مغذی و مورد نیاز بازمی دارد. معمولاً درمان اضطراب و افسردگی می تواند دروازه ای برای عبور به سمت سلامتی این گونه بیماران باشد. این بیماری هر چند به سختی ولی قابل درمان است، اما به حمایت نزدیكان و آشنایان و البته كسانی كه مورد توجه و علاقه او هستند، نیاز فراوان دارد. به عبارت دیگر، پشتیبانی عاطفی از زنان و دختران دچار این بیماری، مهمترین عامل در كمك به بهبودی حال آنان است.
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
برای آغاز یک زندگی سالم، مسلماً چیزی جز سلامت و صحت طرفین ملاک نیست.به همین منظور، عروس و داماد با مراجعه به محضر از انجام پارهای آزمایشات مطلع میشوند. محضر، زوجین را با معرفینامه عکسدار مهرشده به آزمایشگاه میفرستد.
آزمایشات مربوطه شامل : ۱- آزمایش عدم اعتیاد از هر دو نفر؛ اعتیاد به عنوان یک معظل اجتماعی است و تأثیرات سویی که بر ادامه یک زندگی دارد مورد توجه ویژه قرار گرفته است. ۲- بررسی بیماری سیفلیس؛ انجام این تست برای آقایان الزامی است. ۳- بررسی زوجین از نظر تالاسمی؛ تالاسمی یک نقص ژنتیکی است که به دلیل شیوع بالای آن مورد توجه قرار میگیرد. ۴- تزریق واکسن کزاز برای خانمها. ۵- گذراندن کلاس مشاوره تنظیم خانواده. آزمایش VDRL سیفلیس یک بیماری مقاربتی عفونی است که عامل آن یک نوع باکتری به نام ترپونما پالیدوم میباشد.این باکتری به طور طبیعی فقط انسان را آلوده میکند و از آنجایی که بسیار حساس و ظریف است برای ایجاد بیماری در بیشتر موارد تماس مستقیم با منبع آلودگی لازم است. ترپونم از طریق خراش جزئی در پوست یا غشای مخاطی اندام تناسلی یا دهان و غیره وارد بدن میشود. سیر بیماری سیفلیس به ۳ دوره تقسیم میشود: ۱- دوره اول با ورود باکتری و ایجاد یک زخم نسبتاً سفت در ناحیه تناسلی به نام شانکر مشخص میشود، پایان این دوره همراه با بهبودی خود به خود این زخم است. ۲- پس از آن، دوره دوم شروع میشود که مشخصه بارزآن ایجاد یک عفونت فراگیر است، یعنی باکتری بهطور وسیعی در بدن پخش میشود و سبب ایجاد ضایعاتی در مخاطها، چشمها، استخوانها، مفاصل و سیستم قلبی- عروقی و عصبی مرکزی میشود. سیستم دفاعی بدن در اکثر بیماران درماننشده، قادر به مقابله با این هجوم گسترده باکتری در خون است. به عبارت دیگر بیشتر مبتلایان درماننشده، قابلیت لازم برای از بین بردن عفونت و ایجاد بهبودی بیولوژیک را دارند. ۳- بیماری در ۴۰ درصد بیماران درماننشده از حالت ژنرالیزه خارج و وارد دوره سوم میشود. در این مرحله به علت واکنشهای بیش از معمول دفاع سلولی بدن (سیفلیس هیپرآلرژیک) بافتها و اعضای بدن تخریب میشوند. مهمترین ضایعات، مربوط به دستگاه قلبی- عروقی (سیفلیس قلبی- عروقی) و دستگاه عصبی (سیفلیس عصبی) است. این عوارض ۱۰ تا ۲۰ سال پس از شروع بیماری ظاهر میشوند.موارد مرگومیر این بیماری مربوط به دوره سوم (سیفلیس عصبی یا قلبی- عروقی) است. سیفلیس مادرزادی مادر مبتلا به سیفلیس پس از ماه چهارم بارداری میتواند جنین خود را آلوده کند. اگر عفونت مادر شدید باشد، جنین سقط میشود ولی اگر عفونت مادر خفیف باشد، بچه زنده به دنیا میآید و علایم مختلفی از خود نشان میدهد.اگر ۲ سال پس از ابتلا، مادر باردار و جنین مبتلا شود، جنین میتواند سقط شود یا با علایم دوره دوم سیفلیس اکتسابی متولد شود. ولی اگر بعد از ۲ سال یعنی زمانی که مادر وارد دوره سوم سیفلیس شده بارداری رخ دهد، نوزاد متولدشده میتواند بدون علایم خاصی باشد یا علایم مشخصی مثل سهگانه هوچینسون را نشان دهد.
معمولاً این سه علامت هوچینسون که تا ۲۰ سالگی خود را نشان میدهند عبارتند از: ۱- دندانهای هوچینسون که دندانهای تغییر شکلیافته ثنایای دایمی است. ۲- کدورت قرنیه که منجر به کوری میشود. ۳- ضایعه عصب زوج هشتم که منجر به کری میشود. درمان این بیماری در کلیه مراحل ذکرشده به کمک آنتیبیوتیک پنیسیلین انجام میشود، ولی نوع و میزان مصرف آن به مرحله بیماری بستگی دارد.پس از کشف پنیسیلین از تعداد مبتلایان به آن کاسته شد ولی از سال ۱۹۵۸ مجدداً تعداد مبتلایان، سیر صعودی پیدا کردند. دلایل آن را میتوان به عوامل متعدد اجتماعی و اخلاقی ربط داد. مثل عدم رعایت اصول اخلاقی، آزادی و بیبند و باری، افزایش روابط جنسی، مهاجرت مردم و جهانگردی و وجود بیمارانی که به بیماری خود توجهی ندارند. در کشور ما به منظور پیشگیری از شیوع این بیماری با توجه به شرایط حاکم بر جامعه، انجام آزمایش تشخیصی برای کلیه مردان در زمان ازدواج و فقط خانمهایی که ازدواج مجدد هستند، اجباری است. همچنین برای جلوگیری از بروز موارد سیفلیس مادرزادی، این آزمایش جزء آزمایشات روتین دوران بارداری هم است.محضرها در فرمهای معرفینامه خود از این آزمایش با عناوین متفاوتی نام میبرند. به عنوان مثال: تست بیماری آمیزشی، تست بیماری مسری، آزمایش خون، آزمایش VDRL. برای انجام این آزمایش کمی سرم (یا پلاسما) خون مورد نیاز است. پس از خونگیری و جدا کردن سرم (یا پلاسما)، یک قطره از سرم را روی صفحه خاصی قرار میدهند و به آن یک قطره معرف مربوطه را اضافه میکنند و اجازه میدهند ۸ دقیقه روی دستگاهی که حرکت چرخشی در سطح افق دارد (روتاتور) با یکدیگر مخلوط شوند و پس از آن تشکیل دانههای سیاهرنگ مورد بررسی قرار میگیرد. حضور دانههای سیاهرنگ یعنی مثبت بودن. از آنجاییکه این روش جزء روشهای غربالگری محسوب میشود (یعنی در بیشتر موارد نتیجه منفی آن ارزش تشخیصی دارد) ولی نتیجه مثبت آن میتواند به دلیل برخی بیماریهای دیگر مثل بیماریهای خودایمن، بیماریهای کبدی (هپاتیت حاد …) بیماریهای عروقی و عفونتهای ویروسی مفید باشد. لذا نتایج مثبت حاصله را باید با یک روش تأییدی اثبات کرد. این روش در اغلب آزمایشگاههای مراکز بهداشتی انجام نمیشود در اینگونه موارد، شخص مورد نظر با یک معرفینامه به سازمان انتقال خون فرستاده میشود. آزمایش تأییدی، FTA-Abs نام دارد. با نتیجه مثبت این آزمایش، مرحله بیماری قابل تشخیص نیست (در کلیه مراحل این بیماری آزمایش FTA مثبت میشود، حتی در دوره بهبودی) لذا فرد باید توسط متخصص مورد بررسی قرار گیرد و در صورت نیاز اقدام درمانی انجام شود. پس از پایان درمان و اجازه کتبی پزشک معالج صدور گواهی ازدواج توسط آزمایشگاه بلامانع خواهد بود. آزمایش اعتیاد نمونه ادرار از زوجین به منظور شناسایی افرادی که ترکیبات تریاک را استعمال میکنند، گرفته میشود. مصرف مواد مخدر جزء ناهنجاریهای اجتماع محسوب میشود، لذا دور از انتظار نیست اگر مصرفکننده این مواد که برای ازدواج مراجعه میکند سعی در مخفی نگهداشتن آن نماید (مثلاً از طریق تقلب در گرفتن نمونه ادرار).