X
تبلیغات
وبلاگ شخصی دکتر احسان موحد

وبلاگ شخصی دکتر احسان موحد
 
یاد خدا آرام بخش دلهاست


.

کد متحرک کردن عنوان وب

.

قشم آنلاین دنیای کدهای جاوا اسکریپت
آخه خدایی اینم بازی بود؟! آبرومون رو بردین والا! آخه من نمیدونم این حمید استیلی رو کی مربی کرده؟! این حبیب خان کاشانی اگه یه کم آینده نگر باشه باید با استیلی بای بای کنه! به هر حال متاسفم که این تیم با این همه طرفدار اینجوری باید .....................

بازم دم این همه طرفدار گرم! که با این همه گندکاری این آقایون بازم پاشدن و رفتن استادیوم. برنده ی این بازی واقعا طرفدارا بودن و بازنده ی واقعی اونایی هستن که خودشون هم می دونن تو جایگاه واقعی شون نیستن!  


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 توسط مدیر سایت
موتور بخار

توماس نیوکامن در سال 1712 این موتور را اختراع کرد. فرانسیس تامسون آن را در 1791 در داربی شایر انگلستان ساخته است. این قدیمیترین و سالمترین مدل از اختراع نیوکامن است. در واقع این موتور مشکل بحران انرژی این روزگار را حل کرده است و اگر ساخته نمیشد، مطمئناً بحران انرژی برای ما مشکلات بسیار زیادتری به وجود میآورد. اگرچه نمیتوان کاملاً این اختراع را به راهحل بحران انرژی تشبیه کرد، اما استفاده از سوختهای فسیلی تا قبل از این اختراع آقای نیوکامن تقریباً غیرممکن بود.

تلگراف

تلگراف به عنوان اولین وسیلهی ارتباطی الکترونیکی در سال 1837 توسط چالز واتسون و ویلیام کوک ساخته شد که از مهمترین اختراعات بشر در زمینهی ارتباطات است. دستگاه تلگراف آنها به عنوان اولین و کاربردیترین وسیلهی ارتباط دور برد الکترونیکی شناخته شده و ایدهی شبکههای گسترده از این اختراع الهام گرفته است.
 
فورد مدل T

فورد اولین کمپانی بود که اتومبیل مدل T را به تولید انبوه رساند و این خدمت فورد به جامعه بشری بود.
بله، خط تولید فورد، به عنوان اولین سیستم تولید انبوه در دنیا، انقلابی در صنعت و اقتصاد ایجاد کرد که امروزه همهی ما شاهد آن هستیم و باید این خط تولید را مهمترین اتفاق در قرن گذشته دانست. 

کامپیوتر

یکی از نخستین کامپیوترهای جهان، ایدهی آقای جان وامر– اسلی یعنی موتور محاسبهی اتوماتیک که وی در سال 1936 داده بود، برای اولین بار و موفقیتآمیز در دهم ماه می 1950 بر روی کامپیوتری که آلن تورینگ عملیات ساخت آن را انجام داد، آزمایش شد. این کامپیوتر در زمان خود پیشرفتهتربن و سریعترین کامپیوتر در جهان بود که نمونهی کوچکتری از مدل اولیهی آلن تورینگ بوده است. پایلوت ایس هم در لیست مهمترین اختراعات بشر است، چرا که اولین نسل از کامپیوترهایی است که امروز ما را احاطه کردهاند.

موتور موشک V2

موشک V2 که وارنروان بارون در سال 1942 آن را ساخت، در واقع اولین موشک دور برد بود که انقلابی در تکنولوژی موتور موشک به وجود آورد. اگرچه این موشک متأسفانه در جنگ تلفات بسیاری به بار آورد و بعداً هم راه را برای ساخت موشکهای بالستیک باز کرد، اما یادمان باشد همین آقای وان بارون با ایدهی موتور موشکش، آپولو 11 را به ماه رساند و موتور موشک او همچنان مورد استفاده قرار میگیرد.
 
پنیسیلین

پنی سیلین، اولین آنتیبیوتیک کشف شده در دنیا بود که الکساندر فلمینگ در سال 1928 آن را از هاگهای جمعآوری شدهی قارچ (یا همان کپک) کشف کرد. اما تقریباً تا اواسط دههی 1940 که بر روی بیماران آزمایش نشده بود. کسی نمیدانست پنیسیلین بهترین دارو برای بیماریهای عفونی است. با کشف پنیسیلین، میلیونها بیمار و مجروح جنگی از مرگ حتمی نجات پیدا کردند و از آن موقع به بعد، پنیسیلین به عنوان اولین و عمومیترین دارو برای بیماریهای باکتریایی و عفونی تجویز و مصرف شد و بعد از آن بقیهی آنتی بیوتیکها وارد دنیای پزشکی شدند.
 
رشتههای مارپیچ

اولین بار DNA توسط آقایان کریک و واتسون در سال 1953 مورد توجه قرار گرفت. آنها حین آزمایشات خود روی ژنهای انسان با یک ساختار از موادی که مولکولهای این ژنها را تشکیل میدهند، روبهرو شدند و با شکافتن آنها، راز نظم حاکم بر سلولهای بدن را کشف کردند. DNA، امروزه موضوع مهمی در علم، صنعت و حتی مسائل امنیتی محسوب میشود و هنوز هم مطالعات زیادی در سطح جهان روی آن انجام میشود.
 
اشعهی ایکس

برای اولین بار فیزیکدان آلمانی، ویلیام رونتگن در سال 1895، اشعهی ایکس را کشف کرد که امروزه بیشتر برای عکسبرداری از اعضای داخلی بدن استفاده میشود. فکرش را بکنید که اگر اشعه ایکس کشف نشده و این طور به خدمت بشریت در نیامده بود، باید برای تعیین محل دقیق شکستگی چه میکردند؟

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و سوم مرداد 1390 توسط مدیر سایت

حسین هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید ...

 صاحب بزرگترین بنگاه ملک و ماشین شهر، يك ماه تکیه راه می‌اندازد و خودش در روز تاسوعا سر مردم گل می‌مالد و ۱۱ ماه هم سرشان شیره  !


حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

  قدرت سامورایی !شب ها در تکیه لخت می‌شود و میانداری می‌کند و روزها مردم را لخت می‌کند و زورگیری ...!


 

حسین (ع) هنوز مظلوم است

 

چون وقتی محرم می‌آید...

  فرشید پوسترهای گلزار و مهناز افشار را از بساطش جمع می‌کند و آخرین ورژن! پوسترهای علی‌اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) را در بساطش پهن ...!

 


حسین (ع) هنوز مظلوم است

 

چون وقتی محرم می‌آید...

  آقای مایه دار تا پایان اربعین تمام پاساژش را سیاه می‌کند و تا آخر سال هم مشتری‌هایش را !

 


حسین (ع) هنوز مظلوم است

 

چون وقتی محرم می‌آید...

  قادر روزهای تاسوعا و عاشورا قمه می‌زند و علم می‌کشد ولی در ماه رمضان سیگار از لبش نمی‌افتد!

 


حسین (ع) هنوز مظلوم است

 

چون وقتی محرم می‌آید...

  سیامک چشم چران !که پاتوقش همیشه خدا نزدیک مدارس دخترانه است در دسته‌هاي عزاداری اسفند دود می‌کند!

 


حسین (ع) هنوز مظلوم است

 

چون وقتی محرم می‌آید...

  نیما پشت ماکسیمایش می‌نویسد "من سگ کوی حسینم"  ولی هیچ وقت از چارلی !سگ ۱۱ماهه‌اش دور نمی‌شود !

 


حسین (ع) هنوز مظلوم است

 

چون وقتی محرم می‌آید...

  حاج ......... مداح معروف شهر بابت ۷ ساعت مداحی حقوق 250  روز یک کارگر را می‌گیرد!

 


حسین (ع) هنوز مظلوم است

 

چون وقتی محرم می‌آید...

  اقای ............. رییس شرکت ...............! 30 شب شیر صلواتی به خلق خدا می‌دهد و ۳۳۵ روز هم با اضافه کردن آب شیرشان را می‌دوشد!

 


حسین (ع) هنوز مظلوم است

 

چون وقتی محرم می‌آید...

به جای آنکه ما بر مصیبت مولا بگرییم، مولا بر مصیبت ما می‌گرید!


حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

حاج آقا ...............، ۹شب مردم را به تقوی دعوت می‌کند ولی در شب دهم سر زود پایین آمدن از منبر با هیت امنا دعوا می‌کند !


حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

هیت امنای مسجد ...علیه السلام ! درست وقت اذان ظهر عاشورا اطعام عزاداران را شروع می‌کنند و بعد از آن با انرژی و فلوت !سینه می‌زنند و گریه می‌کنند !


حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی محرم می‌آید...

کل یوم عاشورا

یعنی...۱۰ روز و شب ...غم و گریه

کل ارض کربلا

یعنی...چند مسجد و چند تکیه!


حسین (ع) هنوز مظلوم است

چون وقتی خورشید عصر عاشورا غروب کرد

او هم می‌رود

تا سال بعد !


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه بیست و دوم آذر 1389 توسط مدیر سایت
آيين گشايش سومين نمايشگاه كتاب‌هاي تخصصي دانشگاهي با حضور غلامعلي حداد عادل - ‌رييس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي - و مديران فرهنگي كشور در سالن همايش مركز آفرينش‌هاي فرهنگي - هنري كانون پرورش فكري برگزار مي‌شود.
به گزارش بخش كتاب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، علي‌اكبر تورانيان - مسؤول واحد تشريفات اين نمايشگاه - با اشاره به برگزاري آيين‌نامه گشايش اين نمايشگاه هم‌زمان با 11 آبان، گفت: در اين همايش، دكتر حداد عادل، نمايندگان مجلس و شخصيت‌هاي علمي و فرهنگي نيز حضور دارند. در اين آيين، مديران مؤسسات انتشاراتي كشور نيز حضور خواهند داشت.
او افزود: در اين مراسم رييس نمايشگاه سوم گزارش عملكرد دو دوره پيش نمايشگاه را مي‌خواند و گزارشي از برنامه‌هايي را كه تا كنون براي برگزاري اين نمايشگاه صورت گرفته، ارائه مي‌كند.به گفته تورانيان، در اين نمايشگاه از برگزيدگان داخلي جايزه كتاب سال، رؤساي دانشگاه‌هاي سراسر كشور، استادان برجسته دانشگاه‌ها، نمايندگان كميسيون‌هاي مربوط مجلس، وزيران دولت و مديران مسؤولان انتشارات براي ديدار از نمايشگاه در طول ايام برگزاري دعوت شده است.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 توسط مدیر سایت

کيبرد از خانواده سازهاي کلاويه اي است. ساز کلاويه اي سازي است که روش نواختنش بوسيله ي کلاوي ها انجام ميشود. کلاوي يک کليد اهرمي مخصوص براي نواختن نت هاي موسيقي است که همشکل خانواده سازهاي پيانو و انواع ديگر کار ميکند. پيانو - ارگ کليسا - ارگان فلوت - ملوديکا - هارپسيکورد - آکاردئون همه نمونه هايي از سازهاي طبيعيه کلاويه اي هستند که با برق کار نميکنند و تاريخشون قدمت بيشتري نسبت به کيبردهاي امروزي داره.

اما کيبردهاي امروزي ديگه تفاوت هاي عمده اي با اون سازها دارند و ديگه تنها يک ساز نيستند و مجموعه اي از موسيقي و سازهاي مختلف هستند.من هميشه گفتم که کيبرد نميتونه هيچ سازي رو مثل طبيعيش اجرا کنه ولي در عين حال هيچ سازي هم به کاملي و متنوع بودن کيبرد نيست. انواع سازها با امکانات تغيري و تنظيمي متنوع همراه با همنوازي آنها به هر شکلي که شما ميخواهيد.

امروزه ديگه کيبردهاي الکترونيک تنها کار نوازندگي رو انجام نميدن ؛ قبل از توضيح اين مطلب بايد بگم که کيبرد ها انواع و اقسام دارند و کلا هر ساز کلاويه اي رو که با برق کار بکنه شامل ميشن.
مثل انواع الکترو پيانو ، سازي به نام کلاوي ، پيانو هايي که با برق کار ميکنند و ... .

اما کيبردها از نظر کاربرد 4 نوع هستند : سينت سازر Synth Sizer ، سکووانسر Sequencer ، ارنجر Arranger و ميدي کيبرد Midi Keyboard .

سينت سازر ، مخصوص صدا سازي هست و قدرت و امکاناتش در صداسازي بيشتره.
سکووانسر ، مخصوص آهنسازي هست و قدرت وامکاناتش در آهنگسازي بيشتره.

ارنجر ، همونطور که از اسمش پيداست کارش چيدمان و آماده سازيه نواختن است. وداراي سرعت عمل بيشتري براي کارهاي زنده است که با يک کيبرد ارنجر ميتونيد يک آهنگ کامل رو بنوازيد.
ميدي کيبرد ، خودش بتنهايي کاري انجام نميده و با اتصال به کامپيوتر روي نرم افزارهاي اهنگسازي مناسب ميشه باهاشون نواخت و توي نرم افزار ضپط کرد.

در حال حاظر اکثر اين کيبردها ترکيبي از خصوصيات يکديگر رو دارند و فقط جزئيات حذف شده ولي با اين حال بيشترين کاربر و مشتري در کشور ما مربوط به نوع ارنجر است و اين بعلت نوع استفاده اون در اجراهاي زنده است.
مثلا از يک کيبرد سينت سايزر يا سکووانسر نميشه در يک اجراي زنده براي نواختن کامل آهنگ استفاده کرد و ريتم و آکورد و صدا رو در يک زمان همراه با امکانات ديگه ي کامل کننده بکار برد. والبته خوب مطمئن هم باشيد که صداهايي هم که يک سينت سايزر توليد ميکنه خيلي بهتر و زيبا تر است از يک کيبرد ارنجر. همينطور آهنگسازي با سکووانسرها حرفه اي تر و کاملتره.

استفاده از کيبرد:

خوب حالا که فرق انواع کيبردها رو بطور کلي گفتم مي تونم بهتر امکانات و استفاده هاي کيبرد رو بگم . بايد بگم براستي هر کسي سازش رو دوست داره و اگر اون رو خوب بنوازه مطمئنن به اون عشق مي ورزه ، ولي در مورد کيبرد کمي عشق ورزيدن ميتونه بيشتر باشه وبه يک نياز تبديل بشه. حالا اين نياز ميتونه روحي باشه، ميتونه کاري و مادي باشه، وميتونه حتي اجتماعي و کاري باشه. ميتونه در مورد نواختن موسيقي باشه، يا درمورد ساختن اجزاء موسيقي باشه ، مثل ساختن ريتم-ساختن آهنگ-ساختن صدا يا ساختن انواع مختلفي از اجزاء تشکيل دهنده آهنگ- حتي ميتونه در جهت الکترونيک و کارهاي نرم افزاري باشه. در جهت موسقي هاي امروزي که شامل DJ و کار با سمپل و Audio ميشه. بهرحال کيبرد نه تنها يک ساز نيست بلکه تنها ساز نيست .

کيبرد يک وسيله الکترونيکه که چندين و چند شکل ميشه ازش لذت برد و استفاده کرد. اين رو مطمئن باشيد و بدونيد که اگر کسي تمام استفاده هاي کيبرد رو بلد بشه ديگه هرگز نميتونه ازش بگذره و حتي بخاطرش ممکنه از خيلي چيزهاي مهم زندگيش بزنه مثل خود من .

آره دوستان خوب ، با يه کيبرد نه تنها ميشه نواخت ، بلکه ميشه ساخت و گوش کرد. با يه کيبرد ميشه اول يه ريتم خوب و مناسب رو ساخت و تنظيم کرد. بعد صداهاي مورد نياز اون رو ترکيب و تنظيم و اماده کرد. بعد اون رو قسمت به قسمت و مرحله به مرحله تبديل به يک آهنگ کامل و زيبا کرد تازه اگر لازم باشه هنوز قسمت هاي زيادي هست که ميشه براي اين کار اماده کرد .

با يه کيبرد ميشه موقع خوشحالي و شادي يه ريتم تند وشاد با آکورد پر و شلوغ گذاشت و با يه صداي تيز و مناسب هيجان دروني خود رو خالي کرد. يا وقتي که ناراحتيم و يه مشکلي داريم ريتم 8Beat يا Walts يا SlowRack بذاريم و با صداي String يا Oboe يا Harmonica يا انواع صداهاي Pad يا Piano يه موسيقي ملايم و غمگين بر گرفته از احساس دروني خودمون بزنيم .

با يه کيبرد ميتونيم يه آهنگ کامل رو براي کسي که دوستش داريم و يا باهاش مشکل داريم يا براي مناسبت خاصي يا هر گزينه ي ديگه اي که بخاهيم بسازيم و ارئه کنيم. و بدونه استفاده از هيچ ساز ديگه اي ميشه اين کار رو با کيبرد انجام داد والبته اگر ساز هاي زنده ي ديگه اي هم باشن خيلي بهتر ميشه ولي موضوع اينه که با هيچ ساز زنده ي ديگه اي نميشه يک آهنگ رو حتي در حر معقول ساخت.