بدین خاطر نمونهگیری در این بخش با حضور ناظر انجام میشود. در سیستمهای قدیمی نظارت به کمک آینههای نصبشده روی دیوارهای اتاق نمونهگیری انجام میشد. اگرچه هنوز هم آزمایشگاههایی بدین طریق نمونهگیری میکنند، ولی به کارگیری تکنولوژی دوربینهای مداربسته در برخی آزمایشگاهها ضمن رعایت اصول اخلاقی و احترام گذاشتن به شأن افراد، صحت نمونهگیری را هم تضمین میکند. اولین بار در تهران آزمایشگاه شهید هاشمینژاد وابسته به مرکز بهداشت غرب تهران، در سال ۱۳۷۶ مجهز به این سیستم شد که رضایتمندی توأم مراجعهکننده و پرسنل ناظر را دربر داشت.لازم به ذکر است انجام این آزمایش نیازی به ناشتا بودن ندارد و نمونه ادرار در لیوان یکبار مصرفی که در اختیار مراجعهکننده قرار میگیرد، گرفته میشود. به طور کلی اگر آزمایش خاصی باید روی تعداد زیادی از افراد انجام شود، باید از تستی استفاده کرد که سریع نتیجه آن مشخص میشود. به این تستها، تستهای غربالگری میگویند، نتیجه منفی این تستها با اطمینان قابل گزارش است ولی نتیجه مثبت آنها را باید با روش تأییدی (جداسازی به روش کروماتوگرافی لایه نازک [TLC] آزمایش کرد که البته به زمان بیشتری برای انجام آن نیاز است. تست غربالگری عدم اعتیاد به کمک تستهای نواری (Strip Test) یا (Rapid Test) انجام میشود. بدین ترتیب که قسمت جذبکننده این نوارها در داخل ادرار تازه قرار میگیرد و نتیجه حداکثر پس از ۵ دقیقه قابل گزارش است. تکنیک بهکار رفته در این نوارها ایمن و کروماتوگرافی است. در تست عدم اعتیاد، جدا از مصرف ترکیبات تریاک، مصرف یکسری داروها باعث میشود نمونه ادرار با روش غربالگری نتیجه مثبت دهد، لذا با آزمایش تأییدی (TLC) باید مورد بررسی قرار گیرد. بیشترین دارویی که در روش غربالگری باعث نتیجه مثبت میشود، داروهای کدئیندار است. متأسفانه به دلیل مصرف بیرویه داروهای کدئیندار (به خصوص استامینوفن کدئین) تعداد مراجعین ازدواجی که نمونههایشان برای آزمایش تأییدی کنار گذاشته میشود کم نیستند. از نظر آزمایشگاه جداسازی، یعنی جدا کردن افرادی که ترکیبات تریاک مصرف کردهاند از کسانی که کدئین مصرف کردهاند. ولی از نظر زوحین یعنی پرداخت هزینه بیشتر و به هم خوردن برنامهریزیهای از پیش تعیینشده مراسم عقد. برخی افراد داروهای کدئین را با تجویز پزشک مصرف میکنند لذا آزمایشگاه نمیتواند به همه تکلیف کند قبل از آزمایش دارو مصرف نکنید بلکه میتواند با اطلاعرسانی اعلام نماید حتیالامکان ۷۲ ساعت قبل از آزمایش، از مصرف داروهای کدئین خودداری نمایید. بعضی از آزمایشگاهها در تهران با مکاتبه به محضرها و پیغام روی نوار تلفن گویای خود میکوشند مشکلات مراجعین خود را در این خصوص کمتر کنند.این امر باعث میشود کسانی هزینه آزمایش جداسازی را پرداخت نمایند که واقعاً مجبورند داروها را مصرف کنند و لذا انتظار بیش از وظیفه، از آزمایشگاه نخواهند داشت. این نکات به شما در انجام آزمایش و به آزمایشگاه در ارایه نتیجه صحیح کمک میکنند. وقتی کسی مواد مخدر مصرف میکند، بنا نیست این مواد جزء وجود فرد شود. مواد مخدر مثل هر چیز دیگر که وارد بدن میشود، به تدریج از بدن خارج میشود. بنابراین اگر کسی به خودش فرصت دهد و از مصرف مواد خودداری کند، نتیجه جوابش منفی خواهد شد. به عبارت دیگر جواب منفی فقط نشاندهنده وضعیت فرد در چند یا چندین روز اخیر است. لذا خانوادهها نباید با اتکا به این آزمایش مهر تأیید روی فردی بزنند و بررسیهای رایج در عرف را رها کنند. در اغلب داروهای شربت مانند که در عطاریها موجود است و به عنوان ضد درد تجویز میشوند، ترکیبات تریاک به کار رفته است و از مصرف آنها باید پرهیز کرد. افرادیکه در معرض استنشاق مستقیم دود ناشی از مواد مخدر هستند، تا حد زیادی در معرض آلودگی قرار دارند و ممکن است نتیجه آزمایش آنها مثبت باشد. از نظر علمی وجود هیچ دارو یا ترکیب دیگری که در صورت مصرف نتیجه آزمایش را منفی کاذب نماید، اثبات نشده است. جهت اطمینان از صحت نمونه گرفته شده، pH نمونه و وزن مخصوص آن و درجه حرارت نمونه کنترل میشود. آموزش و مشاوره تنظیم خانواده مرحله بسیار مهمی از زندگی است؛ نه تنها برای زن و شوهر، بلکه برای نسلهای بعد هم سرنوشتساز است. افزایش آگاهیهای بهداشتی نقش مهم و مؤثری در تأمین سعادت و سلامت افراد خانوادهها و جامعه دارد.واحدهای بهداشت خانواده در تمام مراکز بهداشتی و درمانی کشور وظیفه دارند درباره مسائل بهداشتی ازدواج، بارداری، زایمان، نگهداری و تأمین سلامت کودکان بهترین راه حلها را در اختیار مراجعان خود قرار دهند یا آنها را به افراد با صلاحیت معرفی کنند. آموزش تنظیم خانواده که در ادامه آزمایشات ازدواجی انجام میشود، در راستای اهداف مطرحشده است. اگرچه زمان کافی در اختیار پرسنل این بخش وجود ندارد و نیز حجم مطالب اجازه توضیحات بیشتر را نمیدهد، ولی آشنایی زوجین با این واحد میتواند گرهگشای مشکلات آنان در آینده باشد.در مشاوره قبل از ازدواج توصیههای لازم راجعبه پیشگیری از بیماریهای ارثی، بارداری، سن مناسب برای بارداری، تعداد بچهها و روش مناسب تنظیم خانواده به زوجهای جوان داده میشود.