کارکردن با کيبرد جوريه که اگر بهش وارد بشيد ميتونيد با خيلي از نرم افزارها و سخت افزارهاي ديگه نسبتا کار کنيد. مثلا ساز الکترونيک پرکاشن وسيله ايه براي ايجاد ريتم بطور زنده ، يا حداقل همنوازي با ريتم و پر کردن اون که تشکيل شده از چند دکمه يا پد از جنس لاستيک فشرده که با زدن روي اونها صداي يک ساز کوبه اي توليد ميشه.

حالا جالب اينه که در اوايل ورود اين ساز به موسيقي همه تصور ميکردن کسي که به نواختن ساز کوبه اي مهارت داره بيشتر و راحت تر ميتونه با اين دستگاه کار کنه ولي بعد مشخص شد کسي بهتر ميتونه با اين ساز کار کنه که به ريتم و ريتم سازي و استفاده درست از پرکشان ها در فضا هاي مناسب اهنگ آشنا باشه.

امکاناتي از کيبردها:

TRANSPOSE: بالا و پايين کردن نت کل کيبرد در هربار فشار دکمه به اندازه نيم پرده يا يک کلاوي
OCTAVE: بالا و پايين کردن نت قسمت هاي مختلف کيبرد در هر بار فشار دکمه به اندازه 12کلاوي يا يک اکتاو (بدونه احتساب خوئ نتي که روش هستيم)
TEMPO: تنظيم سرعت اجرا
METRONOME: صداي تيک تاکي که همان سرعت اجرا را نشوان ميدهد
STYLE: ريتم
INTRO: شروع کننده ي ريتم
ENDING: تمام کننده ريتم
FILL_IN: جدا کننده قطعه هاي موسيقي در ريتم
REVERB: نوعي افکت که صدا در نوع هاي مختلفي مثل صداي درون قار ميپيچد
CHORUS: نوعي افکت که در نوع هاي مختلفي صدا را بظاهر چندتايي ميکند
PITCH BEND: نوعي پيچ گردان است که صدا را بصورت موج ، بسته به حرکت آن توسط نوازنده بالا و پايين ميکند
MODULATION: نوعي پيچ گردان است که صدا را بصورت لرزنده در مي آورد به بيان ديگر آن را ميلرزاند.(در کيبرد هاي پيشرفته تر اين پيچ تغييرات بيشتري روي صدا انجام ميدهد)
MIDI: يک کلمه اختصاري جهاني با فرمت هاي جهاني براي اتصال ديجيتال انواع ساز يا سيستم هايي که از اين سيستم ميدي پشتيباني ميکنند به همديگر و اجراي محصولاتي که توسط اين فرمت ساخته شده اند
SCALE TUNING: تنظيم ظزيف تک به تک نت ها و کلاوي ها . از اين سيستم براي سنتي کردن گام هاي محلي کشورها استفاده ميشود.مثلا براي کشور خودمان تنظيم گام ماهور يا شور و...
SUSTAIN: در صدا ايجاد کشش ميکند و نت ها بصورت کشش دار و آرام آرام قطع ميشوند (در مدل هاي پيشرفته اين سيستم تنظيم ويا برعکس ميشود)
PORTAMENTO: هنگام نواختن ، جهش يک نت به نت ديگر بصورت موج موج صورت ميگيرد
MONO/POLY/SOLO: نواختن روي کلاوي ها بصورت چندتايي انجام بگيرد يا با فشار هر کلاوي صداي کلاوي هاي قبلي قطع شود (خاموش يا روشن)


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 توسط مدیر سایت
اين نوشته كاملا جدي است. خواهشمنديم اين چيزها را ياد نگيريد و براي يكبار هم شده اگر چيزي هم بدآموزي داشت شما خودتان با نيروي مثبت ذهني آنرا به يك متن آموزنده تبديل كنيد.مثلا اگر كسي ميدان آزادي يا تخت جمشيد را فروخت يا چيزي را جعل كرد، يا خلاصه از اينجوركارها! تعجب نكنيد. قبلا از اين اتفاق‌ها افتاده است. مثلا فروش برج ايفل!

1- ويكتور لوستيگ Victor Lustig

سلطان كلاهبرداران تاريخ، مردي كه برج ايفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده‌ دنيا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بيش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمريكا، مردي كه مي‌توانست زيرك‌ترين قربانيانش را نيز گول بزند، در سال 1890 در بوهميا (كشور كنوني چك) در يك خانواده متوسط به دنيا آمد و در سال 1920 به آمريكا رفت. سالي كه بازار سهام به شدت رشد مي‌كرد و به نظر مي‌رسيد كه همه روز‌به‌روز پولدار‌تر مي‌شوند و لوستيگ آنجا بود كه از اين موضوع و حماقت ذاتي آمريكايي‌ها سود برد.

در سال 1925 و پس از انجام چندين فقره كلاهبرداري بي‌عيب ونقص و پرسود، ويكتور به فرانسه و شهر پاريس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ايفل!

ايده اين كلاهبرداري بعد از خواندن يك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ويكتور رسيد. در اين مقاله آمده بود كه برج ايفل نياز به تعمير اساسي دارد و هزينه اين كار براي دولت كمرشكن خواهد بود.

دينگ! زنگي در سر ويكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركي تهيه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون رياست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامه‌هايي با سربرگ‌هاي جعلي، شش تاجر آهن معروف را به جلسه‌اي دولتي و محرمانه در هتل كرئون(creon) كه محلي شناخته شده براي قرار‌هاي ديپلماتيك و مهم بود، دعوت كرد.

شش تاجر سر وقت در سوئيت مجلل ويكتور حاضر بودند. ويكتور براي آنها توضيح داد كه دولت در شرايط بد مالي قرارگرفته است و تأمين هزينه‌هاي نگه‌داري برج ايفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراين او از طرف دولت مأموريت دارد كه در عين تألم و تأسف، برج ايفل را به فروش برساند و بهترين مشتريان به نظر دولت تجار امين و درستكار فرانسوي هستند و از ميان اين تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئن‌ترين افرادند. ويكتور تأكيد كرد به دليل احتمال مخالفت عمومي، اين مسئله تا زمان قطعي شدن معامله مخفي نگه داشته خواهد شد.

فروش برج ايفل در آن سال‌ها زياد هم دور از ذهن نبود. اين برج در سال 1889 و براي نمايشگاه بين‌المللي پاريس طراحي و ساخته شده بود و قرار بر اين نبود كه به صورت دائمي باشد. در سال 1909 برج به‌خاطر اين‌كه با ساختمان‌هاي ديگر شهر همچون كليساهاي دوره گوتيك و طاق نصرت هماهنگي نداشت، به محل ديگري منتقل شده بود و آن زمان وضعيت مناسبي نداشت. چهار روز بعد خريداران پيشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ويكتور به دنبال بالاترين رقم نبود، ‌او از قبل قرباني خود را انتخاب كرده بود؛ مردي كه نامش در كنار ويكتور در تاريخ جاودانه شد! آندره پويسون (Andre poisson). در بين آن شش نفر، آندره كم‌سابقه‌ترين بود و اميدوار بود كه با برنده شدن در اين مناقصه، يك‌شبه ره صدساله را طي كند و كلاهبردار باهوش به خوبي متوجه اين موضوع شده بود. ويكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحويل برج در هتل آماده امضاست. اما همان‌طور كه تاجر عزيز مي‌داند، زندگي مخارج بالايي دارد و او يك كارمند ساده بيش نيست و در اين معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ايشان را برنده كند و... آندره به خوبي منظور ويكتور را فهميد! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پويسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ايفل شد! فرداي آن روز وقتي آندره و كارگرانش به جرم تخريب برج ايفل توسط پليس بازداشت شدند، ويكتور لوتينگ كيلومترها از پاريس دور شده بود. در حالي كه در يك جيبش پول فروش برج بود و در جيب ديگرش رشوه!


2-هان ون ميگه‌رن (Han Van Meegeren)

نقاش و كپي‌كننده آثار هنري، باهوش‌ترين و زبردست‌ترين جاعل تابلوهاي نقاشي، مردي كه سر نازي‌هاي آلماني كلاه گذاشت، مردي كه اگر كلاهبردار نمي‌شد، بي‌شك يكي از مهم‌ترين نقاشان قرن بيستم بود، در سال 1889 در هلند به دنيا آمد. از كودكي عاشق رنگ‌ها بود و در جواني با تأثير از نقاشي‌هاي دوره طلايي هلند، تابلوهاي زيادي خلق كرد. اما منتقدان، آثار او را بي‌روح و تقليدي و تكراري ناميدند و ميگه‌رن سرخورده از اين برخورد و براي اثبات توانايي‌هايش به منتقدان تصميم گرفت كه آثار بزرگان دوره طلايي همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورميه را كپي كند. ميگه‌رن با پشتكار زياد فرمول رنگ‌هاي قديمي و نحوه ساخت بوم‌هاي آن زمان را پيدا كرد. او كار را شروع كرد و آن‌قدر ماهرانه اين كار را انجام داد كه تيزبين‌ترين كارشناسان نيز از تشخيص بدلي بودن آثار ناتوان بودند و ميگه‌رن با اطمينان كامل، در نقش يك دلال، تابلوهايش را به‌عنوان آثار كشف‌شده دوره طلايي به مجموعه‌داران و گالري‌ها ‌فروخت. در همين دوران بود كه اروپا درگير جنگ جهاني دوم شد.

يكي از مشتريان پر و پا قرص او، مارشال گورينگ از سران درجه اول حزب نازي آلمان بود كه علاقه فراواني به آثار نقاشان هلندي داشت و تعداد زيادي از كارهاي ميگه‌رن را به مجموعه خود اضافه كرد. اما زمانه بازي ديگري را در سر داشت. آلمان‌ها در جنگ شكست خوردند و ميگه‌رن به جرم فروش ميراث فرهنگي هلند به نازي‌ها بازداشت و در دادگاه متهم به خيانت به وطن شد كه مجازاتش اعدام بود. ميگه‌رن در دادگاه واقعيت را ابراز كرد، اما هيچ‌كس حرف‌هايش را باور نكرد. تابلوهاي جعلي در دادگاه توسط كارشناسان مورد بازبيني قرار گرفت و همگي بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هيچ‌كس باور نمي‌كرد كسي بتواند با چنين دقت و ظرافتي اين آثار را جعل كند. ميگه‌رن از دادگاه درخواست كرد كه وسايل مورد نيازش را در اختيارش بگذارند تا در حضور همه يكي از آثار دوره طلايي جعل كند!

ميگه‌رن از اتهام خيانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنري به زندان محكوم شد و چند سال بعد درگذشت. ميگه‌رن به‌عنوان يك كلاهبردار در كار خود موفق بود، اما مشتري اصلي او گورينگ از او زيرك‌تر بود. اسكناس‌هايي كه گورينگ در ازاي تابلوها به ميگه‌رن مي‌داد همگي تقلبي بودند!


3- فرانك ويليام آباگ‌نيل (Frank William Abagnale)

صاحب كلكسيوني از انواع كلاهبرداري‌ها، قاضي، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسي كه زندگي‌اش دستمايه ساخت فيلم «اگه مي‌توني منو بگير» شد، در سال 1948 در آمريكا به دنيا آمد. وقتي او 14 ساله بود، پدر و مادرش از يكديگر جدا شدند و اين ضربه روحي بزرگي براي فرانك بود. دو سال بعد از خانه فرار كرد و به نيويورك رفت و در آنجا بود كه فهميد براي امرار معاش چاره‌اي به‌جز كلاهبرداري ندارد. پس از مدت كوتاهي او به يكي از حرفه‌اي‌ترين جاعلان چك بدل شد و چنان در كار خود مهارت پيدا كرد كه هيچ بانكي قادر به تشخيص جعلي بودن چك‌هاي او نبود. فرانك براي آن‌كه بتواند بدون پرداخت پول بليت با هواپيما سفر كند، ‌با جعل كارت‌هاي شناسايي و مدرك خلباني، ‌خود را به عنوان خلبان خط هوايي پان‌امريكن جا زد و از امتياز خلبان‌ها براي مسافرت مجاني استفاده كرد. اين موضوع لو رفت، اما قبل از آن‌كه دست پليس به او برسد، به شهر جورجيا فرار كرد و با هويت جعلي تازه‌اي، به عنوان يك دكتر در يك آپارتمان ساكن شد. از قضا در همسايگي فرانك يك دكتر واقعي زندگي مي‌كرد و به فرانك پيشنهاد داد تا در بيمارستان شهر مشغول به كار شود و فرانك اين پيشنهاد را پذيرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحي اطفال در آن بيمارستان به درمان بيماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئيزيانا رفت و با جعل مدرك حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلي لوئيزيانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط يكي از فارغ‌التحصيلان واقعي هاروارد شناخته شد، اما قبل از آن‌كه دستگير شود، از آنجا به ايالت يوتا گريخت و با جعل مدرك دانشگاه كلمبيا، در دانشگاه بريگام در رشته جامعه‌شناسي شروع به تدريس كرد!

او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگير شد و زماني كه پليس فرانسه اين موضوع را اعلام كرد، 26 كشور خواستار محاكمه او در كشورشان شدند! فرانك به آمريكا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محكوم شد، ولي پس از گذراندن پنج سال آزاد شد.

فرانك آباگ‌نيل هم‌اكنون به‌عنوان كارشناس خبره جعل اسناد و چك با پليس آمريكا همكاري مي‌كند و با تأسيس شركت آباگ‌نيل و شركا به بانك‌ها نيز مشاوره مي‌دهد!


4-حسين.ك (hoseyn.k)

كلاهبردار وطني، مردي كه كاخ دادگستري را فروخت، حدود 70 سال پيش در شهريار متولد شد. ح.ك مردي بي‌سواد ولي باهوش بود و بي‌ترديد اگر تحصيلات مناسبي داشت، به يكي از بزرگان ادب و علم كشور بدل مي‌شد. اما او از جواني به راهي غير از آن كشيده شد. حسين.ك با كلاهبرداري‌هاي كوچك روزگار مي‌گذراند، اما اين كارها براي مردي با هوش او كارهايي كوچك محسوب مي‌شدند. تا اين‌كه يك روز طعمه بزرگ‌ترين كلاهبرداري خود را در جلوي در سفارت انگليس شكار كرد؛ دو توريست آمريكايي (و طبعاً احمق!) كه به دنبال خريد يك هتل در ايران بودند. ح.ك آنها را به دفترش كه در خيابان گيشا بود دعوت كرد و در آنجا به آنها پيشنهاد خريد يك ساختمان بزرگ و مجلل را به قيمت بسيار مناسب داد. اين ساختمان، كاخ دادگستري بود كه در خيابان خيام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستري از آن استفاده مي‌شود. قرار بازديد از كاخ براي فرداي آن روز گذاشته شد و ح.ك همان روز عصر به آنجا رفت و با تطميع اتاقدار وزير وقت دادگستري، دفتر كار وزير را براي مدت يك‌ساعت اجاره كرد. فرداي آن روز قبل از آمدن مشتري‌ها، 200 جفت دمپايي پلاستيكي تهيه كرد و جلوي در اتاق‌هاي كاخ كه يك ساختمان اداري محسوب مي‌شد و در آن ساعت خالي بود، گذاشت. به اتاق وزير رفت و منتظر شكارهايش شد.

آمريكايي‌ها سروقت آمدند و ح.ك به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتي مشتري‌ها درخواست ديدن داخل اتاق‌ها را داشتند،‌ به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپايي‌ها، آنها را منصرف مي‌كرد. مشتريان ساختمان را پسنديدند و به پول رايج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ك پرداخت كردند و خوشحال از اين معامله پرسود، براي تحويل ساختمان 10 روز ديگر مراجعه كردند. اما همان‌جا بود كه فهميدند چه كلاه بزرگي بر سرشان رفته است. ح.ك همان روز معامله، به مصر فرار كرد و بعد از چند ماه زندگي در آنجا، به ايران بازگشت. اما در ايران بازداشت و به زندان محكوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامي فوت كرد.

ح.ك يك كلاهبردار ذاتي بود،‌حتي در زندان! او تلويزيون زندان را به يكي از زندانيان به قيمت 100 تومان فروخت و وقتي آن زنداني بعد از آزادي تلويزيون را زير بغل زد و مي‌خواست آن را با خود ببرد، فهميده بود كه چه كلاهي بر سرش رفته و مضحكه بقيه شده است!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389 توسط مدیر سایت
مظفرالدين شاه با علاقهی فطري که نسبت به اشياء عجيب داشت، اولين کسي بود که اتومبيل را به ايران آورد. وي در طي سه سفري که به فرنگ کرد، از اين کالسکههاي آتشين، خوشش آمد. کالسکهاي که بدون اسب با سروصداي فراوان حرکت ميکرد و با سرعت قدمزدن آدمي جلو ميرفت.
 
اولين کالسکهی آتشين يا اتومبيل از نوع بخار بود. با ديگي از آب و آتشخانهاي زير آن و کلي دردسر که بر آن متصور ميشد. اين اتومبيل بسيار غيرکارآمد و تفنني به حساب مي آمد. ولي مظفرالدين شاه اهل تفنن بود. پس، آن را با هزار زحمت به ايران آورد.
اشراف و درباريان هم به تأسي از شاه، به دنبال کالسکه آتشي آمدند و تهران جولانگاه اين وسيلهی عجيب و نوظهور شد.
 
کالسکهخانههاي خيابان چراغ گاز [چراغ برق بعدي]، تبديل به گاراژخانه شد. اسبها با چشمان درشت و سياهشان با حسرت به اين آهنهاي پر سر و صدا نگاه ميکردند. شوفرها يا رانندگان که به جاي سورچيان پشت اين کوه آهن مينشستند، به ديگران فخر ميفروختند و پشت چشم نازک ميکردند. شرکتهاي خارجي نيز که علاقهی ايرانيان را به اين وسيلهی نقليه ديدند، شروع به افتتاح کمپانيهاي خود و وارد کردن انبوهي از اتومبيلها کردند. کمپاني فورد، بيوک، دوج، هودسن، پونتياک، رنو، ريو، گراهام، جمس و... و دهها شرکت و کمپاني ديگر مثل قارچ در خيابان چراغ برق رویيدند. حالا همه به دنبال ماشين بودند. قيمتها هم در نوع خود جالب بود. ماشينهاي سواري بين سيصد تا سيصد و پنجاه تومان بود که در نوع خود پول هنگفتي به حساب ميآمد.
 
تا سالها پس از ظهور اين وسيلهی آتشين هنوز مردم بسياري با همان وسايل قديمي همچون اسب و قاطر و کالسکه و گاري جابهجا ميشدند. ترس عدهاي از اتومبيل، تا آن حد بود که حتي از صدايش فرار کرده، کنار و گوشهاي مخفي ميشدند و دستهی ديگري جرأت سوار شدنش را نميکردند و جماعتي آن را مَرکب شيطان تصور ميکردند که راکبش را به سوي جهنم ميبرد و تصور ميکردند با سوار شدن درآن مرتکب گناه کبيره ميشوند. سوارشوندگان نيز که بسياري در آن دچار سرگيجه و تهوع و حال بههمخوردگي شده با يک نشستن در آن، براي هميشه از آن توبه ميکردند. 

با آمدن اتومبيل، مشکلات آن هم وارد کشور شد. سروصدا، دود و آلودگي و از همه مهم
تر، تصادفهاي سنگين که گاه منجر به جرح و مرگ ميشد. قوانين هم که ناقص بود و به عَهد کالسکه و گاري مربوط ميشد. تا قوانين جديد وضع شود، بسياري هلاک شدند. نبود خيابانهاي صاف و هموار و عدم رعايت حقتقدم در سر چهارراهها و در خيابانها که بايد به آن کوچه گفت، عامل اصلي اين مشکلات بود.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 توسط مدیر سایت
 

موارد زیر چیزهایی است که بهتر است دوست داشته باشیم. به حتم میپرسید چرا ؟

پاسخ را در زیر هر مورد بخوانید!

1. درخت را= نه به خاطر میوهاش، به خاطر سایهاش که بر سر دوست و دشمن میافکند.

2. دیوار را = نه به خاطر بلندیاش، برای اینکه هیچوقت پشت آدم را خالی نمیکند.

3. دریا را= نه به خاطر بزرگیاش، برای یکرنگیاش.

4. سایه را= که هیچ وقت آدم را تنها نمی‌‌گذارد.

5. دوست را= به خاطر یکرنگیاش.

6. زنجیر را= نه خاطر اینکه طولانیه، به خاطر اینکه به هم پیوسته است.

7. کرم خاکی را= نه به خاطر کرم بودنش، به خاطر خاکی بودنش.

8. برف را= که هم روش سفیده هم داخلش.

9. گاو را= که نمیگه «من» میگه «ما»

10. بیل را= که هر قدر بره تو خاک، براقتر میشه.

11. تابلوی ورود ممنوع را= که یک تنه، یه اتوبان رو حریفه.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 توسط مدیر سایت
1. آیا میدانید فقط یک نفر از یک میلیارد نفر، بیش از 116 سال عمر میکند.
2. آیا میدانید قلب انسان میتواند خون را 10 متر به بیرون پر تاب کند 

3. آیا می
دانید متداولترین نام در دنیا، محمد است.

4. آیا می
دانید روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر، یکی است.

5. آیا می
دانید ستاره‌‌ی دریایی مغز ندارد.

6. آیا می
دانید انسانهای چپ دست عمدتا تبدیل به سیاستمداران بزرگ دنیا شده اند.

7. آیا می
دانید لئوناردو داوینچی، قیچی را اختراع کرد.

8. آیا می
دانید انسان نمیتواند با حبس کردن نفس، خودکشی کند.

9. آیا می
دانید مورچهها بعد از مرگ بر اثر سمپاشی به پهلوی راست میافتند.

10. آیا می
دانید گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد.

11. آیا می
دانید صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و دوم مهر 1389 توسط مدیر سایت
پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی

پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم

پدر: اما دختر مورد نظر من، دختر بیل گیتس است

پسر: آهان اگر اینطور است، قبول است



پدر به دیدار بیل گیتس می رود

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم

بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند

پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است

بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است



پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود

پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم

مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!

پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!

مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد

و معامله به این ترتیب انجام می شود


نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هجدهم مهر 1389 توسط مدیر سایت
باستان‌شناس دريايي، جان هندرسون اميدوارست کاوش‌هاي تازه به کشف رازهاي شهر باستاني پاولوپتري منتهي شوند ...
نمایش اندازه واقعی

باستان‌شناس دريايي، جان هندرسون اميدوارست کاوش‌هاي تازه به کشف رازهاي شهر باستاني پاولوپتري منتهي شوند.
 در سواحل جنوبي يونان، نزديک نيپوليس (نام باستاني شهر ناپل) و در عمق چندين متري آب، باستاني‌ترين شهر زيردرياها، پاولوپتري آرميده است. اين شهر که اولين‌بار در دهه 1960 / 1340 کشف و نقشه‌برداري شد، اولين شهر زير آب است که به صورت ديجيتالي و سه بعدي کاوش خواهد شد. خبرنگاران نشريه نيچر به سراغ جان هندرسون در دانشگاه ناتينگهام انگلستان رفته‌اند تا اطلاعات بيشتري در مورد اين کار به دست بياورند.
پاولوپتري را چطور مي‌شود توصيف کرد ؟
اين سايت، منطقه‌اي به وسعت تقريبي 500 متر‌مربع است که حدود 50 تا 60 متر از کرانه‌هاي ساحلي خليج ناپل فاصله دارد و در عمق 3 تا 4 متري آب دريا واقع شده‌است. اين منطقه شامل چند‌تايي خيابان، حدود 15 ساختمان که هر کدام سه يا چهار اتاق دارند، مقبره‌هايي در دل سنگ‌ها و مناطق محصور‌شده توسط آنها مي‌شود. احتمالا چيزهاي ديگري هم در اين شهر وجود دارند، اما سال‌هاست که کاوشي در منطقه صورت نگرفته و به همين دليل ما اطلاعات بيشتري در مورد آنها نداريم. بعضي از ويرانه‌هاي اين شهر متعلق به حداقل 2800 سال پيش از ميلاد هستند، اما در مورد شهر فکر مي‌کنيم پاولوپتري بايد در دوره مسيني( آخرين دوره عصر مفرغ) يعني حدود 1600 تا 1100 سال پيش از ميلاد مسيح ايجاد شده باشد.

به اين دليل که شهر در آب غوطه‌ور شده، امکان کشاورزي در آن يا ساخت مجددش وجود نداشته است. دقيقا به همان شکلي باقي‌مانده که غرق شده است‌، کف اين شهر دچار فرسايش شده، اما به عنوان مثال هنوز سنگ‌هاي کنار درهاي ورودي خانه‌ها يا سنگ‌هاي آسياب بدون هيچ تغييري وجود دارند.
آيا شهرهاي ديگري هم مانند پاولوپتري در جهان وجود دارند ؟
با اين‌که پاولوپتري باستاني‌ترين شهر غرق‌شده‌اي است که مي‌شناسيم، بدون شک شهرهاي ديگري نيز مانند آن وجود دارند که کشف خواهند شد. شهر اسکندريه، شهر غرق‌شده ديگري است که به خوبي مي‌شناسيم، اما قدمت آثار به‌جا مانده از اين شهر به هزاره اول پيش از ميلاد برمي‌گردد. به طور خاص در منطقه شرقي درياي مديترانه، ما با صدها سايت زير‌دريايي مواجه هستيم، چرا که اين منطقه يکي از مراکز زلزله‌خيز دنيا است و حرکات پوسته زمين در آن کاملا مشهود است.

 


اين منطقه از سال‌ها پيش شناخته شده بود، اين‌طور نيست ؟
اين شهر در سال 1967 / 1346 توسط نيکولاس فلمينگ از دانشگاه ساوت‌همپتون انگلستان کشف شد. فلمينگ يکي از بنيان‌گذاران باستان‌شناسي دريايي در بريتانيا به شمار مي‌آيد و در حال‌حاضر يکي از همکاران تيم اين کاوش‌هاي زير‌آب است. او با اينکه بيش از 70 سال دارد، به کاوش در اين سايت‌ها بسيار علاقه‌مند است و هنوز حتي غواصي هم مي‌کند.
در سال 1968 / 1347، گروهي از دانشگاه کمبريج انگلستان، اين منطقه را با استفاده از متر، نقشه‌برداري کرد و توانست چند‌تايي از آثار و مصنوعات شهر را نيز کشف کند. ما براي افزايش دقت همان نقشه‌هاي دوبعدي که به صورت دستي آماده ‌شده‌اند، به پاولوپتري برمي‌گرديم. در مرحله اول، فقط نقشه‌برداري انجام مي‌شود و مرحله دوم که غواصي و حفاري است، سه تا چهار سال به طول خواهد انجاميد.
با چه ابزارهايي نقشه‌برداري اين شهر را انجام مي‌دهيد؟
ما از يک ردياب صوتي استفاده مي‌کنيم، که توسط شعبه کانادايي شرکت کانگزبرگ ساخته شده است. اين وسيله دقيقا مانند کاوشگرهاي ليزري عمل مي‌کند که در حفاري‌هاي زميني مورد استفاده قرار مي‌گيرند، با اين تفاوت که براي رديابي از امواج صوتي استفاده مي‌کند. اين دستگاه مي‌تواند ظرف مدت دو دقيقه، هزاران نقطه را شناسايي کند و هم‌زمان عکس‌هايي با کيفيت بالا از شهر بگيرد، بنابراين ما مي‌توانيم با استفاده از آن نمونه‌هاي سه‌بعدي از شهر ايجاد کنيم. تاکنون، دقت اندازه‌گيري‌ها با امواج صوتي در آب نتوانسته با دقت امواج ليزر در حفاري‌هاي زميني برابري کند. اما اگر اين دستگاه آن‌طور که شرکت سازنده‌اش ادعا کرده عمل کند، ما با انقلابي تازه در باستان‌شناسي دريايي مواجه خواهيم بود. ما اغلب در تهيه نقشه‌هاي دقيق و سريع با مشکل مواجه هستيم، اندازه‌گيري با استفاده از مترهاي نواري دقيق، اما بسيار زمان‌بر است.
آيا اين شهر پيش از غرق‌شدن ويران شده يا آب دريا باعث فرسايش آن شده است ؟
ما چيزي در اين مورد نمي‌دانيم. اين شهر هرگز از نو ساخته‌ نشده است. آثار سفالي اين شهر متعلق به حدود 1180 سال پيش از ميلاد هستند، شايد اين شهر بلافاصله پس از اين زمان غرق شده باشد، البته اين فقط يک حدس است، کسي در اين مورد چيزي نمي‌داند.
چه مسئله‌اي باعث اهميت خاص اين شهر از لحاظ باستان‌شناسي دريايي شده است ؟
اول اين‌که پاولوپتري بازمانده از دوره مسيني است، يعني يونان باستان در آخرين مرحله عصر مفرغ، دوراني بسيار با‌ارزش از لحاظ تاريخ ادبيات و افسانه. اين دوره، دوره تمامي اشعار حماسي هومر است و علاوه بر آن قدرت يونانيان باستان در اين دوران به دليل احاطه آنها بر دريا بوده است، اما ما هيچ اطلاعات مشخصي در مورد شهرهاي بندري آن زمان نمي‌دانيم. پاولوپتري هم احتمالا يکي از همين شهرهاي بندري بوده است، جايي که شايد کشتي‌ها لنگر مي‌انداختند، تخليه مي‌شدند، بارگيري مجدد مي‌کردند و اين شهر را به مقصد کشورهاي مختلف ترک مي‌کردند.
مورد ديگر کاهش حجم اکسيژن آب است که باعث مي‌شود با شرايطي بي‌هوازي مواجه شويم و بتوانيم آثار باستاني و مصنوعات آلي دست بشر، مانند ابزارهاي چوبي را که از بين نرفته‌اند، به دست بياوريم. البته بايد خيلي‌ خوش‌شانس باشيم، کسي چه مي‌داند، شايد هم باشيم!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم شهریور 1389 توسط مدیر سایت
ساخت، مکان يابي و بطور کلي طراحي يک فرودگاه ظرافت هاي خاصي دارد که با در نظر گرفتن عوارض جغرافيايي منطقه و پارامترهاي بسيار ديگر حتي جهت بادي
نمایش اندازه واقعی

 که به طور معمول در منطقه مي وزد محقق مي شود. گاهي برخي محدوديت هاي موجود باعث خلق زيبايي هاي نظير آنچه مي بينيد مي شود.
جبل الطارق (Gibraltar)(به معني کوه طارق) نام دهکده‌اي کوهستاني است که در ساحل جنوبي اسپانيا در جنوب غربي اروپا قرار دارد و يکي از زيرمجموعه هاي داراي تابعيت پرچم بريتانيا به شمار مي‌رود که البته مالکيت اين منطقه بين اسپانيا و بريتانيا مورد اختلاف است. کوه طارق در بخش ساحلي خود به تنگه جبل‌الطارق پيوسته است. اين تنگه درياي مديترانه را به اقيانوس اطلس مي‌پيوندد و در دو سوي آن مراکش و اسپانيا قرار دارد و اينطور بيان شده است که جبل الطارق نام منطقه کوچک خودمختاري است که در دهانه مديترانه و هم مرز با اسپانيا قرار دارد.
اين سرزمين کوهستاني که تحت قيموميت انگلستان است داراي عجيب ترين فرودگاه جهان است. باند فرودگاه جبل اطارق از ميان بزرگراه اصلي شهر عبور مي کند و ساختمان فرودگاه تنها 500 متر از مرکز شهرستان جبل الطارق فاصله دارد. به همين دليل براي ورود هر فرود يا بلند شدن هر هواپيماها مي بايست اين بزرگراه بسته شود. فرودگاه جبل الطارق يکي از چند فرودگاه عجيب در جهان است و در حال حاضر به چهار مقصد در انگلستان و دو مقصد در اسپانيا داراي مسير پروازي است.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم شهریور 1389 توسط مدیر سایت
محمدرضا شجريان بعداز دو سال، مهرماه سالجاري به مدت هفت شب در تهران و شش شب در شيراز به صحنه مي‌رود.

به گزارش ايلنا اين استاد آواز، 13 و 14 مرداد ماه(چهارم و پنجم آگوست) در يك فستيوال موسيقي در شهر بيروت پايتخت لبنان نيز به اجراي موسيقي مي‌پردازد.

محمدرضا شجريان در اجراي خود در تهران به همراه گروه شهناز‏، براي هفت شب در برج ميلاد به صحنه مي‌رود. قرار است زمان دقيق اجراي كنسرت استاد آواز ايران در برج ميلاد بعداز دريافت مجوز كنسرت، اعلام شود.

همچنين گروه شهناز بعداز 20 مهرماه در شهر شيراز به اجراي برنامه خواهد پرداخت.

شجريان در كنسرت‌هاي آتي خود، قطعات آلبوم «رندان مست» در دستگاه همايون را اجرا مي‌كند.

همچنين وي در بخش دوم اجراي خود، تصنيف بي‌همزبان از ساخته‌هاي خود که روي شعري از جواد آذر در دستگاه ماهور ساخته شده؛ به همراه آواز و تصنيف‌هايي از ساخته‌هاي مجيد درخشاني با اشعاري از سعدي، حافظ و مولوي اجرا مي‌كند.

بسياري از نوازندگان گروه شهناز که نام خود را از جليل شهناز، نوازنده برجسته تار گرفته است، سال‌ها در گروه خورشيد به سرپرستي مجيد درخشاني مي‌نواختند.

گروه شهناز با همراهي رامين صفايي (سنتور)، مژگان شجريان (سه تار)، محمدرضا ابراهيمي (عود)، عندليبي و رادمان توکلي (تار)، حميد قنبري (تمبک)، سامان صميمي (کمانچه)، حسين رضايي‌نيا (دف و دايره)، حامد افشاري (قيچک باس)، مهدي اميني (رباب)، مهرداد ناصحي و کاوه معتمديان دهکردي (کمانچه)، سحر ابراهيم (قانون)، نگار خارکن (کمانچه)، جمشيد صفرزاده (سنتور) و سرپرستي مجيد درخشاني (تار) روي صحنه مي‌رود.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم شهریور 1389 توسط مدیر سایت

سري كامل كد هاي مخفي گوشي هاي نوكيا را به دليل درخواست شما دوستان به صورت كامل در اينجا قرار مي دهیم :
ممکن است بعضی از این کد ها در یک سری از گوشی ها اجرا نشود !!