واکسن کزاز کلستریدیوم تتانی یک نوع باکتری از دسته باکتریهای اسپوردار و عامل بیماری کزاز در انسان است. شکل فعال باکتری در برابر حرارت و مواد شیمیایی مقاومت چندانی ندارد، ولی اسپور آن سالها در خاک خشک و گردوغبار زنده میماند و نسبت به حرارت و مواد شیمیایی مقاومت زیادی دارد. این باکتری یک سم (اگزوتوکسین) قوی به نام تتانواسپاسمین ترشح میکند که عامل اصلی بروز علایم بیماری است. علایم این بیماری با فعالیت شدید اعصاب حرکتی، سفتی و انقباض شدید عضلات مشخص میشود. سم کزاز یک ترکیب پروتئینی است که نسبت به حرارت، مواد شیمیایی، اسیدها و قلیاها حساس میباشد و سریع تجزیه میشود. حتی الکل ۷۰ درجه آن را زود خراب میکند.منشأ عفونت که حاوی اسپور باکتری است، میتواند خاک (۲۰ تا ۶۴ درصد نمونههای خاک، آلوده هستند)، لباس کثیف، گردوغبار، مدفوع (بیشتر مربوط به اسب)، خار گل، میخ، وسایل جراحی (کامل استریلنشده) باشد. بیماری در نتیجه آلودگی یک زخم (اغلب زخم عمیقی که بافت لهشده داشته باشد) با اسپور باکتری به وجود میآید. این اسپورها درون زخم در شرایط بیهوازی به فرم فعال تبدیل میشوند و سم تولید میکنند سم تولیدشده به طور موضعی عضلات همان ناحیه را منقبض میکند و همچنین از طریق رشتههای عصبی خود را به سلولهای عصبی- حرکتی در شاخ قدامی نخاع میرساند و با تحریک آنها انقباض موضعی ناحیه آلوده را تشدید میکند. پس از آن با انتشار سم در تمام قطعات نخاعی، تمام عضلات بدن به حالت انقباض درمیآیند. تحریکپذیری شدید سلولهای عصبی شاخ قدامی باعث میشود هرگونه عامل تحریکی محیطی (هر چند ضعیف مثل تماس دست با بدن بیمار یا محرکات بینایی و شنوایی) اسپاسم عضلانی را تشدید کند.تعداد این حملات تشنج (انقباض عضلانی) و زمان آن در بیماران، بسیار متفاوت است. مشکلات تنفسی عامل بیشتر موارد منجر به مرگ در این بیماری است.
کزاز نوزادان به بیماری کزاز در یک ماه اول عمر اطلاق میشود که به علت استفاده از وسایل آلوده ضمن بریدن بند ناف، ختنه کردن، پانسمان و سوراخ کردن گوش به وجود میآید. کزاز نوزادان با واکسیناسیون مادر حداکثر تا ماه ششم بارداری قابل پیشگیری است. یکی از بهترین راههای جلوگیری از بروز این بیماری کشنده این است که به واکسن کزاز هنگام ازدواج توجه کافی شود.واکسیناسیون علیه این بیماری با توجه به پراکندگی گسترده اسپور این باکتری در اغلب نقاط دنیا، راه پیشگیری از بروز این بیماری است. این واکسیناسیون به منظور مقابله با سم باکتری انجام میشود. واکسن کزاز، سم غیر فعالشده باکتری (توکسویید) است. جهت اثربخشی بیشتر این واکسن، واکسن دیفتری و سیاهسرفه هم، همراه آن تزریق میشوند. بدین لحاظ به آنها واکسن سه گانه (ثلاث- DPT) گفته میشود. اولین تزریق این واکسن در ۲ ماهگی انجام میشود. مراحل بعدی به ترتیب در ۴ ماهگی، ۶ ماهگی، ۱۸ ماهگی و ۴ تا ۶ سالگی (بدو ورد به مدرسه) انجام میپذیرد. با این تزریقات مصونیت در مقابل کزاز به وجود میآید و از آن به بعد هر ۱۰ سال تزریقی به نام یادآور باید انجام شود تا مصونیت در برابر کزاز همچنان حفظ شود. واکسن یادآور شامل واکسن کزاز و دیفتری است که به آن واکسن دو گانه (DT) گفته میشود. با رعایت فواصل زمانی تزریقات ذکرشده، سال پایان دبیرستان زمان یادآور اول خواهد بود. لذا اگر خانمی در فاصله ۱۰ سال پس از یادآور اول ازدواج کند نیازی به تزریق واکسن در زمان ازدواج ندارد، در غیر این صورت باید واکسن به صورت داخل عضلانی (عضله پشت بازو- دلتویید) برای وی تزریق شود. ولی جهت اطلاع محضر برای هر دو نفر آنها کارت واکسن کزاز صادر میشود تا مدارک مورد نیاز محضردار، برای ثبت عقد کامل باشد. در ضمن زمان یادآور بعدی هم به آنها اعلام میشود. تالاسمی صفت ارثی یک ویژگی است که والدین به فرزندان خود منتقل میکنند. برخی از این صفتهای ارثی باعث بروز یک بیماری میشوند، ولی برخی دیگر فقط یک ویژگی را توصیف میکنند.مثلاً رنگ چشم، یک ویژگی است که توسط آن افراد را میتوان توصیف کرد. فلانی رنگ چشمش آبی یا سبز است … !ولی تالاسمی یک صفتی است که بیماری را منتقل میکند. در این بیماری مغز استخوان قادر به ساختن مقادیر کافی از هموگلوبین طبیعی در گلبولهای قرمز نیست. میزان کاهش هموگلوبین طبیعی در انواع مختلف تالاسمیها متفاوت است. لذا در افرادی که این صفت ارثی را دارند، تالاسمی به یک شکل بروز نمیکند. در انتقال صفات ارثی از والدین به فرزندان به دو نکته توجه نمایید: ۱- بروز صفتهای ارثی تابع قانون احتمالات است، یعنی انتظار نداریم پدر و مادری که یک صفت را دارا هستند، آن را حتماً به فرزندان خود منتقل کنند. ۲- صفتهای ارثی که به صورت بیماری خود را نشان میدهند، از تنوع زیادی برخوردارند. تعدادی از آنها شیوع بیشتری دارند و پراکندگی این صفات در جوامع مختلف متفاوت است. تالاسمی در ایران شایعترین بیماری ژنتیکی است و از انواع تالاسمیها، نوع بتا شیوع بیشتری دارد. تالاسمی بتا خود به انواع مختلف تقسیم میشود. در انواع مختلف آن، میزان کاهش Hb طبیعی متفاوت است. بتا تالاسمی مینور، نوعی بتا تالاسمی است که در آن کاهش Hb طبیعی مشکل حادی را ایجاد نمیکند، چون بدن با افزایش تعداد گلبول قرمز خود این مشکل را تا حدودی جبران مینماید. این افراد اگر با کسی که این صفت را ندارد ازدواج کنند، هیچ خطری فرزندان آنها را تهدید نمیکند و حداکثر ممکن است فرزندی مثل خود فرد، به صورت ناقل مینور متولد شود. ولی اگر با کسی که این صفت را دارد ازدواج کنند، ۲۵ درصد احتمال دارد که فرزند مبتلا به تالاسمی ماژور به دنیا بیاید. وقتی بدانید فراوانی ناقلین (بتا تالاسمی مینور) در جامعه ایران حداقل ۱ نفر از هر ۲۰ نفر است و اینکه هر سال بیش از ۷۰۰ هزار داوطلب ازدواج از نظر تالاسمی با آزمایش خون غربال میشوند و از این تعداد ۲۵۰۰ زوج ناقل تالاسمی تشخیص داده میشوند، حتماً خواهید گفت چرا از سال ۱۳۷۶ برنامه ملی پیشگیری تالاسمی به طور رسمی در رأس برنامههای مراکز بهداشت سراسر کشور قرار گرفته است؟ چقدر دیر …! امروزه با وجود راهکارهایی که به کمک زوج ناقل میآید تا از تولد فرزند مبتلا به تالاسمی ماژور جلوگیری کند، زوجهای ناقلی پیدا میشوند که با وجود تمام مشاورهها و آگاهیهایی که در واحد مشاوره تالاسمی به آنها داده میشود، اصرار به ازدواج دارند. این تصمیم شاید حق مسلم آنها باشد و البته هیچ مرجع قانونی حق بیتوجهی به تصمیم آنها را ندارد ولی تولد یک بچه مبتلا به تالاسمی ماژور تنها مشکل پدر و مادر وی نخواهد بود بلکه سیستم بهداشتی- درمانی هم که باید تاوان حس مسؤولیتپذیری خود را بپردازد، وظیفه دارد آنها را تنها نگذارد؛ این زوجین پس از مشاورههای ویژه تالاسمی تشکیل پرونده میدهند و ضمن تأیید و تأکید بر تصمیم خود، زیر نظر مرکز بهداشت نزدیک محل سکونت خود قرار میگیرند. البته لازم است قبل از بارداری جهش ژن بتاگلوبین زوجهای مینور تعیین شود. نتیجه این آگاهی از جهش ژنی، بعداً در دوران بارداری خانم به تعیین الگوی وراثت جهش تالاسمی جنین کمک میکند. برای تعیین وضعیت جنین از نظر تالاسمی ماژور نیاز به نمونهبرداری در هفته ۱۰ تا ۱۲ با روش تکهبرداری از پرزهای جفتی (CVS) یا در هفته ۱۴ تا ۱۶ با روش آمنیوسنتز است.اگر پس از بررسیهای لازم مشخص شود جنین ژنهای جهشیافته والدین را دریافت کرده است، جنین به تالاسمی ماژور مبتلا است، که احتمال آن ۲۵ درصد است. در این صورت سقطدرمانی با مجوز پزشکی قانونی میسر است. البته در ۷۵ درصد موارد هم احتمال دارد جنین سالم باشد. در این صورت بارداری ادامه مییابد. بتا تالاسمی ماژور نوع شدید بیماری بتا تالاسمی است. در این نوع به دلیل کاهش هموگلوبین طبیعی، اکسیژنرسانی به بافتها با مشکل همراه است. بدن این افراد علیرغم فعالیت کلیه استخوانهای خونساز، قادر به جبران کمبود هموگلوبین طبیعی نیست. (فعالیت استخوانهای خونساز در ناحیه صورت سبب درشت شدن گونهها و پیشانی در این افراد میشود). لذا هر چند وقت یکبار باید به این افراد خون سالم تزریق شود. تزریق خون باعث افزایش سطح آهن بدن میشود و برای جلوگیری از افزایش مسمومکننده آهن، تزریق آمپول دسفرال برای خارج کردن آهن اضافی ضروری است. روش غربالگری تالاسمی چگونه انجام میشود؟ برای شروع برنامه غربالگری ابتدا کلیه آزمایشگاههای ازدواج مجهز به دستگاه شمارش سلولی خودکار (سِل کانِتر) شدهاند که عمده این دستگاهها از نوع سیسمکس هستند. برای این آزمایش (آزمایش CBC) نیاز به حداقل ۲ سیسی خون است که در ویالهای محتوی ماده ضد انعقاد گرفته میشود. این خون برای مخلوط شدن با ضد انعقاد، حداقل ۵ دقیقه روی دستگاهی به نام میکسر باید بچرخد و سپس به دستگاه داده شود. این دستگاهها قادرند در کمتر از یک دقیقه حداقل ۸ پارامتر و اندکس خونی را نشان دهند. نتایج حاصل از دستگاهها ملاک تصمیمگیریها است. لذا تعمیر و نگهداری این دستگاهها و بررسی صحت و دقت آنها دارای برنامه مدونی است و پرسنل فنی آزمایشگاه ملزم به رعایت آنها هستند.از بین پارامترها و اندکسهای خونی آنچه در وهله اول به آن توجه میشود MCH و MCV است. MCH متوسط غلظت هموگلوبین و MCV متوسط حجم گلبولهای قرمز نشان میدهد برای MCH مقادیر بیش از ۲۷ و برای MCV مقادیر بیش از ۸۰ ( و البته کمتر از ۱۰۰ ) نرمال تعریف شده است. در طرح غربالگری تالاسمی، هدف، شناسایی زوج ناقل صفت تالاسمی است که تصمیم دارند با یکدیگر ازدواج کنند. لذا اگر یکی از طرفین صفت تالاسمی را نداشته باشد مشکلی برای آینده زندگی مشترکشان پیش نخواهد آمد. بدین منظور در ابتدا نمونه آقا گرفته میشود و در صورت نیاز از خانم نمونهگیری میشود. چرا ابتدا از مردان خونگیری انجام میشود؟ دلیل آن این است که تعداد زیادی از زنان در جامعه به کمخونی حاصل از فقر آهن مبتلا هستند. در این بیماری اندکسهای مورد نظر مثل تالاسمی مینور کمتر از حد نرمال است و از آنجایی که ملاک غربالگری فقط اندکسهای فوق است، بنابراین مجبور خواهیم بود در مقابل این خانمها، مردان بیشتری را مورد بررسی قرار بدهیم.هر نمونه پس از اندازهگیری پارامترهایش توسط دستگاه، اگر مقادیر یکی یا هر دو اندکس مورد نظر را کمتر از حد نرمال را نشان دهند به عنوان مشکوک در نظر گرفته میشوند تا اقدامات بعدی انجام شود.اقدام بعدی فراخواندن خانم مورد نظر برای نمونهگیری خون و بررسی اندکسهای وی میباشد. در صورتی که خانم نرمال باشد، وضعیت آقا برای ازدواج از نظر صفت تالاسمی اهمیتی ندارد لذا بدون مشاوره ویژه، جواب آنها صادر میشود.اگر هر دو نفر اندکسهای پایین داشته باشند (زوج مشکوک به تالاسمی)، توسط پزشک مشاوره تالاسمی تحت مشاوره ویژه قرار میگیرند. در اولین اقدام وضعیت آهن بدن آنها مورد ارزیابی قرار میگیرد، در صورت نیاز یک دوره درمان آهن تجویز میشود. پس از سپری شدن طول درمان، نمونهگیری انجام و نتیجه از نظر مقادیر اندکسها، مجدد ارزیابی میشود. در صورت عدم تصحیح اندکسهای مورد نظر، برای هر دو نفر اندازهگیری Hb A۲ درخواست میشود. نتایج حاصل از پیگیریهای پزشک مشاور بر اساس یک معرفینامه در اختیار زوجین قرار میگیرد تا با مراجعه به یکی از مراکز مشاوره ژنتیک مورد تأیید و معرفی شده از وزارت بهداشت، وضعیت صفت تالاسمی در آنها به طور قطعی مشخص شود.Hb A۲ یکی از انواع هموگلوبینهای طبیعی است که در یک فرد نرمال حداکثر ۵/۳ درصد از مقدار هموگلوبین کل را تشکیل میدهد. مقدار بیش از آن (حداکثر تا ۷ درصد)، تشخیص تالاسمی را قطعی میکند. ولی مقادیر در حد نرمال در افراد مشکوک، تالاسمی را رد نمیکند. لذا در این غربالگری مقادیر بالای آن دارای ارزش است. در آزمایشگاه ژنتیک، جهشهای ژنی هموگلوبین از نظر صفت تالاسمی مورد بررسی قرار میگیرد. پس از آن متخصص ژنتیک نظر خود را به مشاور تالاسمی اعلام میکند. در صورتی که صفت تالاسمی در هر دو نفر یا یکی از زوجین تأیید نشود، پایان مشاوره ویژه برای آنان خواهد بود. ولی اگر هر دو نفر ناقل تشخیص داده شوند، پس از اطلاعرسانی کامل در مورد آینده مشترکشان، تصمیمگیری برای ازدواج به عهده خودشان گذاشته میشود. اگر منصرف شوند پرونده آنها بسته میشود، ولی اگر اصرار به ازدواج داشته باشند پس از تکمیل فرمهای لازم مجوز ازدواج برای آنها صادر خواهد شد و نیز به مرکز بهداشت محل سکونتشان معرفی میشوند و از طریق کارشناسان آن مرکز وضعیت بارداری خانم پیگیری میشود تا اقدامات لازم در زمان بارداری برای تشخیص وضعیت صفت تالاسمی در جنین قبل از ماه چهارم بارداری انجام شود تا در صورت نیاز مجوز سقط جنین صادر شود.