#06#*
سریال نامبر گوشی را نشان میدهد ( IMEI )

#92702689#*
نمایش : سریال نامبر گوشی ، تاریخ ساخت ، تاریخ فروش ، تاریخ آخرین تعمیرات ( 0000 به معنای نداشتن تعمیر قبلی) برای خروج از این صفحه باید گوشی را خاموش و دوباره روشن کنید.

#3370*
با این کد شما از حالت EFR استفاده خواهید کرد که باعث میگردد از حداکثر کیفیت صدای گوشی برخوردار شوید اما در عوض مصرف باطری شما کمی بالاتر خواهد رفت

#3370#
حالت EFR را غیر فعال میسازد.

#4720#*
گوشی را در حالت کیفیت صدای پائین قرار میدهد و در عوض مصرف باطری شما درحدود 30 درصد کاهش میابد.

#4720#*
حالت قبل را غیر فعال میسازد.

#0000#* و یا #9999#*
ورژن سیستم عامل گوشی ، تاریخ ساخت نرم افزار ، و نوع فشرده سازی را نشان میدهد.

#30#*
شماره های محرمانه گوشی را نمایش میدهد.

#67705646#*
در گوشی های مدل 3310 و 3330 لوگوی شبکه را حذف میکند ( IR-TCI )

#73#*
تایمر گوشی و همچنین تمام امتیازات بدست آمده در بازی ها را Reset میکند.

#746025625#*
نمایش وضعیت سرعت clock سیمکارت گوشی. اگر گوشی شما دارای حالت SIM Clock Stop Allowed باشد به این معنا خواهد بود که گوشی شما میتواند درحالت کمترین میزان مصرف باطری درحالت Standby قرار بگیرد.


#2640#*
کد رمز فعلی گوشی را نشان میدهد. کد رمز گوشی در حالت عادی 12345 می باشد.

#7780#*
RESET گوشی یا همان بازگشت به حالت تنظیمات کارخانه ای است. مناسب برای زمانیکه گوشی هنگ کرده است . درواقع درایو C گوشی را ریست میکند ( ریست گوشی بدون حذف برنامه ها و دفترچه تلفن و اس ام اس ) بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت.

#7370#*
فرمت گوشی . مناسب برای زمانیکه گوشی بسیار زیاد هنگ کرده است. درواقع این کد درایو C گوشی را فرمت میکند و البته تمامی برنامه ها و فایلهای موجود بر روی این درایو از بین خواهند رفت . بعد از وارد کردن این کد ، گوشی از شما تقاضای وارد کردن security code را خواهد داشت.


روش مستقیم فرمت گوشی های اسمارت فون بدون نیاز به منوی گوشی:
 
اگر پسوورد ( security code ) گوشی قبلا تغییر داده شده است و آنرا نمی دانید و همچنین گوشی شما از سیستم عامل سیمبین ورژن7 استفاده می کند ( مثل 6600 و 7610 و 6620 و 6260 و 9500 و 9300 ) ابتدا گوشی را خاموش کرده و در حالیکه سه دگمه سبز ، * ، 3 را همزمان نگه داشته اید گوشی را روشن کنید و آنها را آنقدر نگه دارید تا کار فرمت آغاز بشود. دراین حالت از شما دیگر پسوورد خواسته نخواهد شد و مستقیما گوشی فرمت خواهد شد.

فرمت کارت حافظه گوشی:

به صورت safe mode گوشی را روشن کنید ( برای اینکار درحالیکه دگمه pen (مداد) را نگه داشته اید گوشی را روشن کنید البته درظاهر تفاوتی را مشاهده نخواهید کرد.) سپس این مسیر را در گوشی دنبال کنید : menu>>Extras>>Memory>>Format MEM.card

حالت safe mode برای شما بسیار مفید است. و در مواقعی که گوشی هنگ کرده و بالا نمی آید احتمالا به شما کمک می کند و باعث می شود گوشی بالا بیاید و بعد از آن بتوانید گوشی را درصورت تمایلتان فورمت و یا کار دیگری بر روی آن انجام دهید. درواقع کار آن همانند عمل safe mode ویندوز می باشد و در این حالت دیگر اکثر برنامه های کاربردی که در پشت صحنه همیشه در حال اجرا بودند ، دیگر اجرا نخواهند شد و به همین دلیل گوشی اصطلاحا به راحتی بالا می آید. که در گوشی های مختلف کمی متفاوت می باشد و در اسمارت فون ها اکثرا باید کلید خاصی را ( کلید ABC و یا PEN ) را نگه داشته و سپس گوشی را روشن کنید. تاکید می کنم که در حالت safe mode شما تغییری در ظاهر منوی گوشی نخواهید دید و همه چیز در پشت صحنه اتفاق افتاده است و یا بهتر بگویم از اتفاق افتادن آنها ( برنامه ها ) جلوگیری کرده است.

#43#*
کنترل حالت call waiting ( انتظار) گوشی.

#61#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert در صورتیکه به تلفن پاسخ داده نشود ، تعیین گردیده است.

#62#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه شبکه دچار اشکال باشد ( آنتن نباشد ) تعیین گردیده است.

#67#*
کنترل شماره ای که به عنوان divert درصورتیکه گوشی اشغال باشد ، تعیین گردیده است.

#شماره*21**
divert به شماره مورد نظر در هر حالت.

#شماره*61**
divert به شماره موردنظر در حالت عدم پاسخ گوئی ( no Reply ) به تماس.

#شماره*67**
divert به شماره مورد نظر در حالت اشغال بودن گوشی ( on Busy )

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیستم شهریور 1389 توسط مدیر سایت
ساعت وسیلهای برای اندازه گیری زمان است. ساعت با فرم نوینش (24 ساعتی) حداقل از قرن پانزدهم مورد استفاده قرار گرفته است. 

تاریخچه: حدود شش قرن قبل از میلاد، بابلیها «در عصر امپراطوری روم» چند مورد ابداعی از خود به جای گذاشتهاند که امروزه نیز مورد استفاده کلیه کشورهاست. مرسوم داشتن هفت روز هفته و تعیین عدد پایه 60 برای ساعت، از یادگارهای بابلیها به شمار میرود. بابلیها عقیده داشتند چون عدد 60 به اعداد 1 ، 2 ، 3 ، 5 ، 6 ، 10، 15 ، 20 ، 30 قابل تقسیم است، لذا این عدد را پایه در نظر گرفته و مبنای تقسیمبندی ساعت قرار دادند. همچنین تقسیمبندی دایره به 360 درجه «مضربی از 60» از کارهای بابلیها میباشد.

انواع ساعات ابتدایی: بد نیست بدانیم که در گذشته، بشر برای دانستن وقت و ایام، با توجه به تجربه و دانش زمانه، ساعتهایی را اختراع کرده و مورد استفاده قرار داده است که مهمترین آنها عبارت بوده از: 

ساعت سایهای: مصریان قدیم ساعتی ساختند که به آن ساعت سایهای میگفتند. این ساعت به گونهای بود که سایهقطعهای چوب عمودی برروی یک قطعه چوب افقی میافتد و زمان را با آن اندازه میگرفتند.

به نظر شما استفاده از این ساعت چه مشکلاتی داشت؟
در روزهای ابری و یا به هنگام شب، مصریان قدیم چگونه زمان را حساب می‏کردند؟

ساعت آفتابی: در ساعت خورشیدی، میلهای عمودی بر سطح افقی نصب میشده است. با اندازه گیری سایه آن میله، زمان معلوم میشده است.

ساعت شنی یا ماسهای: از دو حباب شیشهای چسبیده به هم تشکیل میشده که میان آن، سوراخ باریکی برای رد شدن شن یا ماسه تعبیه میکردند تا شنها بتدریج از حباب بالا به حباب پایین جمع شود. بعد ظرف را وارونه میکردند و همان عمل تکرار میشد. با معلوم شدن تعداد دفعات جابهجا شده شنها در حبابها، حدود تقریبی زمان مشخص میگردید.

ساعت شمعی: در این نوع ساعت، بدنه شمع مدرج میشد و با سوختن شمع و کوتاه شدن آن، زمان را محاسبه میکردند.
همانطور که دیدید، همه ساعت‏هاي ابتدایی، مشکلاتی داشتند. بعضی از آنها در شب کاربرد نداشتند و بعضی‏ نیاز داشتند که یک نفر همیشه مراقب آن باشد. مثلاً در ساعت شمعی اگر شعله شمع خاموش می‏شد، زمان را اشتباه می‏کردند.
 
اشکال جدیدتر ساعت: با پیشرفت علم و دانش بشری، به تدریج ساعتهای دقیقتر مکانیکی، وزنهای، فنردار، برقی، باطریدار و کامپیوتری جای ساعتهای آبی،آفتابی و ماسهای را گرفتند. مخصوصاً از زمان استفاده انسان از فنر جهت راه انداختن چرخهای دندانهدار، که به ساعتشمار و دقیقه و حتی ثانیهشمار متصل هستند، سنجش دقیق زمان برای همه به طور ساده امکان پذیر شد. در اوایل قرن شانزدهم، اولین ساعت مچی آهنی که نسبتاً زمخت بوده، توسط یک نفر آلمانی ساخته شد. بعدها اواخر قرن هجدهم با استفاده از فنر و چرخدندانههای بسیارکوچک، امکان ساختن ساعتهای مچی ظریف به وجود آمد، به طوری که اولین ساعتهای مچی شبیه ساعتهای امروزی در کشور سوئیس «از سالهای 1790 به بعد» ساخته شد. 

بین سالهای 1865 تا 1868، بزرگترین، حجیمترین و جسیمترین ساعت دیواری جهان در کلیسای سن پیر در فرانسه نصب شد. ارتفاع ساعت 1/12 متر، عرض آن 09/6 متر و ضخامتش 7/2 متر بوده که از 90000 قطعه تشکیل یافته است.در مقابل بزرگترین ساعت،ظریفترین ساعت دنیا فقط 98/0 میلیمتر قطر دارد. تکنولوژی امروزی، انسان را قادر ساخته تا ساعتهای بسیار ظریف و دقیق مکانیکی تمام الکترونیکی، کامپیوتری و حتی اتمی بسازد.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
1. آیا میدانید فقط یک نفر از یک میلیارد نفر، بیش از 116 سال عمر میکند.
2. آیا میدانید قلب انسان میتواند خون را 10 متر به بیرون پر تاب کند 

3. آیا می
دانید متداولترین نام در دنیا، محمد است.

4. آیا می
دانید روز تولد شما حداقل با 9 میلیون نفر دیگر، یکی است.

5. آیا می
دانید ستاره‌‌ی دریایی مغز ندارد.

6. آیا می
دانید انسانهای راست دست به طور میانگین 9 سال بیشتر از چپ دستها عمر میکنند.

7. آیا می
دانید لئوناردو داوینچی، قیچی را اختراع کرد.

8. آیا می
دانید انسان نمیتواند با حبس کردن نفس، خودکشی کند.

9. آیا می
دانید مورچهها بعد از مرگ بر اثر سمپاشی به پهلوی راست میافتند.

10. آیا می
دانید گربه ماهی بیش از 27000 عضو چشایی دارد.

11. آیا می
دانید صندلی الکتریکی را یک دندانپزشک اختراع کرد.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
 

موارد زیر چیزهایی است که بهتر است دوست داشته باشیم. به حتم میپرسید چرا ؟

پاسخ را در زیر هر مورد بخوانید!

1. درخت را= نه به خاطر میوهاش، به خاطر سایهاش که بر سر دوست و دشمن میافکند.

2. دیوار را = نه به خاطر بلندیاش، برای اینکه هیچوقت پشت آدم را خالی نمیکند.

3. دریا را= نه به خاطر بزرگیاش، برای یکرنگیاش.

4. سایه را= که هیچ وقت آدم را تنها نمی‌‌گذارد.

5. دوست را= به خاطر یکرنگیاش.

6. زنجیر را= نه خاطر اینکه طولانیه، به خاطر اینکه به هم پیوسته است.

7. کرم خاکی را= نه به خاطر کرم بودنش، به خاطر خاکی بودنش.

8. برف را= که هم روش سفیده هم داخلش.

9. گاو را= که نمیگه «من» میگه «ما»

10. بیل را= که هر قدر بره تو خاک، براقتر میشه.

11. تابلوی ورود ممنوع را= که یک تنه، یه اتوبان رو حریفه.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
مظفرالدين شاه با علاقهی فطري که نسبت به اشياء عجيب داشت، اولين کسي بود که اتومبيل را به ايران آورد. وي در طي سه سفري که به فرنگ کرد، از اين کالسکههاي آتشين، خوشش آمد. کالسکهاي که بدون اسب با سروصداي فراوان حرکت ميکرد و با سرعت قدمزدن آدمي جلو ميرفت.
 
اولين کالسکهی آتشين يا اتومبيل از نوع بخار بود. با ديگي از آب و آتشخانهاي زير آن و کلي دردسر که بر آن متصور ميشد. اين اتومبيل بسيار غيرکارآمد و تفنني به حساب مي آمد. ولي مظفرالدين شاه اهل تفنن بود. پس، آن را با هزار زحمت به ايران آورد.
اشراف و درباريان هم به تأسي از شاه، به دنبال کالسکه آتشي آمدند و تهران جولانگاه اين وسيلهی عجيب و نوظهور شد.
 
کالسکهخانههاي خيابان چراغ گاز [چراغ برق بعدي]، تبديل به گاراژخانه شد. اسبها با چشمان درشت و سياهشان با حسرت به اين آهنهاي پر سر و صدا نگاه ميکردند. شوفرها يا رانندگان که به جاي سورچيان پشت اين کوه آهن مينشستند، به ديگران فخر ميفروختند و پشت چشم نازک ميکردند. شرکتهاي خارجي نيز که علاقهی ايرانيان را به اين وسيلهی نقليه ديدند، شروع به افتتاح کمپانيهاي خود و وارد کردن انبوهي از اتومبيلها کردند. کمپاني فورد، بيوک، دوج، هودسن، پونتياک، رنو، ريو، گراهام، جمس و... و دهها شرکت و کمپاني ديگر مثل قارچ در خيابان چراغ برق رویيدند. حالا همه به دنبال ماشين بودند. قيمتها هم در نوع خود جالب بود. ماشينهاي سواري بين سيصد تا سيصد و پنجاه تومان بود که در نوع خود پول هنگفتي به حساب ميآمد.
 
تا سالها پس از ظهور اين وسيلهی آتشين هنوز مردم بسياري با همان وسايل قديمي همچون اسب و قاطر و کالسکه و گاري جابهجا ميشدند. ترس عدهاي از اتومبيل، تا آن حد بود که حتي از صدايش فرار کرده، کنار و گوشهاي مخفي ميشدند و دستهی ديگري جرأت سوار شدنش را نميکردند و جماعتي آن را مَرکب شيطان تصور ميکردند که راکبش را به سوي جهنم ميبرد و تصور ميکردند با سوار شدن درآن مرتکب گناه کبيره ميشوند. سوارشوندگان نيز که بسياري در آن دچار سرگيجه و تهوع و حال بههمخوردگي شده با يک نشستن در آن، براي هميشه از آن توبه ميکردند. 

با آمدن اتومبيل، مشکلات آن هم وارد کشور شد. سروصدا، دود و آلودگي و از همه مهم
تر، تصادفهاي سنگين که گاه منجر به جرح و مرگ ميشد. قوانين هم که ناقص بود و به عَهد کالسکه و گاري مربوط ميشد. تا قوانين جديد وضع شود، بسياري هلاک شدند. نبود خيابانهاي صاف و هموار و عدم رعايت حقتقدم در سر چهارراهها و در خيابانها که بايد به آن کوچه گفت، عامل اصلي اين مشکلات بود.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
 
نخستین فرستنده تلویزیونی تاریخ ایران ساعت پنج بعدازظهر جمعه یازدهم مهرماه سال 1337 آغاز به کار كرد.

در دههی 30 هجري شمسي، وقتی دولت وقت، سرگرم تدارک زمینه و طرحریزی برای ایجاد تلویزیون بود، «حبیبالله ثابت پاسال» از بخش خصوصی پیشدستی کرد و پیشنهاد تأسیس یک ایستگاه فرستندهی تلویزیونی را ارائه داد.

 از آنجا که پاسال از اعتماد دربار برخوردار بود، با پیشنهاد او موافقت شد و مجلس شورای ملی در تیرماه سال 1337 مادهای با چهار تبصره مصوب كرد که به موجب آن اجازه داده میشد یک فرستندهی تلویزیونی، زیر پوشش وزارت پست و تلگراف و تلفن در تهران ایجاد شود. این فرستنده تا پنج سال از پرداخت مالیات معاف بود و تمامي برنامههای آن از مقررات ادارهی کل انتشارات پیروی میکرد.

نخستین فرستندهی تلویزیونی ایران ساعت پنج بعدازظهر جمعه یازدهم مهرماه 1337 اولین برنامهی خود را پخش کرد. این فرستنده که "تلویزیون ایران" نامیده میشد، ابتدا هر روز از شش بعدازظهر تا 10 شب، برنامه داشت. 

تلویزیون ایران به صورت خصوصی اداره میشد و متکی به درآمد خود از آگهیهای تجارتی و تبلیغاتی بود. این سازمان پس از یک سال فعالیت، برنامههای روزانهی خود را در تهران به پنج ساعت افزایش داد و در سال 1340 فرستنده دیگری در آبادان و یک فرستندهی تقویتی در اهواز تأسیس کرد.