برای اجرای دستورالعمل شناسایی زوج ناقل تالاسمی تا رسیدن به یک نتیجه قطعی و مطمئن، گاهی ۲ تا ۳ ماه زمان نیاز است. از طرف دیگر زوجی که به آزمایشگاه مراجعه میکنند و قبل از نتیجه آزمایشات، مراسم ازدواج خود را برنامهریزی کردهاند و فقط منتظر جواب آزمایش هستند، اگر به آنها گفته شود باید منتظر بمانند تا بررسیهای لازم نتیجه قطعی را مشخص کند، روزهای انتظار، دوران سختی را توأم با فشارهای روحی- روانی برای آنها به دنبال خواهند داشت. به جای ناراحتی و دلخوری، همراهی زوجین با سیستم بهداشتی و پرسنلی که در این خصوص تلاش میکنند تا امروز و آینده آنها را شفاف به خودشان نشان دهند، کمک بزرگی به اجرای دقیق دستورالعمل موجود و نتیجهگیری سریعتر خواهد کرد. و چه بهتر خواهد بود اگر بررسی تالاسمی با یک آزمایش ساده CBC در ابتدای آشنایی یک زوج انجام شود تا مشکلات روحی و مالی کمتری را متوجه خانوادهها کند. در پایان این قسمت ذکر این نکته ضروری است که بیماریهای ژنتیکی زیادی وجود دارند ولی به طور رسمی و قانونی هنگام ازدواج بررسی نمیشوند. در صورت نیاز، خود زوجین از طریق مراکز مشاوره ژنتیک آنها را باید پیگیری کنند. ضرورت این پیگیری فقط به کسانی که ازدواج فامیلی انجام میدهند برنمیگردد، بلکه در هر دو خانواده پسر یا دختری که با هم ازدواج میکنند اگر مثالی از نقص ژنتیکی، سقطهای مکرر، مشکلات مادرزادی در وابستگان وجود دارد باید این پیگیریها انجام گیرد. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
دستور اجرا: در اين پرسشنامه چندين گروه سؤال وجود دارد و هر سؤال بيان كننده حالتي در فرد است. شما بايد سؤال هاي هر گروه را به ترتيب و با دقت بخوانيد سپس سؤالي را انتخاب كنيد كه بهتر از همه طرز احساس كنوني شما را بيان مي كند، يعني آنچه درست در زمان اجراي تست حس مي كنيد. سپس دور عدد مقابل آن گروه خط بكشيد. اگر در يك گروه چند سؤال را در وصف حال خود مي دانيد، عدد مقابل هر يك از آنها را در يك دايره كوچك قرار دهيد. A (غمگيني) 3 من آنقدر غمگين يا بدبختم كه ديگر تحملش را ندارم. 2 من هميشه غمگين يا گرفته ام و نمي توانم خود را از اين وضع خلاص كنم. 1 من غمگين يا گرفته ام. 0 من غمگين نيستم.
B (بدبيني) 3 من احساس مي كنم كه به آينده اميدي نيست و اوضاع بهتر نخواهد شد. 2 من احساس مي كنم كه هيچ اميدي به آينده ندارم. 1 من نسبت به آينده مأيوسم. 0 من خيلي نسبت به آينده بدبين يا مأيوس نيستم.
C (احساس شكست خوردگي) 3 من احساس مي كنم كه شخصي كاملاً شكست خورده ام.(به عنوان پدر، مادر،شوهر، زن) 2 من هر چه به گذشته مي نگرم چيزي جز شكست نمي يابم. 1 من احساس مي كنم كه بيش از يك شخص متوسط در زندگي با شكست مواجه شده ام. 0 من خود را مثل يك شخص شكست خورده نمي دانم.
D (نارضائي) 3 من از همه چيز ناراضي ام. 2 ديگر هيچ چيز مرا راضي نمي كند. 1 من از چيزهايي كه لذت مي بردم، ديگر لذت نمي برم. 0 من نارضائي خاصي ندارم.
E (احساس گناهكاري) 3 انگار احساس مي كنم كه بسيار بد يا بي ارزش هستم. 2 من احساس مي كنم كه كاملاً گناهكارم. 1 من اغلب اوقات احساس مي كنم كه بد يا بي ارزشم. 0 من احساس گناهكاري به خصوصي ندارم.
F (از خودبيزاري) 3 من از خود نفرت دارم. 2 من از خود بيزارم. 1 من از خود نااميدم. 0 من از خود نااميد نيستم.
G (خود آزاررساني) 3 اگر امكان داشت خودم را مي كشتم. 2 من نقشه هاي مشخصي براي خودكشي دارم. 1 من احساس مي كنم كه بهتر است بميرم. 0 من به هيچ وجه در فكر آسيب رساندن به خود نيستم.
H (كناره گيري) 3 من تمام علاقه ام را نسبت به مردم از دست داده ام و هيچ توجهي به آنها ندارم. 2 من علاقه ام را تا حد زيادي نسبت به مردم از دست داده ام و فقط اندك احساسي نسبت به آنها دارم. 1 من اكنون كمتر از گذشته نسبت به مردم علاقه دارم. 0 من علاقه ام را نسبت به مردم از دست نداده ام.
I (بي تصميمي) 3 من ديگرنمي توانم هيچ تصميمي بگيرم. 2 براي من تصميم گرفتن بسيار مشكل است. 1 من سعي مي كنم كه تصميم گيري خود را به تأخير بيندازم. 0 من هميشه مي توانم به خوبي تصميم بگيرم.
J (تغيير خودپنداشت) 3 من احساس مي كنم كه زشت يا زننده ام. 2 من احساس مي كنم كه وضع ظاهري من دائماً در تغيير است و باعث مي شود كه به نظر ديگران جذاب نباشم. 1 من از اينكه پير يا غير جذاب به نظر برسم، نگرانم. 0 من احساس نمي كنم كه به نظر ديگران بدتر از گذشته باشم.
K (دشواري در كار) 3 من اصلاً نمي توانم كار كنم. 2 من براي انجام هر كاري بايد خيلي به خود فشار بياورم. 1 براي من شروع يك كار مستلزم كوششي فوق العاده است. 0 من مي توانم مثل گذشته كار كنم.
L (خستگي پذيري) 3 من خسته تر از آنم كه بتوانم كاري انجام دهم. 2 من با انجام هر كاري خسته مي شوم. 1 من خيلي زودتر از سابق خسته مي شوم. 0 من بيش از حد معمول خسته نمي شوم.
M (بي اشتهائي) 3 من ديگر به هيچ وجه اشتها ندارم. 2 حالا ديگر اشتهاي من خيلي بدتر شده است. 1 اشتهاي من ديگر به خوبي گذشته نيست. 0 اشتهاي من بدتر از از حد معمول نيست.