رونق کار تلویزیون ایران، تصمیم حکومت را در تأسیس یک شبکهی تلویزیونی سراسری قطعیتر کرد. بنابراین در سال 1343 یک گروه فرانسوی از سوی سازمان برنامه و بودجه، مأمور بررسی و طراحی یک مرکز تلویزیونی شد.

سرانجام پس از تصویب طرح ایجاد "تلویزیون ملی ایران"، یک ایستگاه کوچک به وجود آمد و با امکاناتی ساده، پخش برنامههای آزمایشی را از سال 1345 آغاز کرد.

امکانات فنی تلویزیون در آن زمان به یک استودیو، سه دوربین و دو دستگاه ضبط مغناطیسی محدود میشد و از آنجا که فرستندهی تلویزیون ایران با سیستم 525 خطی آمریکایی کار میکرد و سیستم تلویزیون ملی 625 خطی اروپایی بود، تلویزیون ملی با نصب یک فرستندهی دو کیلو واتی با سیستم 525 خطی بر بالای ساختمان هتل هیلتون، امکان استفاده از این شبکه را برای همهی دارندگان تلویزیون با سیستمهای مختلف، امکانپذیر کرد.

مدتی کمتر از دو سال از تأسیس تلویزیون ملی نمیگذشت که در 17 مرداد 1347 نخستین مرکز شهرستانی تلویزیون ملی در ارومیه گشایش یافت و چندی بعد، مرکز تلویزیونی بندرعباس به کار افتاد. 

در ایران از همان سالهای اولیهی کار تلویزیون، سریالسازی نیز پا گرفت. "امیرارسلان نامدار" از نخستین سریالهای ایرانی است که از تلویزیون ملی پخش شد.

تلویزیون ملی ایران در سالهای پس از انقلاب اسلامی با تغییر نام به "سیمای جمهوری اسلامی ایران" در قالب دو شبکه، برنامههای خود را پی گرفت. 

مستندهايي از پروندههای سیاسی عوامل رژیم سابق، عوامل گروهکهای منافقین و اعترافات آنها، از آن جمله بود. به تناسب وضع جامعه پس از انقلاب و به تبع آن، آغاز جنگ ایران و عراق این روند به سوی فیلمهای مستند از جنگ و جبهه تغییر مسیر داد و تا سالهای بعد این روند همچنان ادامه داشت.

برنامههایی مانند "روایت فتح" محصول این دوران هستند. در این سالها، مجموعههای نمایشی و داستانی چون "سلطان و شبان" به کارگردانی داریوش فرهنگ، "سربداران" به کارگردانی محمدعلی نجفی، "هزاردستان" به کارگردانی علی حاتمی، "کوچک جنگلی" به کارگردانی داریوش بحرانی و بهروز افخمی و … ساخته شدند.

در کنار این مجموعههای تاریخی، از مجموعههای داستانی- اجتماعي آن روزگار باید به مجموعه "آینه" اشاره کرد. مجموعهای که در قالبی نمایشی كه به دو روی سکهی زندگی خانوادههای مختلف میپرداخت.

در دههی هفتاد بود که سیمای جمهوری اسلامی ایران از انحصار شبکهی یک و دو بیرون آمد و با تأسیس شبکهی سه سیما با رویکردی به جوانان و ورزش، عرصههای جدیدی را در جذب مخاطب آزمود.

در واقع از همین مقطع زمانی بود که با آزاد شدن ویدئو، رونق سینما، فیلمهای ویدئویی و بعدها سي.دي و دي.وي.دي، فرصت انتخاب براي مخاطبان بيشتر شد.

با تأسیس شبکهی پنجم با عنوان شبکهی تهران و اختصاص یک شبکهی استانی به استانهای کشور، توجه به مناسبات درون گروهی شهرستانها و استانها در دستور برنامهسازان قرار گرفت.

تأسیس شبکهی چهار با شعار پرداختن به برنامههای علمی، فرهنگی و هنری فاخر ایران و جهان و نهایتاً شبکهی خبر، همگی در راستای سیاستهای جدید برای تأمین گونههای مختلف سلایق مخاطب، مفهوم پیدا کرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
سنگ تولد چیست؟

بسیاری از جوامع اولیه‌‌ی بدوی بر این اعتقاد بودند که همراه داشتن اشیای گرانبهایی همچون جواهر کمیاب نیروی عجیب، مرموز و خارقالعادهای به آنها میبخشد. حتی شماری از سنگهای قدیمی را دارای خواصی نظیر جلوگیری از بیمار شدن یا معالج بیماریها میپنداشتند. استفاده از سنگهای تولد از قرن 16 میلادی متداول شد. سنگهای قیمتیای که به صورت سنتی، نماد تولد به شمار میروند عبارتند از: ماه ژانویه= لعل قرمز ، ماه فوریه= یاقوت ارغوانی، ماه مارس= شیم یا زمرد کبود، ماه آوریل= الماس، ماه مه= زمرد سبز، ماه ژوئن= مروارید، ماه ژوئیه= یاقوت سرخ، ماه اوت= زبرجد، ماه سپتامبر= زمرد کبود، ماه اکتبر= یاقوت زرد، ماه دسامبر= فیروزه.
 
اولین پلاستیک چه زمانی ساخته شد؟

پلاستیکها به سبب فرآیندهای شیمیایی که اصطلاحاً به آن پلـی‌‌مریزاسیون میگوینـد، ساخته میشوند. اولین مادهی پلاستیکی که کلریدونیل نام داشت در سال 1838 ساخته شد و خیلی زود یعنی در سال 1839 استیون، در سال 1843 اکریلیکها و در سال 1847 پلیاستر ساخته شد.
 
چه زمانی برای اولین بار از سفال استفاده شد؟

به نظر میرسد که حداقل 5000 سال است که از سفال برای ساختن اشیای سرامیکی استفاده میشود. قطعاتی از ظروف سفالی پیدا شده است که مربوط به دوران نوسنگی یعنی بیش از 10000 سال پیش میباشد. از 5000 سال پیش انسان آموخت که چگونه با استفاده از آتش، ظروف سفالی خود را محکمتر و در مقابل آب، غیرقابل نفوذ کند.
 
کاغذ چه زمانی برای اولین بار تولید شد؟

اولین کاغذ حدود 2000 سال پیش در کشور چین توسط مردی به نام تسایلون ساخته شد. او الیاف داخلی پوست درخت توت را در آب میریخت و میکوبید تا به صورت تودهای از رشتههای صاف درمیآمد. سپس این خمیر را روی صفحهای مشبک که از رشتههای نرم گیاه خیزران درست شده بود، پهن میکرد تا آب آن چکیده و هم زمان با رشتههای خیزران، خشک شود. حاصل کار، صفحهای مسطح از رشتههای به هم پیوسته بود که میتوان آن را اولین کاغذ دانست.
 
اولین کتابها چه زمانی چاپ شدند؟

اولین کتابها حدود 4000 سال پیش توسط مصریها درست شدند. آنها لایههایی از گیاه پاپیروس را مسطح کرده و به صورت کاغذ درمیآوردند. البته کتابی که آن ها درست میکردند، مجموعه یا طوماری از کاغذهای لوله شده بود که با کتابهای امروزین بسیار متفاوت بود.
 
اولین هواپیما چه زمانی پرواز کرد؟

اولین هواپیمایی که دارای نیروی محرکه بود و توانایی باقیماندن بر هوا را داشت و نیز قابل کنترل بود، در تاریخ 17 دسامبر 1903 در شهر کیتیهاوک واقع در ایالت کاورلینانی شمالی آمریکا به پرواز درآمد.
 
فاجعهی چرنوبیل چه زمانی به وقوع پیوست؟

در روزهای 25 و 26 سال 1986، حادثهای مهم در نیروگاه هستهای چرنوبیل در اکراین به وقوع پیوست. عدهای تکنسینهای مشاغل در نیروگاه مشغول انجام آزمایشی بودند که نقشهی آن با دقت کافی طراحی نشده بود. برای انجام این آزمایش، آنها سیستم ایمنی راکتور را از کار انداخته بودند، در حالی که راکتور همچنان به کار خود ادامه میداد اما در شرایطی غیر ایمن، در هستهی راکتور منجر به انفجار شد و تشعشعات هستهای به مقدار زیاد از آن خارج گردید. ابرهای آلوده به مواد رادیواکتیو، تشعشعات را با خود نه تنها به قسمتهایی از روسیه بلکه به سایر نقاط جهان نیز بردند.
 
کبریت چه زمانی اختراع شد؟

کبریتهای اولیه توسط انسان اولیه و بعد از زمانی که آنها آتش را کشف کردند، ساخته شد. در قرن 19، انواع مختلف کبریت با استفاده از فسفر ساخته شد. اغلب سر باریکههایی از چوب را با فسفر سفید یا زرد آغشته میکردند و هر چند فسفر سفید و زرد قابل اشتعال و استفادهی از آن خطرناک است، اولین کبریت بیخطر با استفاده از فسفر غیرسمی و قرمز رنگ در سال 1844 و در سوئد ساخته شد.
 
تلویزیون چه زمانی اختراع شد؟

تلویزیون در یک زمان معین و توسط یک فرد مشخص اختراع نشد، بلکه در طول زمان و طی مراحل مختلف تکمیل شد. در سال 1875 شخصی به نام جی.آر.کری، پایههای سیستم تلویزیون را با استفاده از سلولهای فتوالکتریک بنا نهاد. در سال 1923 اولین انتقال تصویر از طریق سیستم برقرار شد و در سال 1945، تلویزیون به صورتی که امروزه میبینیم، کامل شد.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت

از زمان‌های بسیار دور گفته می‌شد اهرام مصر حاوی اسرار بزرگی است ولی تا این اواخر كسی از آنها اطلاعی نداشت و فقط به تازگی و آن هم به‌طور محدود به آن دست یافته‌اند.

بزرگترین هرم مصر «ساكاره» نام دارد كه کهن‌ترین بنای سنگی جهان محسوب می‌شود. این بنا در سال 3600 قبل از میلاد ساخته شده است. شایان ذكر است كه در سمت غرب رود نیل بیش از 80 هرم كشف شده است.

هرم «خئوپس» کهن‌ترین بنای عظیمی است كه به‌دست انسان بنا شده است و تا امروز باقیمانده است. این هرم در كنار پیكره «ابوالهول» در منطقه جیزه در 16 كیلومتری غرب قاهره در مصر قرار دارد. وسعت كل محل 216 كیلومتر مربع و سطح زیر بنای آن معادل 500 هزار متر مربع است. سطح زیر بنای هرم با دقتی باور نكردنی مسطح شده است، به طوری كه اختلاف سطح آن در سرتاسر زیر بنا از چند میلیمتر تجاوز نمی‌كند! بعضی نیز علت این اختلاف جزئی را ناشی از زمین لرزه‌ها و آتشفشان‌ها و حركات زمین می‌دانند.

در ساختمان این هرم دو میلیون و 600 هزار قطعه سنگ ساختمانی از جنس گرانیت و مرمر به وزن دو تا 70 تن به كار رفته است. این سنگ‌ها با دقت فوق‌العاده زیادی روی هم چیده شده و بنایی به ارتفاع 140 متر را تشكیل داده‌اند.

محققانی كه در مورد اهرام مصر تحقیق می‌كنند، مشاهده كرده‌اند كه مواد غذایی فاسد شدنی از قبیل گوشت، شیر و تخم‌مرغ در داخل اهرام مصر ماه‌ها و حتی گاهاً سال‌ها بدون هیچگونه فساد باقی می‌ماند.

نصف‌النهار «هرم خئوپس» یعنی خطی كه از شمال می‌آید و از هرم می‌گذرد و به جنوب ختم می‌شود بهترین نصف‌النهار كره‌زمین می‌باشد، زیرا مقدار زیادی از این نصف‌النهار در خشكی واقع شده است. اگر ما منطقه سكونت نوع بشر را در كره‌زمین به دو قسمت تقسیم كنیم می‌بینیم كه نصف‌النهار مزبور از وسط آن دو قسمت می‌گذرد و هرگاه ارتفاع این هرم را ضربدر رقم یك میلیون كنیم به طرزی عجیب و دقیق فاصله كره‌زمین تا خورشید به‌دست می‌آید.

هنگامی كه هرم «خئوپس» را می‌ساختند، مدخل هرم، مقابل ستاره قطبی بوده ولی اكنون شش هزار سال تغییر كرده، اما بعد از 19 هزار سال باز هم ستاره قطبی مقابل مدخل هرم قرار خواهد گرفت. زیرا در هر 25796 سال، ستاره قطبی به جای اول برمی‌گردد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت

قدرت‌های باور نکردنی ذهن بشر به‌طرق مختلفی تجلی می‌یابد. برای مثال برخی قادرند افکار دیگران را دریابند. برخی می‌توانند از مغز خود به عنوان یک ماشین حساب استفاده کنند. در حالیکه دانشمندان قادر به توصیه‌ی آن نیستند وآن را تنها به پرورش توانایی برای استفاده از ضمیر ناخودآگاه و انجام عملیات سرگرم کننده حافظه نسبت می‌دهند.

شاید مشهورترین انسانی که دارای چنین قدرت‌شگفت‌آوری است «رای ایلایجه» از اهالی لیتوانی است. او در طول زندگی‌اش بیش از 2000 کتاب را تنها برای یک بار خوانده و به خاطر سپرده بود. به‌طوری که قادر بود مطالب هر صفحه و هر بخش از هر یک از کتاب‌ها را دقیقاً بازگو کند.

لئون گامبتا، سیاستمدار فرانسوی نیز دست کمی از ایلایجه نداشت. او قادر بود هزاران صفحه از آثار ویکتور‌هوگو را از اول تا آخر و بالعکس کلمه به کلمه بازگو کند.

کسانی که از توانایی انجام عملیات حیرت‌آور ریاضی برخوردارند اصطلاحاً ماشین حساب نامیده می‌شوند. یکی از این افراد مردی بود به نام«زیرا کالبرن» . دانشمندان وی را در 8 سالگی مورد آزمایش‌های بسیار قرار دادند که بیش از بیش آن‌ها را متحیر کرد. به این دلیل که کالبرن حتی از قواعد ساده ریاضی هم بی‌خبر بود. او به طرز شگفت‌آوری می‌توانست هم زمان که در حال استخراج ریشه سوم عدد 268336125 بود در همان زمان حاصل عدد 8 به توان 16 را نیز پیدا کند!

در ضمن آزمایشات در لندن از وی خواسته شد تا روش خود را در مورد ضرب عدد 21735 در 534 توضیح دهد. او به سرعت پاسخ داد من فقط عدد 65205 را در 181 ضرب کردم.

اعمال حیرت انگیز این افراد نشان می دهد، مغز انسان سرزمینی اعجاب انگیز با قابلیت‌های باور نکردنی است که ما از درک ساختمان و عملکرد پیچیده آن عاجزهستیم.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
دانشمندان به تازگی دریافتهاند که پرندگان نیز میتوانند مانند ما نگاه انسان را درک کنند.

همه ما میدانیم که مردم گاهی اوقات که احساس میکنند کسی درحال نگاه کردن به آنها است، رفتار خود را تغییر میدهند.

هم اکنون در یک پژوهش جدید مشخص شده است که پرنده هایی از خانواده زاغها مانند کلاغها نیز میتوانند به همین شیوه انسانها عمل کرده و درمقابل نگاه مردم از خود واکنش نشان دهند.

براساس نتایج این تحقیق که درنشریه «کرنت بیولوژی» به چاپ رسیده است، به نظر میرسد، زاغها نقش چشم را درک و دریافت بصری را میفهمند و یا حداقل نسبت به مسیر نگاه انسانها، بینهایت حساس هستند.

یکی از پژوهشگران دانشگاه آکسفورد در این باره میگوید: کلاغها و زاغها وقتی غذایی را به عنوان پاداش یا جایزه دریافت میکنند تا زمانیکه افراد به آن غذا چشم دوخته باشند، به سراغ غذا نمیروند مگر اینکه مسیر نگاه انسانهایی که در اطرافشان هستند، تغییر کند.
 
بطری حامل پیام به خشکی رسید!

یک پیام متعلق به سال 1913 میلادی که در یک بطری قرار داشت و پس از گذشت بیش از 9 دهه در رودخانه ای در واشنگتن یافت شد.

یکی از سکنه منطقه به رسانه های دولتی آمریکا یادآور شد، درحال قدمزدن درکنار رودخانه منطقه بودم که پایم به یک شیء که در زیر شنهای ساحل مخفی بود، برخورد کرد. پس از کنارزدن شنها، این بطری را یافتم.

سخنگوی پلیس ملی درگفتگو با رسانه های آمریکا اعلام کرد، در بررسیهای اولیه مشخص شد این بطری و پیام داخل آن متعلق به 96 سال پیش و نویسنده آن «امت پرنل» از یابنده خواسته  تا پس از خواندن پیام، برایش از همین طریق یادداشتی ارسال کند!

پلیس در استعلام هویت نویسنده این پیام اعلام کرد که این مرد در سن 85 سالگی و در سیزدهم ماه مه سال 1978 میلادی جان یاخته است. 

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
آلبرت انیشتین د‌‌ر چهارد‌‌هم مارس 1879 د‌‌ر شهر اولم آلمان از پد‌‌ری به نام هرمان انیشتین به د‌‌نیا آمد‌‌. او پسر اول خانواد‌‌ه بود‌‌. او د‌‌ر شش سالگی وارد‌‌ مد‌‌رسه شد‌‌. او د‌‌ر سالهای نخست مد‌‌رسه شاگرد‌‌ی ضعیف بود‌‌، اما واقع امر آن است که نمره‌هایی عالی می‌گرفت و بر‌خلاف روش یاد‌‌گیری حفظی آزار‌د‌‌هند‌‌ه و سخت مد‌‌رسه بار‌ها شاگرد‌‌ اول کلاس نیز شد‌‌ و د‌‌ر سن پانزد‌‌ه سالگی معلم د‌‌رس یونانی او زمانی به پد‌‌ر او گفته بود‌‌ که فرقی نمی‌کند‌‌ که آلبرت چه رشته‌ای را برای حرفه‌ آیند‌‌ه‌ خود‌‌ انتخاب کند‌‌، هر‌یک را بر‌گزیند‌‌ د‌‌ر آن ناکام خواهد‌‌ ماند‌‌.

یکی از اشخاص مؤثر د‌‌ر زند‌‌گی انیشتین، ماکس تالمود‌‌ از د‌‌وستان نزد‌‌یک خانواد‌‌ه‌ او بود‌‌. او به انیشتین کتاب‌هایی د‌‌رباره‌ علوم و بعد‌‌اً د‌‌رباره‌ فلسفه برای خواند‌‌ن می‌د‌‌اد‌‌ و بعد‌‌ ساعت‌ها با او د‌‌رباره‌ آن‌ها به گفتگو می‌نشست. سر‌گرمی ذوقی اصلی انیشتین چه د‌‌ر روز‌های د‌‌بیرستان و چه د‌‌ر سالهای آیند‌‌ه زند‌‌گی، موسیقی بود‌‌. آلبرت با خود‌‌‌آموزی نوازند‌‌گی پیانو را یاد‌‌ گرفت و تا پایان عمر به نواختن پیانو و ویولن اد‌‌امه د‌‌اد‌‌.
 
آلبرت د‌‌ر سال‌های آخر د‌‌بیرستان از کار مد‌‌رسه د‌‌ل کند‌‌ه و به آن بی‌اعتنا شد‌‌. نمرات امتحانی‌اش لطمه‌ د‌‌ید‌‌ و کار او به آنجا کشید‌‌ که یکی از معلمان از وی خواست از مد‌‌رسه برود‌‌. آلبرت این پیشنهاد‌‌ را پذیرفت و بی‌آنکه والد‌‌ینش را مطلع کند‌‌، مد‌رسه را بد‌‌ون اخذ مد‌‌رک د‌‌یپلم ترک کرد‌‌. 
د‌‌ر سال 1896 د‌‌ر امتحان ورود‌‌ی مؤسسه‌ پلی‌تکنیک زوریخ شرکت کرد‌‌ه و برای گذرانید‌‌ن یک د‌‌وره‌ چهار ساله که وی را واجد‌‌ شرایط شغلی د‌‌یری می‌کرد‌‌، پذیرفته شد‌‌.

او پس از اتمام تحصیل خود‌‌ د‌‌ر چند‌‌ شرکت به‌صورت پاره‌وقت مشغول به‌کار گرد‌‌ید‌‌. او که اکنون 26 ساله بود‌‌، خلاقیت فکری او از هر زمان د‌‌یگری بیش‌تر بود‌‌. انیشتین د‌‌ر ماه می سال 1905 کار تألیف مکالمه‌ای را به پایان آورد‌‌ که هفد‌‌ه سال بعد‌‌ جایزه‌ نوبل را نصیب او کرد‌‌. او د‌‌ر ژوئن آن سال نیز مقاله‌ د‌‌یگری نوشت که به پاس آن، به د‌‌ریافت د‌‌رجه‌ د‌‌کترای د‌‌انشگاه زوریخ نائل آمد‌‌. 

او پس از آن، چهار مقاله‌ علمی د‌‌یگر نوشت که مقاله‌ سوم آن نظریه‌ نسبیت خاص، د‌‌ید‌‌ انسان د‌‌رباره‌ جهان هستی را برای همیشه تغییر د‌‌اد‌‌. او همه‌ این توفیقات را با کار د‌‌ر تنهایی د‌‌ر اتاق پشتی آپارتمان کوچک خود‌‌ د‌‌ر برن به‌د‌‌ست آورد‌‌.

نظریه‌ نسبیت خاص را بد‌‌ین صورت بیان کرد‌‌:
1- سرعت نور همواره ثابت است.
2- د‌‌ر حرکت با سرعت نور زمان متوقف می‌شود‌‌.
3- د‌‌ر حرکت با سرعت نور، جرم متحرک بی‌نهایت می‌شود‌‌. E= MC2
باید‌‌ گفت نظریه‌ نسبیت خاص، مد‌‌عی نسبی‌بود‌‌ن همه‌چیز نیست و فقط می‌گوید‌‌ که چیزهایی مانند‌‌ مکان (فضا) که از نظر د‌‌نیا مطلق بود‌‌ند‌‌، نسبی هستند‌‌ و چیزی مانند‌‌ سرعت نور که نسبی انگاشته می‌شد‌‌، مطلق است.
بنا به اظهارت او نسبیت سبب می‌شود‌‌ که حواد‌‌ث برای یک ناظر د‌‌ر مقایسه با ناظری د‌‌یگر کند‌‌‌تر پیش‌ بروند‌‌ و این شامل وقایع مربوط به زند‌‌گی مانند‌‌ فرآیند‌‌ پیری نیز می‌شود‌‌.
 
او پس از نظریه‌ نسبیت خاص، فرضیه‌ نسبیت عام را پیشنهاد‌‌ د‌‌اد‌‌:
1- جرم لختی (اینرسی) د‌‌و کلمه‌ مختلف برای چیز واحد‌‌ی است (اصل هم‌ارزی).
2- د‌‌ر اند‌‌یشه‌ پیرامون فضا باید‌‌ چهار بعد‌‌ را د‌‌ر‌نظر گرفت: طول، عرض، ارتفاع و زمان. زمان بعد‌‌ چهارم است د‌‌ر هر حاد‌‌ثه که د‌‌ر کیهان رخ می‌د‌‌هد‌‌ د‌‌ر یک چهار‌بعد‌‌ی فضا – زمان است که روی می‌د‌‌هد‌‌.
3- فضا – زمان به سبب اجرام بزرگی مانند‌‌ خورشید‌‌ خمید‌‌ه یا تو‌رفته است. میزان این تورفتگی، میزان قوت یا شد‌‌ت مید‌‌ان جاذبه ثقلی (گرانی) است.

انیشتین علاوه‌بر این نظریه‌ها اد‌‌عا می‌کند‌‌ که کائنات پایان‌پذیر نیست بلکه فضایی د‌‌رخود‌‌ بسته است و پایان‌پذیر است. د‌‌ر کنار این‌که او د‌‌ر مقاله‌ د‌‌یگر د‌‌ر سال 1917 انتشار د‌‌اد‌‌. یکی از این د‌‌و مقاله به بر‌انگیزگی الکترون‌ها به تابش نور می‌پرد‌‌اخت که مفهومی بود‌‌ که سر‌انجام اساس کار لیزر‌ها شد‌‌ و د‌‌یگری به ساختار کیهان می‌پرد‌‌اخت که امروز آن را عموماً اساس د‌‌انش کیهان‌شناسی جد‌‌ید‌‌ می‌د‌‌انند‌‌.

این تلاش‌های فکری زیاد‌‌ و مد‌‌تی به آن کوتاهی، سر‌انجام لطمه‌ خود‌‌ را زد‌‌ و او نیز مانند‌‌ «نیوتن» و «ماکسول» د‌‌ر اثر آن کار‌های فکری د‌‌شوار، د‌‌چار ناراحتی عصبی شد‌‌ و وضع جسمی او نیز به هم خورد‌‌ه بود‌‌. د‌‌ر سال‌‌های پایانی زند‌‌گی د‌‌یگر تند‌‌رستی او رو به زوال بود‌‌، به‌طوری که د‌‌یگر نه ویولنی می‌توانست بنوازد‌‌ و نه توان اند‌‌اختن ؟؟؟ باد‌‌بانی خود‌‌ را به آب د‌‌اشت.

انیشتین د‌‌ر تاریخ 19 آوریل سال 1955 د‌‌ر سن 76 سالگی د‌‌رحالی‌که خواب بود‌‌، د‌‌ر‌گذشت. او چیزی بیش از یک د‌‌انشمند‌‌، فیلسوف و یک سیاستمد‌‌ار بود‌‌.فرد‌‌ی متعهد‌‌ و فروتن که نبوغ علمی او شناخته و آگاهی‌های جد‌‌ید‌‌ی را از اسرار عالم برای تمام جهانیان به‌ارمغان آورد‌‌ و د‌‌ر تاریخ بشر به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین متفکران که د‌‌ر زمین وجود‌‌ د‌‌اشته به شمار می آید‌‌.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
 
محمد‌‌‌ معین فرزند‌‌‌ معینالعلماء د‌‌‌رسال 1293 شمسی د‌‌‌ر رشت د‌‌‌ر یك خانواد‌‌‌ه روحانی متولد‌‌‌ شد‌‌‌. پد‌‌‌رش شیخ ابوالقاسم و همچنین ماد‌‌‌رش د‌‌‌ر ششسالگی او فوت كرد‌‌‌ند‌‌‌، به همین جهت تحت تعلیم و تربیت پد‌‌‌بزرگش (كه مرد‌‌‌ د‌‌‌انشمند‌‌‌ی بود‌‌‌) قرار گرفت كه از روحانیون معروف بود‌‌‌. پس از پایان تحصیلات مقد‌‌‌ماتی، برای اد‌‌‌امه تحصیل د‌‌‌ر د‌‌‌ارالفنون به تهران آمد‌‌‌ و به تحصیل د‌‌‌ر د‌‌‌انشگاه اد‌‌‌بیات پرد‌‌‌اخت و د‌‌‌انشنامهد‌‌‌كترای خود‌‌‌ را د‌‌‌ر سال 1321 د‌‌‌ریافت كرد‌‌‌. رسالهی خود‌‌‌ را به زبان فرانسه نوشت.
 
د‌‌‌كتر معین از چند‌‌‌ د‌‌‌انشگاه خارجی، د‌‌‌رجه د‌‌‌كترای افتخاری د‌‌‌اشت و عضو فرهنگستان ایران شد‌‌‌ كه ریاستش با ذكاءالملك فروغی بود‌‌‌. ریاست كمیسیون اد‌‌‌بیات سمینار جهانی تاریخ و فرهنگ ایران را بر عهد‌‌‌ه د‌‌‌اشت. د‌‌‌ر سمینار بینالمللی (سومر) د‌‌‌انشگاه هاروارد‌‌‌، كمیتهی مجموعه كتیبههای ایران، انجمن خاورشناسان پاریس و انجمن فلسفی عضویت د‌‌‌اشت. د‌‌‌كتر معین حدود 23 جلد‌‌‌ كتاب تألیف كرد‌‌‌. از فعالیتهای پراهمیت وی، همكاری با علامه د‌‌‌هخد‌‌‌ا و تنظیم فیشهای چاپنشد‌‌‌ه بعد‌‌‌ از فوت د‌‌‌هخد‌‌‌ا میباشد‌‌‌

وی همچینین طبق وصیتنامه نیما یوشیج، بررسی آثار او را بر عهد‌‌‌ه گرفت. ازجمله تألیفات باارزش وی، «فرهنگ معین» د‌‌‌ر 6 جلد‌‌‌ است كه از منابع معتبر واژگان زبان فارسی است. د‌‌‌كتر معین كه سرآمد‌‌‌ فضلای ایران معاصر بود‌‌‌، به زبانهای فرانسوی، انگلیسی، عربی و آلمانی تسلط كامل د‌‌‌اشت و زبانهای پهلوی اوستایی و فارسی باستان و بعضی لهجههای محلی را خوب مید‌‌‌انست.

د‌‌‌كتر معین به علت كارهای زیاد‌‌‌ مطالعاتی و تحقیقی، د‌‌‌ر سال 1345 د‌‌‌ر یكی از اتاقهای د‌‌‌انشكد‌‌‌ه اد‌‌‌بیات بیهوش شد‌‌‌ و به زمین افتاد‌‌‌ و به حال اغما فرورفت. برای معالجه او اقد‌‌‌امات زیاد‌‌‌ی شد‌‌‌ و او را به كشورهای مختلف برد‌‌‌ند‌‌‌. اما سرانجام پس از 4 سال و 5 ماه كه د‌‌‌رحالت اغماء بود‌‌‌، د‌‌‌ر 57سالگی د‌‌‌ر 13 تیرماه 1350 از د‌‌‌نیا رفت و د‌‌‌ر آستانه ‌‌اشرفیه گیلان د‌‌‌فن شد‌‌‌

د‌‌‌كتر معین از همكاران نزد‌‌‌یك علامه د‌‌‌هخد‌‌‌ا بود‌‌‌. خود‌‌‌ او نقل كرد‌‌‌ كه وقتی برای همكاری با علامه د‌‌‌هخد‌‌‌ا انتخاب شد‌‌‌م، علامه قزوینی به من گفت كار كرد‌‌‌ن با د‌‌‌هخد‌‌‌ا ظاهراً طاقتفرساست و باید‌‌‌ قسم بخوری كه هیچگاه از تند‌‌‌خویی استاد‌‌‌ رنجش به د‌‌‌ل نگیرید‌‌‌ و قطع همكاری نكنید‌‌‌. من هم قول د‌‌‌اد‌‌‌م. د‌‌‌و هفته قبل از فوت د‌‌‌هخد‌‌‌ا، ماجرا را به د‌‌‌هخد‌‌‌ا گفتم، پاسخ گفت: «لغتنامه د‌‌‌یگر مال من نیست. نیمی از آن به استاد‌‌‌ علامه قزوینی تعلق د‌‌‌ارد‌‌‌.» حد‌‌‌ود‌‌‌ هشتاد‌‌‌ جلد‌‌‌ از مجلات د‌‌‌هخد‌‌‌ا زیر نظر د‌‌‌كتر معین بود‌‌‌.
 
چگونگی بیهوشی د‌‌‌كترمعین

د‌‌‌كتر معین د‌‌‌ر آبانماه 1345 پس از برگزاری كنگره ایرانشناسان د‌‌‌ر تهران، ازطرف د‌‌‌ولت مأمور شد‌‌‌ كه به تركیه برود‌‌‌ و د‌‌‌ر آنجا به منظور شناساند‌‌‌ن ایران به د‌‌‌انشمند‌‌‌انی كه د‌‌‌ر آن زمان د‌‌‌ر تركیه اجتماع كرد‌‌‌ه بود‌‌‌ند‌‌‌، سخنرانی كند‌‌‌. متأسفانه د‌‌‌و نفر از همكاران وی كه به تركیه رفته بود‌‌‌ند‌‌‌، هریك به علتی ازمسؤولیت شانه خالی كرد‌‌‌ند‌‌‌ و كار كنفرانس 10 روزه كه باید‌‌‌ به زبان انگلیسی و برای د‌‌‌انشمند‌‌‌ان خارجی ایراد‌‌‌ شود‌‌‌، كلاً بر د‌‌‌وش د‌‌‌كتر معین افتاد‌‌‌. وی شب و روز به این كار اد‌‌‌امه د‌‌‌اد‌‌‌ بهطوری كه حتی شبانهروز فرصت یك استراحت چند‌‌‌ساعته هم نیافت. 

سرانجام د‌‌‌كتر معین پس از اتمام كنفرانس و موفقیت چشمگیر آن د‌‌‌ر روز هشتم آذر 1345 به تهران بازگشت و از آنجا كه عاشق كار خویش بود‌‌‌، بد‌‌‌ون هیچگونه استراحتی، فرد‌‌‌ای آن روز د‌‌‌ر حالی كه احساس سرد‌‌‌رد‌‌‌ مختصری میكرد‌‌‌، با تنی خسته روانه‌َ د‌‌‌انشگاه شد‌‌‌ تا تد‌‌‌ریس را اد‌‌‌امه د‌‌‌هد‌‌‌. گویا مقارن ظهر بود‌‌‌ كه د‌‌‌ر اتاق استاد‌‌‌ان گروه اد‌‌‌بیات فارسی د‌‌‌ر حالی كه میخواست موافقت خود‌‌‌ را با تقاضای یكی از د‌‌‌انشجویان د‌‌‌كترا اعلام كند‌‌‌، به زمین افتاد‌‌‌ و بیهوش شد‌‌‌

بلافاصله وی را به بیمارستان آریا منتقل و د‌‌‌ر آنجا بستری كرد‌‌‌ند‌‌‌. وی باوجود‌‌‌ كسالتی كه د‌‌‌اشت، تا چند‌‌‌ روز قاد‌‌‌ر به صحبت نبود‌‌‌. بعد‌‌‌ از معاینات و مشاهد‌‌‌ه ضایعه مغزی، بنا بر آن شد‌‌‌ كه از مغز وی عكسبرد‌‌‌اری شود‌‌‌ و برای اینكه عكس، د‌‌‌رست گرفته شود‌‌‌، بایست مغز را بهوسیله نوعی تزریق، رنگین میكرد‌‌‌ند‌‌‌. به همین د‌‌‌لیل، تزریقی د‌‌‌ر ناحیه گرد‌‌‌ن انجام د‌‌‌اد‌‌‌ند‌‌‌ كه با كمال تأسف د‌‌‌ر اثر بید‌‌‌قتی د‌‌‌ر آزمایش، از همان روز د‌‌‌كتر معین به حالت اغماء فرو رفت. 