كليد تست افسردگي بك
نمره گذاري: براي محاسبه نتايج، روانشناس يا پزشك بايد نمراتي را كه آزمودني با كشيدن دايره مشخص كرده است (يعني فقط يك پاسخ از هر مقوله) با يكديگر جمع كند.چنانچه آزمودني بيش از يك سؤال را با دايره مشخص كرده باشد فقط يك سؤال از آن مقوله و آن هم سؤالي را كه بالاترين نمره را دارد به حساب مي آورند. از آنجايي كه در هر مقوله بالاترين نمره 3 است بنابر اين حداكثر نمره مقياس 39 خواهد بود.
جدول تعيين درجه افسردگي
جدول تعيين درجه افسردگي بر اساس هنجار هاي ايراني
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
اختلال بيش فعالي وضعيتي است که در تعدادي از بچه هاي پيش دبستاني و دوران ابتدايي وجود دارد. کنترل رفتار اين بچه ها و جلب توجه آنها سخت است.
تخمين مي شود که بين 3 تا 5 درصد بچه ها اختلال بيش فعالي دارند يا به عبارتي تقريبا دو ميليون بچه در ايالت متحده آمريکا بيش فعالند. بدين معني که در يک کلاس 24 تا 30 نفره احتمال دارد حداقل يک نفر دچار چنين اختلالي باشد.بيش فعالي (ADHD) به عنوان يک ناتواني دريادگيري محسوب نمي شود بلکه به عنوان ناتواني فردي در فعاليت هي آموزشي مي باشد که منجر مي شود که دانش آموز خدمات آموزشي خاصي دريافت کند و در طبقه بندي «آسيب ديدگان سلامتي» قرار مي گيرد نه تحت «ناتواني هاي يادگيري خاص» بسياري از کودکان (ADHD) تقريبا 20 تا 30 درصد نيز داراي اختلالات يادگيري ويژه هستند.ويژگي هاي اصلي (ADHD): بي توجهي، بيش فعالي و تحرک بيش از حد است. متخصصين; سه زير مجموعه براي آن به رسميت شناخته اند، که عبارتند از:اول: نوعي که در آنها فعاليت بيش از حد و پرتحرکي شايع است (اين افراد اختلال توجه چشم گيري نشان نمي دهند).دوم: نوعي که در آنها عدم توجه قالب است. (که در آنها فعاليت و تحرک بيش از حد از خود نشان نمي دهند و گاهي اوقات تحت عنوان ADD مي شناسيم).سوم: نوع ترکيب يافته که هم اختلال توجه از خود نشان مي دهند و هم علائم تحرک بيش از حد را نمايان مي سازند. به جزئيات دقت نمي کنند و اشتباهات واضحي انجام مي دهند.خيلي ضعيف حروف و کلمات را کنار هم قرار مي دهند و نوشته هاي شلوغ و در هم و بر همي دارند.در حفظ توجه شان در انجام تکاليف مدرسه و کارها مشکل دارند. تکاليف مدرسه را سرسري مي گيرند.از انجام تکاليفي که دوست ندارند اجتناب مي کنند و در تمام کردن تکاليف مدرسه و مواردي که فعاليت ذهني مي طلبد وا مي مانند. فعاليت هاي روزمره را فراموش مي کنند.در سازمان دهي کارها و فعاليت ها مشکل دارند.لوازم و وسايلي که براي انجام تکاليف و کارهايشان لازم است را گم مي کنند. (قلم، خودکار و ...) در فعاليت هاي نشاط آور و لذت بخش به مرور (يا رفته رفته) از خود مشکلاتي نشان مي دهند.مانند يک موتور فعاليت کرده و يک جا ثابت نمي مانندسريع جواب دادن به سولها قبل از آنکه سوال کامل شود. اغلب صحبت ديگران را قطع مي کنند.
به دانش آموزان فرصت دهيد تا خلاقيت هاي مختلف و تخيلات را بروز دهند تا بتوانند شناخت دقيقي از ابتکار بدست آورند.وقتي جهت مشخص و درس ها داده شد، آن ويت استراتژي هاي چند حسي را به کار گيرد.آموزش کودکان داراي اختلال نقص توجه، اختلالات بيش فعالي (نقص توجهي) اختلال کمبود يا نقص توجه وضعيتي (سندرومي است که از طريق مشکلات جدي و دائمي سه مورد زير مشخص مي شود.1- ميزان توجه2- کنترل جنبش حرکت3- بيش فعالي (بعضي اوقات).اختلال کمبود توجه از دوره نوزادي آغاز و در دوران نوجواني همان زماني که تاثيرات منفي بيشتري بر زندگي کودک در محيط خانه مدرسه و اجتماع هست گسترش پيدا کند. تقريبا 3 تا 5 درصد از کودکان دبستاني تحت تاثير (ADD) هستند.اخيرا اين وضعيت را تحت عنوان «ناتواني در يادگيري»، «صدمات مغزي»، «حرکت زياد» يا «بيش فعالي» ناميده اند. «اختلال نقص توجه» نيز براي توضيح واضح تر خصوصيات اين گونه از کودکان بيان شده است.دو نوع اختلال کمبود توجه وجود دارد که هر دو در زير توضيح داده شده است.اختلال نقص توجه در کودکان بيش فعال (ADHD) مطابق با مقايس هاي آماري و تشخيص اختلال ذهني (انجمن روانشناسي آمريکا، 1987) براي تشخيص »ADHD« در کودکان بايد حداقل هشت مورد از موارد زير را کودک بيش از سن 7 سالگي و طي شش ماه يا بيشتر از خود نشان دهد. 1- به خود پيچيدن و ناآرامي و يا به نظر مي رسد بي قرار است.2- نتواند سرجايش بنشيند.3- خيلي زود و به راحتي آشفته و پريشان بشود.4- تحمل در نوبت منتظر بودن را ندارد.5- در پاسخ دادن هول و عجول است.6- در دنبال کردن دستور العمل ها مشکل دارند.7- در حفظ و نگه داشتن توجه شان مشکل دارند.8- هنوز کاري تمام نشده به سراغ کار ديگر مي روند.9- نمي توانند آرام بازي کنند.10-خيلي زياد و افراطي حرف مي زنند.11- وسط حرف ديگران مي پرند و يا حرف يکديگر را قطع مي کنند.12- مطالب را خوب گوش نمي کنند.13- اغلب وسايل مورد نياز کارهايشان را گم مي کنند.14- غالبا دست به کارهاي خطرناک مي زنند. 1- مطمئن شويد هر دانش آموز همه تکاليفش را روزانه و به درستي انجام مي دهد. اگر دانش آموزي قادر به انجام چنين کاري نبود معلم بايد به او کمک کند. 2- دفترچه تکاليف آنها را هر روز امضا نماييد بر انجام کامل تکاليف آنها باشد (خانواده ها نيز بايد آن را امضا نمايند). 3- از دفترچه يادداشت براي داشتن ارتباط روزانه با والدين نيز استفاده کنيد. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
به طور عادی و معمولی بیماری های روانی ، از مغز كه نسبت به سایر اعضاء برتر و مهمتر است ، سرچشمه می گیرد . بیماری روانی نظیر سایر بیماری های متداول مانند بیماری های قلب ، كلیه ، دیابت و غیره است و در پیدایش آن كسی مقصر نیست.