سعی پزشكان ایرانی به جایی نرسید‌‌‌. بنابراین از شوروی د‌‌‌و پروفسور جراح مغز و از انگلستان، 5 تن بر بالین وی حاضر شد‌‌‌ند‌‌‌ ولی پس از معاینات، اعلام د‌‌‌اشتند‌‌‌ كه ضایعات مغزی، شد‌‌‌ید‌‌‌ است و د‌‌‌كتر معین د‌‌‌یگر هرگز لب به سخن نگشود‌‌‌.

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
يكى از غذاهاى پرطرفدار بين خوش خوراكها، پيتزا است. همان خمير گردى كه با پنير و مخلفات پوشيده شده و موقع خوردن، لقمههايش كش مىآيد!

جالب است بدانيد كه اين غذاى بسيار خوشمزه، قدمتى نسبتاً طولانى دارد و به دورهی اهالى يونانى ساكن در ماگناگريسيا در جنوب ايتاليا بازمىگردد. حتى در كتاب «اندايد» ويرژيل نيز اشاره اى به اين غذا شده است. در قرن سيزدهم ميلادى در كتاب تاريخ روم نوشتهی «ماركوس پورچيوس كاتو» به خمير گرد صافى اشاره شده كه با روغن زيتون و سبزيجات و عسل، در اجاق پخته مىشده است. باستانشناسان در حين حفارىهاى خود در شهر پومپى در ايتاليا به بقاياى مغازههايى برخوردند كه نشاندهندهی شباهت اين مغازهها با پيتزافروشىهاى امروزى هستند (احتمالاً فسيل سيبزمينى سرخكردهها را هم پيدا كردهاند!)

 البته پيتزا در آن زمان به شكل امروزى وجود نداشت و فقط شامل نان مسطح گردى بود كه با آرد عمل مىآمد و همراه ادويه و روغن پخته مىشد. در آن زمان گوجهفرنگى در اروپا ناشناخته بود و شير گاوميش هندى كه از آن براى تهيهی پنير مازارلا (پنير پيتزا) استفاده مى شود، براى اهالى كامپانيا در ناپل هنوز مفهومى نداشت. گوجهفرنگى براى اولين بار در قرن شانزدهم وارد اروپا شد اما در ابتدا آن را ميوهاى سمى مىدانستند! تا اينكه در اواخر قرن هجدهم مردم فقيرنشين ناپل از آن به عنوان مادهی اصلى در نانهاى پيتزا شكل خود استفاده كردند. اين نانهاى پيتزايى به زودى توجه جهانگردان را به خود جلب كرد و آنها را به مناطق فقيرنشين ناپل كشاند. پيتزاى مدرن در شكل امروزى توسط نانوايى به نام رافائل اسپوزيتو درست شد. 

رافائل اسپوزيتو كه در نانوايى در شهر ناپل كار مىكرد، به فكر درست كردن پيتزاى مخصوصى افتاد و آن را به عنوان هديه براى پادشاه امبرتو و ملكهی مارگريتا برد. اين پيتزا شكلى بسيار ميهنپرستانه داشت و مثل پرچم ايتاليا به رنگهاى سفيد و قرمز و سبز درست شده بود. براى رنگ سبز از ريحان و براى قرمز از گوجه فرنگى و رنگ سفيد از پنير مازارلا استفاده شده بود. ملكه از اين پيتزا بسيار استقبال كرد و به احترام او، نام اين پيتزا را مارگريتا (يا همان پيتزاى سبزيجات) گذاشتند. اين پيتزا استانداردى را تعيين كرد كه تا به امروز در سراسر جهان در پيتزاها وجود دارد. 

تا حدود سال ۱۸۳۰م، پيتزاها در دكههاى كنار خيابان به فروش مىرسيدند و اولين پيتزافروشى واقعى به نام آنتيكاپورت آلبا براى اولين بار در ناپل باز شد. پيتزا در بين ايتاليايىها بسيار محبوب شد و به زودى به صورت غذاى محلى آنها درآمد. يك مهاجر ايتاليايى به نام جنارولمباردى مغازهی كوچكى در محلهی ايتاليايىنشين نيويورك باز كرد. شاگردش شروع به پختن پيتزا و فروش آن در مغازه كرد. طولى نكشيد كه پيتزاها بسيار پرطرفدار شد و لمباردى را به فكر بازكردن يك پيتزافروشى در سال ۱۹۰۵ انداخت. اما در اين زمان، مصرف پيتزا هنوز به مهاجرين ايتاليايى محدود مىشد و بين آمريكايىها محبوبيت چندانى نداشت.
 
بعد از جنگ جهانى دوم، مصرف پيتزا همهگيرتر و بين سربازان آمريكايى در ايتاليا بسيار پرطرفدار شد. به طورى كه گاهى پيتزافروشىها نمىتوانستند جوابگوى تقاضاى بىحد و مرز مشتريان آمريكايى خود باشند. سربازان آمريكايى كه از اين غذاى محلى خوششان آمده بود، آن را با خود به خانه بردند. ايتاليايىها كه بعد از جنگ، اقتصادشان صدمه ديده بود، با مهاجرت به ساير كشورهاى اروپايى، پيتزا را در تمام اروپا رواج دادند.

با رشد جمعيت در دههی ۱۹۵۰، بهخصوص در آمريكا، كمكم رستورانهاى زنجيرهاى به وجود آمدند چون پيتزا نسبتاً سريع و آسان تهيه مىشد و حملش آسان بود، رستوران ها به اين فكر افتادندكه براى جلب مشترى بيشتر، قسمتى از كار خود را به حمل پيتزاهاى سفارش داده شده به خانه مشتريانشان (به صورت مجانى) اختصاص دهند. امروز در بسيارى از كشورهاى توسعهيافته، پيتزا مانند ساير مواد غذايى به صورت آماده و يخى در فروشگاهها فروخته مىشود. جالب است بدانيد تكنولوژى پيشرفتهاى صرف ساختن اين پيتزاها مىشود.                           

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389 توسط مدیر سایت

 

 


ماشين پليس ايتاليا - لامبورگيني - حداكثر سرعت 320 كيلومتر در ساعت


ماشين پليس ژاپن - لانسر - حداكثر سرعت 280


ماشين پليس اسپانيا - آئودي - حداكثر سرعت 280


ماشين پليس آمريكا - شورولت - حداكثر سرعت 280


ماشين پليس ايران - ميگن بنز - حداكثر سرعت ۲۴۰ تا تو ديوار


ماشين پليس هندوستان


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم مرداد 1389 توسط مدیر سایت

پژمان بازغی (بازیگر) ---- مستانه مهاجر (تدوینگر)

رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان) ---- جهانگیر کوثری (تهیه‌کننده، مجری)

کمند امیرسلیمانی (بازیگر) ---- ورقا عامری (عکاس)

تهمینه میلانی (کارگردان) ---- محمد نیک‌بین (تهیه‌کننده)

لادن طباطبایی (بازیگر) ---- سعید تهرانی‌ (بازیگر، تهیه‌کننده)

مهناز افضلی (بازیگر) ---- حسن پورشیرازی (بازیگر)

حمید سمندریان (کارگردان) ---- هما روستا (بازیگر)

بهزاد فراهانی (بازیگر)---- فهمیه رحیم‌نیا (نویسنده)

افسر اسدی (بازیگر) ---- اصغر همت (بازیگر)

محمد رحمانیان (کارگردان) ---- مهتاب نصیرپور (بازیگر)

امین تارخ (بازیگر) ---- منصوره شادمنش (نویسنده)

مینا جعفرزاده (بازیگر)---- بهمن زرین‌پور (کارگردان)

جمشید آهنگرانی (نویسنده)---- منیژه حکمت (کارگردان)

حسن جوهرچی (بازیگر) ---- مهناز بیات (منشی صحنه)

لادن مستوفی (بازیگر ) ---- شهرام اسدی (کارگردان)

الهام چرخنده (بازیگر) ---- فرشید نوابی (بازیگر)

شاهرخ فروتنیان‌‌ (بازیگر) ---- افسانه چهره‌آزاد (بازیگر)

آتیلا پسیانی (بازیگر) ---- فاطمه نقوی (بازیگر)

کامبوزیا پرتویی (کارگردان) ---- فرشته صدرعرفانی (بازیگر)

مائده طهماسبی (بازیگر) ---- فرهاد آئیش (بازیگر)

داریوش مهرجویی(کارگردان) ---- وحیده محمدی‌فر (فیلمنامه نویس و منشی صحنه)

نادر مقدس (کارگردان) ---- افسانه منادی (کارگردان)

علیرضا امینی (کارگردان) ---- فرناز جمشیدی مقدم (منشی صحنه)

محمود پاک نیت (بازیگر) ---- مهوش صبرکن (بازیگر)

محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر) ---- آزیتا حاجیان (بازیگر)

هومن حاجی عبدالهی (مجری، بازیگر) ---- سلیمه قطبی (بازیگر رادیو)

محسن قاضی‌مرادی (بازیگر) ---- مهوش وقاری (بازیگر)

داود رشیدی (بازیگر) ---- احترام برومند (مجری، بازیگر)

بهروز افخمی (کارگردان) ---- مرجان شیرمحمدی (بازیگر، نویسنده)

بهاره رهنما (بازیگر) ---- پیمان قاسم‌خانی (فیلمنامه‌نویس)

شهرام شکیبا (مجری، شاعر) ---- مهسا ملک مرزبان (مجری)

مهرداد شکرآبی (بازیگر) ---- عاطفه رضوی (بازیگر)

احمد حامد (تهیه‌کننده) ---- فاطمه معتمدآریا (بازیگر)

ابوالفضل جلیلی (بازیگر) ---- مریم اشرفی (عکاس)

کتایون ریاحی (بازیگر) ---- فرشید رحیمیان (مدیرتولید)

محمدرضا فروتن (بازیگر)---- سحر ابراهیمی (فیلمبردار پشت صحنه)

سارا خوئینی‌ها (بازیگر ) – سابق – یوسف مرادیان (بازیگر)

محسن مخملباف (کارگردان) ---- مرضیه مشکینی (طراح صحنه، کارگردان)

شقایق دهقان (بازیگر) ---- محراب قاسم‌خانی (طراح صحنه، نویسنده)

فریال بهزاد (کارگردان)---- رضا آزادی (فیلمبردار)

علی دهکردی (بازیگر) –-- آفرین چیت ساز (طراح لباس)

محمد اصفهانی (خواننده) ---- لیدا جوادی (بازیگر)

رویا تیموریان (بازیگر) ---- مسعود رایگان (بازیگر)

اصغر فرهاد (کارگردان) ---- پریسا بخت‌آور (کارگردان)

زیبا بروفه (بازیگر) ---- پیام صابری (گریمور)

لیلا حاتمی (بازیگر) ---- علی مصفا (بازیگر)

گلاب آدینه (بازیگر) ---- مهدی هاشمی (بازیگر)

داریوش فرهنگ (بازیگر) – سابق – سوسن تسلیمی (بازیگر)

سیما تیرانداز (بازیگر) ---- مجید جوزانی (تهیه کننده)

لیلی رشیدی (بازیگر) – سابق – نیما بانکی (بازیگر)

امین حیایی (بازیگر) ---- نیلوفر خوش خلق (بازیگر)

ابوالفضل پور عرب (بازیگر) – سابق – آناهیتا نعمتی (بازیگر)

حسین عرفانی (دوبلر) --- شهلا ناظریان‌ (دوبلر)

کوروش تهامی (بازیگر) – سابق – شبنم طلوعی (بازیگر)

گوهر خیراندیش (بازیگر) ----- مرحوم جمشید اسماعیل خانی (بازیگر)

سحر ولدبیگی (بازیگر) ---- نیما فلاح (بازیگر)

فریبرز عرب‌نیا (بازیگر) – سابق – عسل بدیعی (بازیگر)

افسانه بایگان (بازیگر) ---- مرتضی شایسته (تهیه‌کننده)

فرزانه کابلی (بازیگر) ---- هادی مرزبان (کارگردان)

امیر جعفری (بازیگر) ---- ریما رامین‌فر (فیلمنامه نویس)

خسرو شکیبایی (بازیگر) – سابق – تانیا جوهری (بازیگر)

رضا رشیدپور (مجری) ---- نغمه مهرپاک (مجری)

مهتاب کرامتی (بازیگر‌) – سابق – بابک ریاحی‌پور (گیتاریست)

حمیرا ریاضی (بازیگر) ---- علی اوسیوند (بازیگر)

گلشیفته فراهانی‌ (بازیگر) ---- امین مهدوی (عکاس)

هدیه تهرانی (بازیگر) – سابق – هومن به‌منش (دستیار فیلمبردار)

یغما گلروئی (ترانه‌سرا) ---- آزاده خواجه نصیر  (نقاش)

کاوه یغمایی (خواننده) ---- نیلوفر فرزند شاد (پیانیست)

مسعود کیمیایی (کارگردان) – سابق – فائقه آتشین (خواننده)

جمشید مشایخی (بازیگر) ---- گیتی رئوفی (آشنا به هنر موسیقی)

امید زندگانی‌ (بازیگر) – سابق – مینا لاکانی (بازیگر)

بهرام بیضایی (کارگردان) ---- مژده شمسایی (بازیگر)

علیرضا کنگرلو (مجری) ---- راحله امینیان (مجری)

علیرضا عصار (خواننده) ---- نسترن پاکباز (عکاس)

بهروز بقائی (بازیگر) – سابق – پرستو گلستانی (بازیگر)

ضمن آرزوی سعادت و خوشبختی برای تمامی زوج‌های جامعه هنری ایران امیدواریم از خواندن این فهرست به اندازه‌ی کافی سرگرم شده باشید!


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه نهم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
1. متاسفم، هیچ بهانه ای پذیرفته نیست.
اول ببینید که با پیدا نکردن استعدادهایتان چه منافعی نصیبتان می شود. مثلاً فرض کنید که شدیداً از امتحان کردن چیزهای جدید واهمه دارید چون ممکن است عمل نکند، پس اجازه ندادن به شکوفایی استعدادتان بهانه ای برای عدم موفقیتتان است. شاید هم راحت ترید که مشکلاتتان (خستگی، بی پولی) را گردن کسان دیگر یا چیزهای دیگر بیندازید؟
وقتی بفهمید که با نشناختن استعدادهایتان چه چیزی عایدتان می شود آنوقت خیلی راحت تر می توانید آن عقاید و باورهای قدیمی درمورد خودتان را دور بریزید و به سمت ایده های جدید گرایش پیدا کنید.


2. از سر ناچاری کوزه نقاشی کنید.
من استعداد پنهانم را با نقاشی کردن کوزه در 1998 پیدا کردم که می خواستم برای 80 طعم مختلف چای روی کانتر آشپزخانه ام ظرف های مخصوص داشته باشم. تا حالا 5000 کوزه شیشه ای نقاشی کرده ام که هیچکدام شبیه هم نیستند و بیشتر آنها را هم یا فروخته ام یا هدیه داده ام.


3. آینه، آینه روی دیوار
به چیزهایی فکر کنید که به طور طبیعی انجام می دهید و بقیه می گویند، "کاش می توانستم من هم اینکار را به خوبی تو بکنم". اینکار را همان استعداد ذاتی خود بدانید و در آینه نگاهی به خودتان بیندازید و خودتان را به خودتان معرفی کنید و مثلاً بگویید: "سلام، من آدریان گارلند هستم و میتوانم زندگی شما را ساده تر کنم". و مطمئنم که دقیقاً همان احساس را پیدا خواهید کرد.


4. بقیه قبل از شما آنرا می بینند
یک راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که با رویی باز با ایده های جدید برخورد کنید—حتی اگر احمقانه به نظر برسند. سالیان سال کارمندان و ارباب رجوع هایی که در محل کار به من مراجعه می کردند می گفتند که من معلم خیلی خوبی می شوم. من هیچوقت این ایده را جدی نگرفتم چون فکر می کردم اصلاً با درس دادن راحت نیستم. در سال 1994 موضوعی پیدا کردم که شدیداً به آن علاقه داشتم—شکلات—و الان از درس دادن لذت می برم چون برایم مثل تفریح است و شباهتی به کار ندارد.


5. نقاط قوتتان را پیدا کنید
بهترین راه برای پیدا کردن نقاط قوت یا استعدادهای پنهانتان این است که تست آنلاین کتاب "توانایی هایتان را کشف کنید" (Now, Discover your strength) نوشته مارکیز بوکینگهام را انجام دهید. این تست آنلاین استعدادهای پنهانتان را به شما نشان می دهد.


6. توانایی هایتان را قدرت بدهید.
کتاب پیدا کردن استعداد 2 نوشته تام راث 2.0)(SrengthFinder را بخوانید. ارزشیابی های آنرا انجام دهید و به پیامهایی که می دهد توجه کنید.