بیماری های روانی درمان پذیرند. با درمان مناسب و شایسته ، بسیاری از بیماران روانی می توانند زندگی عادی داشته باشند. ممكن است بعضی نكات روی بیماران روانی اثر بگذارد ، پس سعی كنید همواره آگاهی بیشتری در این زمینه كسب نمایید . علل فراوانی برای بیماری های روانی وجود دارد. از جمله : - علل زیستی ، محیطی ، اجتماعی و عوامل اقلیمی بعضی از بیماران روانی به علت اختلال و ضعف شخصیت، اراده لازم را جهت درمان خود ندارند و احتیاج به راهنمایی و كمك فراوان دارند. افراد مبتلا به بیماری های روانی در صورت عدم اقدام به درمان ، دائم بیمار هستند. امكان دارد عده ای از بیماران مدت نسبتاً طولانی احتیاج به درمان و ادامه آن داشته باشند، همان طور كه بیماری دیابت با مصرف داروهای ضد دیابت درمان می گردد. گروهی از بیماران ، تندخو و پرخاشگرند كه بیشتر قربانی تندخویی خود می گردند تا علل دیگر ؛ ولی با درمان های مناسب و مخصوص ، تندخویی آنها كنترل می شود و تقریباً با افراد دیگر فرقی ندارند. بیماری های روانی به دیگران سرایت نمی كند ؛ اما می تواند به گونه ای ، دیگران را تحت تأثیر قرار دهد. افسرده دل افسرده كند انجمنی را در خلوت خویش راه مده همچو منی را اختلالات روانی می تواند در هر سن و نژاد بروز نماید، و برخوردهای خانوادگی و سوابق بیماری روانی در آن خانواده نیز در به وجود آمدن آن بی اثر نیست. جهت درك و فهمیدن و آشنا شدن با بیماری های روانی باید بدانید كه مغز شما مركز كنترل بدن شماست و از میلیون ها سلول عصبی تشكیل شده كه هر سلول عصبی با هزاران سلول دیگر در ارتباط است. در صورتی كه در كار یك سلول اختلال ایجاد گردد می تواند منجر به بیماری های روانی شود. ناراحتی های عاطفی یا اختلالات خلق و خوی عبارت اند از: - دچار كم خوابی یا پرخوابی است؛ - فاقد انرژی ، تحرك ، و تلاش است؛ - احساس بی ارزشی دارد؛ - امكان دارد درباره مرگ و خودكشی فكر كند، حتی اقدام به خودكشی نماید؛ علل احتمالی: عدم تعادل مواد شیمیایی مغز، ارث، رفتارهای روانی. 2 - شخصیت دو قطبی (Bipolar personality) : شخص مبتلا دچار تغییرات عاطفی بسیار شدید ( از یك سو افسردگی و از سوی دیگر شادی زیاد) و همچنین دچار دوره هایی از پر انرژی بودن، پر تحركی ، رفتار خشن ، و افكار درهم است و ... كمتر احتیاج به خواب دارد و ولخرجی زیاد می كند. 3 – اسكیزوفرنیا (Schizophrenia ): نوعی روان پریشی است با اختلال افكار و رفتار. مبتلایان به اسكیزوفرنیا نمی توانند با دیگران كنار آیند ، قادر به مراقبت از خود و رعایت نظافت و خورد و خوراك خود نیستند. موقع صحبت كردن احساس ندارند. همواره ترس های فراوانی به صور مختلف دارند، توهم بینایی و شنوایی دارند، وسواس های مختلف ، كناره گیری از فعالیت روزانه ی خود، و هذیان (به معنای داشتن عقاید غیر واقعی) دارند. 4 - بیماری های روانی ( - حملات هراس كه فرد به طور ناگهانی دچار ترس یا وحشت ، ضربان قلب زیاد ، سرگیجه ، وزوز گوش، عرق كردن و غیره می گردد. 5 - ترس های مرضی: ترس های شدید از وضعیت و حالات خاص مثلاً ترس از بلندی، فضای بسته و تاریكی و غیره . بعضی دیگر از بیماری های روانی : - اختلال شخصیت (Personality disorder). - اختلال های تغذیه ای (Nutritional disorder) مانند پرخوری یا بی اشتهایی عصبی . - ناراحتی های مربوط به ضربه های مغزی. علائم آگاه كننده ی بیماری های روانی : - هذیان(Delusion) - اعتیاد به الكل یا سایر مواد مخدر و داروهای اعتیاد آور - افسردگی - توهمات (Hallucination ) - عدم همكاری و برخورد طبیعی با كارهای روزانه خود - ترس های فراوان، خسته كننده یا اضطرابی - احساس های عجیب ، یا خشم وغضب بی مورد - افكار خودكشی یا اقدام به آن - كناره گیری از خانواده ، زندگی ، دوستان و فعالیت های روزانه امكان دارد این علائم مشخص كننده سایر دشواری های جسمانی علاوه بر بیماری های روانی باشد. در صورت بروز این علائم و ضعف یا شدت آن بایستی هرچه زودتر به متخصص روان پزشك مراجعه شود. روش های درمان: توصیه : ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
برای تقویت حافظه اقدامات و یا کارهای زیر مفید است :
1- حافظه هر شخصي به لحاظ زماني داراي قوت و ضعف مي باشد مثلا بعضي ها صبح زود توانايي يادگيري خوبي دارند و بعضي از افراد آخر شب و لذا به اين مساله بايد توجه شود. 2- يادگيري را بايد معني دار انجام داد براي فهم بهتر اين معنا به نظريه يادگيري معني دار ديويد آزوبل كه در كتابهاي مختلف روان شناسي يادگير ي از جمله در كتاب روان شناسي پرورشي دكتر علي اكبر سيف آمده است مراجعه كنيد 3- همزمان با يادگيري خلاصه برداري كنيد 4- مطالب ياد گرفته شده را بصورت كتاب بسته به خودتان باز پس دهيد 5- بعصي از افراد اگر با صداي بلند مطلب را بخوانند زود تر ياد مي كيرند و بعضي ها برعكس اگر آرام بخوانند زود تر ياد مي گيرند ببينيد از كدام دسته هستند همانطور عمل كنيد بعضي ها قدم زنان بعضي ها نشسته و...... عادات خودتان را كشف كنيد 6- دروسي را كه اصطلاحات زياد ودشوار دارد ضبط كرده و به كرات گوش دهيد 7- شرايطي فراهم كنيد چيزي را كه مي خواهيد خوب ياد بگيريد به يك شخص ديگر تدريس كنيد 8- از مارك دار كردن مطالب پرهيز نماييد 9- صفحات مطالعه شده را در چند خط خلاصه كنيد وچندين بار آن خلاصه ها را بخوانيد . 10- اگر امكان پذير است در محيطي كه بايد آزمون بدهيد ويا محيطي شبيه به آن محيط مشغول يادگيريباشيد 11- بي خوابي، بد خوابي، نگراني و اضطراب، سوء هضم، يبوست مزاج، پرخوري، تداخل در غذا ( به جاي نظم در غذا، خوردن مواد مختلف به فاصله هاي کم )، زياد خوردن ، ماست ترش و دوغ ، خوردن مقدار زياد پنير، سيب ترش، مقدار زيادي گشنيز هر کدام به طريقي فعاليت هاي فکري را دشوار يا حافظه و سرعت انتقال را موقتا کند مي کند. بر عکس خواب مناسب، استراحت، اطمينان خاطر، تغذيه مناسب و منظم، مزاج مرتب ، مطالعه در زمان مناسب ( نه بلافاصله بعد از صرف غذا ) خوردن مقدار مناسبي از خرما يا کشمش ، عسل و گردو به همراه پنير، آجيل به مقدارکم، تنفس عميق در هواي سالم و ورزش صبحگاهي، استفاده از شير يا شير کاکائو در صورت امکان، استراحت نيم ساعته در نزديکي ظهر، بيدار ماندن بعد از نماز صبح يا بعد از طلوع آفتاب، خودداري از خواب نزديک غروب آفتاب موجب نشاط و فعاليت مغز و افزايش حافظه و آمادگي براي کارهاي فکري مي شود. استفاده از مقدارکمي زنجبيل در غذاها ( به جاي ادويه ديگر يا همراه آنها ) نيز مفيد است.
12- خوردن صبحانه در ساعات اوليه بامداد (صبح نسبتا زود) به اين مقصود کمک مي کند . 13- تلاوت آيات قرآن کريم و روزه ماه مبارک رمضان نيز به دلايلي که نياز به بحث جداگانه دارد ، در افزايش حافظه مؤثر است. 14- درس خواندن در جاي آرام بدون صداي راديو، تلويزيون و صداي متفرقه نيز در تمرکزحواس ، يادگيري و به خاطرسپردن ، اثر جدي دارد. 15- نرمش و ورزش سبک، پياده روي روزانه ، استخر رفتن به تقويت حافظه كمك مي كند. 16- اشتغال ذهني زياد، پنهان كاري زياد ، راز زياد، مجالست زياد با جنس مخالف و به اصطلاح نامحرم نيز حافظه را ضعيف مي كند. با توجه به توصيه هاي بالا والدين گرامي مي توانند توصيه هاي عمومي زير را به فرزنداشان آموزش دهند تا وضعيت يادگيري فرزندانشان بهترشود: 1- درايام امتحان بيشتر مواظب سلامتي خود باشيد تا در معرض سرما خوردگي ، گرما زدگي ، مسموميت ها ي غذايي و اختلالات هضم قرار نگيريد و از خوردن غذا در بيرون از خانه جدا خودداري کنيدوغذاي خود را خوب بجويد و آرام ميل کنيد. 2- هميشه به خصوص در ايام امتحانات مزاج خود را مرتب نگاه داريد : اگر دچار يبوست هستيد، شبها قبل از خواب حدود 10 عدد انجير خيسانده و 10 عدد آلوي خيسانده ميل کنيد. 3- در طول روز ( اما نه همراه غذا ) آب کافي بياشاميد ( بيش از نيم ساعت قبل از غذا و يکي دوساعت بعد از غذا اشکالي ندارد ) آشاميدن آب و نوشيدنيها در وسط غذا سبب اختلال هضم و ايجاد نفخ مي شود. 4- ازخوردن قهوه و چاي خيلي پررنگ خودداري کنيد. چاي کم رنگ مفيد است. 5- اگر احساس خستگي مي کنيد کمي استراحت کنيد. انسان در موقع خستگي احتياج به استراحت دارد نه محرک . لذا مصرف قهوه را به منظور بيدار ماندن توصيه نمي کنيم. 6- ماست و دوغ ترش خواب آور است. ماست شيرين اشکالي ندارد. 7- نرمش و ورزش سبک را در برنامه روزهاي هفته ، به خصوص ايام امتحانات قراربدهيد. 8- اگر درصبحانه پنير مي خوريد آن را همراه گردو ميل کنيد - اما پنير در شب باعث خواب آرام مي شود. 9- مصرف سبزيهاي تازه ( البته بعد از ضد عفوني کردن ) و ميوه هاي تازه توصيه مي شود. 10- شب امتحان حتما به قدر کافي بخوابيد. 11-سعي کنيد شب ها زودتر بخوابيد و صبح زودتر از خواب برخيزيد- هرگز نزديک غروب آفتاب نخوابيد. 12-خواب نيم ساعتي نزديک ظهر نيرو بخش و نشاط آور است ، خواب بعد از طلوع آفتاب و هنگام غروب کسالت آورمي باشد. ( درباره اين مطلب توضيحات علمي کافي با توجه به تغيير سطح هورمونها در خون وجود دارد.) 13- بعد از صرف ناهار، اگر مي توانيد به پشت دراز بکشيد در حاليکه پاي راست را بر روي پاي چپ قرار داده ايد ، مدت 15 تا 20 دقيقه ا ستراحت کنيد . ( خوابيدن را توصيه نمي کنيم ) . 14-در موقع مطالعه از خوردن تنقلات و چيزهاي ديگر خودداري کنيد. 15-توصيه به خواب در اوايل شب به معناي زياد خوابيدن نيست . توصيه ما اين است که خواب را در زمان مناسب داشته باشيد تا حداکثر استفاده از آن را ببريد براي مثال 5/4 ساعت خوابيکه از اوايل شب شروع شود، بيش از خوابي که از آخر شب شروع شود.، به شما رضايت و نشاط مي بخشد. 16-آرامش روحي خود را با ياد خدا و انجام به موقع نمازها کامل تر کنيد. 17-برخي تحقيقات علمي ( از جمله تحقيقات دکتر پوليت ارائه شده درکنگره تغذيه ژنو) نشان مي دهد تغذيه متعادل و متنوع شامل غلات ، سبزيجات ، لبنيات، گوشت و ميوه ها باعث کاهش استرس امتحان مي شود. 18- صبحانه غذاي اصلي است، ناهار و شام را کمي مختصرتر بخوريد، اما صبحانه را کاملتر ميل کنيد. 19-اميد و شادابي را به خودتان تلقين کنيد تا موفقيت هاي شما بيشترشود. ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
خواب به اندازهی غذا، هوا و آب براي شما ضروري است. با اين حال ممكن است كه شما در زندگي خود اختلال در خواب را تجربه كنيد و این موضوع بهویژه در زمان تغییر فصول بروز میکند. در عین حال، تغییردادن ساعتهای خانه، کار سادهای است اما تغییردادن ساعت درونی بدن کار بسیار مشکلتری است، چرا که خوشهای از سلولهای عصبی در ناحیهی هیپوتالاموس مغز به عنوان وقتنگهدار بدن عمل میکنند. حتماً شما هم با افرادی برخورد داشتهاید که با آغاز فصل بهار، ناخودآگاه پرخواب میشوند و مدام خواب آلود به نظر میرسند. البته این اختلال خواب در طول روز مشاهده میشود اما با فرارسیدن زمان خواب، فرد احساس میکند که به هیچ عنوان قادر به خوابیدن نیست.
برایتان مثالی میزنم. مریم در خلال سال اول دبیرستان، به سختی صبحها سر وقت از خواب بیدار میشد. او ابتدا فکر میکرد که علتاش این است که در طول تعطیلات تابستان، شبها دیر میخوابیده و کمبود خواباش را روز بعد جبران میکرده و فکر میکرد پس از گذشت چند هفته از شروع سال تحصیلی، دوباره وضعیت خواباش تنظیم خواهد شد؛ اما روزها پشت سر هم میگذشت و او با وجودی که هر روز ساعت 30/6 صبح از خواب برمیخاست، شبها تا ساعت 2 یا 3 صبح در رختخواب غلت میزد تا خواباش ببرد. پیامد این ماجرا این بود که او در کلاس خواباش میگرفت و نمرههایش نیز روز به روز بدتر میشد. اغلب نوجوانان این گروه سنی به مقدار کافی خواب ندارند. این امر معمولاً به خاطر این است که بار کاری آنها زیاد است و آنها برای اینکه به انجام همهی برنامههایشان برسند، از خوابشان میزنند امّا مشکلات خواب میتواند بعضی از نوجوانان، مثل مریم را شبها بیدار نگاه دارد، بهرغم اینکه، آنها واقعاً میخواهند بخوابند.
شبهای کمخوابی (چه به علت اختلال خواب و چه به علت عدم تخصیص زمان کافی برای خواب)، در طول زمان رفتهرفته به «نقص خواب» میانجامد. کسانی که دچار نقص خواب باشند، قادر به تمرکز، مطالعه و کار مؤثر نیستند. آنها همچنین در معرض خطر مشکلات هیجانی، نظیر افسردگی قرار دارند.
برنامه ریزی با نور
با فرا رسیدن فصل بهار، معمولاً احساس خوابآلودگی به سراغ نوجوانان میآید و برنامهی درسی آنها را به هم میزند. به همین دلیل توصیه میشود که اتاق مطالعه از نور کافی برخوردار و از طیف سفید باشد. همچنین درسخواندن در محیطهای گرم، حس خوابآلودگی را در فرد تشدید میکند و به همین دلیل، دمای اتاق باید معتدل (نه سرد و نه گرم) تنظیم شود.
ادامه مطلب نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک | |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||