7. دنبال غریزه تان بروید
هر چیزی که بیشترین رضایت فردی را به شما می دهد به احتمال خیلی زیاد همان استعداد ذاتی شماست.


8. هرکاری که دوست دارید بکنید.
بهترین راه برای کشف استعداد پنهان این است که فکر کنید به چه کارهایی علاقه دارید. چه کاری را همیشه دوست داشتید انجام دهید اما تا حالا اقدام نکرده اید؟ کدام کار که دیگران انجام می دهند را می بیند و دوست دارید که شما هم می توانستید آنکار را بکنید. مهمترین نکته در کشف استعداد این است که به کارهایی فکر کنید که دوست دارید.


9. در کلاس های Improv شرکت کنید
کلاس های Improv شمار ا ترغیب می کند فکرتان را به ژانرهای مختلف معطوف کنید: مثل سینما، کشورها، لهجه ها، دوره های زمانی و ... آنوقت همانی می شوید که برای آن صحنه لازم است: مثلاً یک خارجی، یک اشراف زاده قرن هجدهم، یک راننده تریلی 60 ساله، یک دختربچه 5 ساله و ... می شوید. صداهای مختلف از خودتان دربیاورید، مدل های مختلف راه بروید، برقصید، آواز بخوانید. خودتان را روی صحنه به چهره ها و شخصیت های مختلف تبدیل کنید و مطمئن باشید که با این راه پی به خیلی از علایق پنهان خود می برید.


10. خوب گوش کنید
اگر خوب گوش کنید مردم خیلی چیزها درمورد خودشان می گویند. همیشه برای استخدام کردن کسی، دوستیابی یا هر بیزنسی کمی درمورد پیشینه افراد تحقیق کنید.


11. توصیه الینور روزولت را دنبال کنید
"کاری را بکنید که بیشتری واهمه را از آن دارید:. این جمله را دنبال کنید و مطمئن باشید که به پیدا کردن استعداد پنهانتان کمک می کند.


12. همه چیز را امتحان کنید
وقتی دست به هر کاری بزنید مطمئن باشید که استعداد پنهانتان خواه ناخواه پدیدار می شود. فقط باید زود بفهمید که در کدام کارها استعداد ندارید و سریعاً آن را کنار گذاشته و وقتتان را هدر ندهید.


13. قلمرو آسایش مانع رشدتان می شود
بهترین راه برای پیدا کردن استعدادهای پنهان این است که کارهایی کاملاً جدید و ترسناک انجام دهید. چتربازی را امتحان کنید، در رستوران زیر آواز بزنید، برای دیدن مکانی بروید که هیچ چیز درمورد آن نمی دانید، برای یک مرکز بحران داوطلب شوید، در رشته ای تحصیل کنید که هیچ چیز از آن نمی دانید. دیوارهای قلمرو آسایشتان را بشکنید و مطمئن باشید که بااینکار چیزهایی در خودتان پیدا میکنید که هیچوقت فکرش را هم نمی کردید.


14. خلاق باشید
هر روز 3-2 دقیقه ازوقت آرامشتان را برای فکر کردن روی یک پروژه یا ایده ای که روی آن کار می کنید اختصاص دهید. برای اینکار به خودتان وقت و فضا بدهید. اگر حواستان پرت می شود نت برداری کنید. هدف این است که اجازه بدهید فکرتان سرگردان شود. همه ما می دانیم که بهترین ایده ها زمانی به فکرمان خطور می کنند که به هیچ چیز خاصی فکر نمی کنیم. پس بنشینید، آرام باشید و فقط فکرتان را سرگردان کنید و مطمئن باشید که ایده های بسیار خلاقانه و جدیدی به ذهنتان می رسد و باعث می شود به دنیا از یک دریچه تازه نگاه کنید.
15. گوش کنید
به حرفهای کسانی که می شناسید گوش کنید. شاید ندانید که چه کارهایی را می توانید خوب انجام دهید اما آنهایی که می شناسید حتماً می دانند. دفعه بعد که کسی چیزی درموردتان به شما می گوید، از آن سرسری نگذرید، آن کار را دنبال کنید.
16. وقتی بچه بودید می دانستید
به یاد بیاورید که وقتی در زمان کودکی (قبل از هفت سالگی) با خودتان بازی می کردید چه تخیلاتی داشتید. این شما را به هدف روحتان می رساند. آیا آنموقع وانمود می کردید که معلم هستید، یا همیشه چیزهایی می ساختید، یا برای عروسک هایتان لباس می دوختید، یا به مداوای حیواناتتان می پرداختید؟ باید به یاد بیاورید که موقع تنهایی در آن سنین که تحت تاثیر هیچ کسی نبودید و خود درونیتان بسیار پررنگ تر از ذهن آگاهتان بوده، درمورد چه چیزهایی خیالپردازی می کردید.
17. آیا واقعاً پنهان است؟
من فکر می کنم گاهی اوقات استعدادهای پنهان ما چندان هم پنهان نیستند. بیشتر به نظر می رسد که سرکوب شده اند یا نادیده گرفته شده اند. بیشتر به آنچه که دیگران در شما می بینند و خودتان چندان اعتقادی به آن ندارید توجه کنید.


18. چه کاری برایتان ساده تر است
همه ما فکر می کنیم کارهایی را که خوب انجام می دهیم کارهای ساده ای هستند به همین خاطر ارزش و اعتبار چندانی برای آنها قائل نیستیم. و برعکس به چیزهایی ارزش می گذاریم که انجام دادن آن برایمان دشوار است و برای بقیه افراد ساده است. وقتی انجام کاری برایتان ساده است این احتمال وجود دارد که خوب هم انجامشان می دهید و مطمئن باشید که آنهایی که برایشان انجام آن سخت است برای انجام آن به شما پول می دهند.
19. موهبت الهیتان را کشف کنید
برای پیدا کردن آن موهبت خاص الهی در خودتان به چیزهایی فکر کنید که برایتان ساده است. یعنی کارهایی که برای شما خیلی ساده اند اما برای دیگران اینطور نیست. چه کارهایی هست که دیگران برای انجام آن سراغ شما می آیند چون برای شما مثل آب خوردن است و برایتان مهم نیست که حتی درقبال آن به شما پولی بپردازند.
20. یک چیز بدون هیچ تلاشی؟
1) چه کاری بوده که همیشه رویای انجام آن را در سر داشته اید؟ وقتی بچه بودید در انجام چه کاری خیالپردازی می کردید؟ چه موفقیتی در زندگی افراد دیگر باعث می شود احساس حسادت کنید؟
2) چه کاری است که بدون تلاش و زحمت و به آسانی انجام می دهید؟
3) انجام چه کاری را بیشتر از هر چیز دیگر دوست دارید؟ آنکاری که وقتی انجامش می دهید انگار زمان ایستاده است و دقایق بدون اینکه احساسشان کنید می گذرند.
4) هر چیزی حول و حوش آن استعداد پنهان اتوماتیک وار توجه شما را جلب می کند.
5) هر زمان که این کار را انجام می دهید، حتی اگر ناآگاهانه انجامش می دهید، احساس شادی، راحتی،آرامش، و امنیت میکنید.
21. جرقه درونیتان را آتش بزنید
استعدادهای واقعی ما با احساس خود ما شعله می گیرند. به ضربان قلبتان گوش دهید. وقتی سرعت آن بالا می رود، هدفمان با احساس سوختگیری می کند و باعث می شود بتوانیم وارد عمل شویم. عمل کلید کار برای یافتن استعدادهای درونیمان است. اگر آن جرقه آنجا نباشد شما استقامت کافی برای عبور از موانع و مشکلات راه را نخواهید داشت.
22. به صدای درونتان گوش کنید
ببینید صدای درونتان چه می گوید. گاهی وقت ها قبل از اینکه آن صدا را بشنویم راه میافتیم و سقوط می کنیم.
23. شکلک خندان J
چه کاری باعث می شود که روی لبهایتان لبخند بنشیند؟ همان کار را بکنید.
24. عصبانی نشوید، پول دربیاورید
وقتی می بینید یک جای کار اشتباه است چرا سعی نمی کنید درستش کنید؟ اگر فکر می کنید چیزی مشکل دارد، مطمئن باشید ایجاد تغییر در آن پولدارتان می کند. این احتمال وجود دارد که وقتی چیزی شما را اذیت می کند، برای دیگران هم همینطور باشد. چه بهتر که بتوانید کاری بکنید که به نفع همه باشد.
25. ناامیدی هایتان را برطرف کنید
از خودتان بپرسید، چه چیزی ناامیدتان یمکند؟ آیا می توانید آن را درست کنید؟ شاید درست کردن آن منبع ناامیدی همان استعداد پنهان شما باشد یا همان توانایی که شما را از بقیه آدم ها متمایز می کند.


26. دنبال بزرگترین باشید
همه ایده هایتان را در نظر بگیرید و آنها را یادداشت کنید. دور همه آن کارهایی که دوست دارید یک دایره بکشید و چند روز درمورد آنها فکر کنید. حالا باید آنی را پیدا کنید که از بقیه بزرگتر است و بقیه موارد را هم درخود می گنجاند. حالا همان را انجام دهید.
27. به خودتان روی بیاورید
بهترین راه برای کشف استعداد پنهانتان این است که ... گاهی اوقات استعدادهای ما به این دلیل پنهان می شوند که ما خودمان را مشغول کارهای دیگری می کنیم تا پول دربیاوریم. به جای این باید به کارهایی فکر کنیم که واقعاً دوست داریم. مثلاً من همیشه نویسنده خیلی خوبی بودم ولی هیچوقت فکر نمی کردم که این می تواند شغلم باشد. در دانشگاه محیط زیست خواندم و بعد از فارغ التحصیلی در صنعت محیط زیست وارد کار شدم. آنجا بود که موقع نوشتن گزارش ها فهمیدم استعداد واقعی من نویسندگی است و از آنجا بود که وارد اینکار شدم.
28. از قلمروتان بیرون بیایید
در کلاسی شرکت کنید یا سرگرمی برای خودتان انتخاب کنید که کاملاً خارج از قلمرو آرامشتان است. اگر مطمئن نیستید چه کاری را انتخاب کنید می توانید از دوستانتان، خانواده یا همکارانتان بپرسید.
29. روی سنگ قبرها را بخوانید
به قبرستان بروید و کمی قدم بزنید. روی خیلی از سنگ قبرها هنرها و استعدادهای متوفیان را می توانید بخوانید. خیلی وقت ها به این فکر می کنم که روی سنگ قبر من چه می نویسند، اینکه در چه کاری مهارت دارم و چه چیزهایی را هنوز کشف نکرده ام؟ من استعدادم در شعر را از همین راه خواندن یک سنگ قبر در قبرستان کشف کردم.
30. آیا ماهی می تواند آب را توصیف کند؟
دانستن بهترین استعدادتان مثل شناخت ماهی از آب است. بهترین استعدادهای شما بااینکه خیلی طبیعی هستند اما شناختنشان سخت است. می توانید از گروهی از دوستان و نزدیکانتان، چه متعلق به گذشته و چه حال، استفاده کنید و از آنها بپرسید که به نظرشان در کاری خوب هستید.
31. گروه های مشاوره استعدادیابی
در گروه های مشاوره به اعضاء آموزش داده می شود که چطور استعدادهای پنهان اعضای دیگر را حدس بزنند. با شرکت در این گروه ها می توانید به بحث و بررسی استعدادهای خودتان و دیگران بپردازید.
32. پرافتخارترین لحظه های زندگیتان را به یاد بیاورید
موفقیت ها و دستاوردهای زندگی گذشته تان را به یاد آورده و جایی یادداشت کنید، حتی موفقیت هایی که در کودکی به آن دست پیدا کردید. مطمئناً یک نقطه مشترک در همه آنها احساس خواهید کرد و به همین ترتیب استعداد پنهانتان را کشف می کنید.


33. به فرزندانتان گوش کنید
وقتی به یک خانه جدید اسبابکشی کردیم، دختر 9 ساله ام گفت که دوست دارد روی سقف اتاقش یک آسمان نقاشی شود و روی دیوارها هم گل کشیده شود. اصرار داشت که من اینکار را انجام دهم و می گفت که میداند از عهده اش برمی آیم. اول گیج بودم ولی با پرسیدن از چند نفر درمورد نحوه قاطی کردن رنگ ها و کشیدن یک طرح جالب کارم را شروع کردم. از همانجا بود که کارم را شروع کردم.


34. دوست دارید زندگیتان چه شکلی باشد؟
خیلی وقت ها برای اینکه بفهمیم علاقه مان چیست از ما می پرسند که دوست داریم چه کار کنیم. اما برای خیلی از ما این لیست چندان طول و دراز نیست. من معمولاً بهترین اطلاعات را از ارباب رجوع هایم وقتی به دست می آورم که از آنها می خواهم یک روز/یک ماه یا یک سال از زندگی ایدآلشان را برای من توصیف کنند. اینکار باعث می شود دقیقاً بفهمید که دوست دارید زندگیتان را چطور بگذرانید و خیلی از علایقتان را کشف خواهید کرد.


35. چه چیزی ضربان قلبتان را بالا می برد و چشهایتان را برق می اندازد؟
چه کارهایی هست که گذر زمان را برایتان ساده تر می کند و می توانید ساعت ها درمورد آن حرف بزنید؟ شاید به نظرتان اینها استعداد نباشد اما اگر اینقدر از انجام آنها لذت می برید، این احتمال وجود دارد که بتواند شما را به استعدادهایتان برساند.
36. توانایی های منحصربه فرد—فقط سوال کنید
یک تمرینی بود که من برای پیدا کردن توانایی منحصر بفردم از آن استفاده کردم. در این تمرین سوالی را برای همه دوستان، اعضای خانواده و همکارانم می فرستادم و از آنها می خواستم بگویند که چه چیزی من را فردی خاص می کند. اکثر آنها جواب دادند و من همه پاسخها را نگه داشتم. بین همه آنها پاسخ های مشترکی پیدا کردم که باعث شد بتوانم استعداد پنهانم را کشف کنم.
37. ذهن ناخودآگاهتان را آشکار کنید
یاد بگیرید که چطور وقتی حتی یک درخت ساده نقاشی می کنید، آنرا بخوانید و تفسیر کنید. این تکنیک ساده به شما این امکان را می دهد تا خود درونیتان را کشف کنید. هرچه بیشتر درمورد ذهن ناخودآگاهتان بدانید بیشتر پی به استعدادهای ذاتی خود می برید.


38. ساز زدن همراه با عشق
اگر فرصت این را نداشتم که موقع جوانی ساز زدن یاد بگیرم، فکر نمی کنم به موقعیتی که الان دارم دست پیدا می کردم.


39. تعریف و تمجیدها را جدی بگیرید
به تعریف و تمجیدهایی که دیگران از شما می کنند خوب فکر کنید. بااینکار متوجه می شوید که در انجام چه کارهایی مهارت و استعداد دارید.


40. به لذت های دوران کودکی فکر کنید
به دوران کودکی خود فکر کنید و ببینید چه کارها و فعالیت هایی بیشترین لذت و رضایت را به شما می داده است. شاید به یاد بیاورید که دوست داشتید با دست هایتان کار کنید یا وقت خود را به آشپزی بپردازید یا تمام روز را نقاشی کنید. شاید هم دوست داشتید که بیرون از خانه بروید و دست به اکتشاف بزنید یا اینکه برای دوستان و خانواده هنرنمایی می کردید و سرگرمشان می کردید. شاید عاشق کتاب خواندن بوده اید یا اینکه دوست داشتید چیزهای خراب و شکسته را درست کنید. وقتی بفهمید که چه فعالیت هایی در دوران بپگی باعث شادی و رضایت شما می شده راحت تر می توانید استعداد و توانایی پنهان خودتان را کشف کنید.
41. نیایش معنوی و درونی برای یافتن هدف
به درون خودتان برگردید و راهنمایی معنوی طلب کنید. احساسات و ایده هایی که منجر به عشق و هدف می شوند را شناسایی کنید. خودتان را از این زمین بکنید و کمی آسمانی شوید.


42. به علایقتان فکر کنید
به فعالیت هایی فکر کنید که بیشتر به آنها علاقه دارید و تحقیق کنید که بازار کاری برای آن وجود دارد یا نه.


43. گنج های پنهان را در خاطرات جستجو کنید
به آن چیزهای ساده ای فکر کنید که در کودکی شادتان می کرده است. استعدادهای پنهان ما معمولاً در گذشته مخفی شده اند و در زندگی بزرگسالی دیده نمی شوند. به شادترین زمان های زندگیتان فکر کنید و آن نمونه ها را وارد زندگی حالتان کنید. شاید به این وسیله بتوانید استعدادهای پنهانتان را کشف کنید.


44. استعدادها در علایق نهفته اند
این احتمال وجود دارد که کسان دیگری به چیزهایی که شما به آن علاقه دارید، حتی اگر فکر کنید که به هیچ طریقی نمی توانید از آنها پول دربیاورید، علاقه داشته باشند. پس کسان دیگری را باهمان علایق پیدا کنید و ببینید دیگران چطور علایقشان را به استعداد تبدیل می کنند.


45. با پرسیدن یک سوال در 10 دقیقه استعدادتان را کشف کنید
اگر واقعاً می خواهید استعدادتان را کشف کنید و درعین حال یک نفر را در زندگیتان بهتر بشناسید اینکار را انجام دهید: کنار هم بنشینید و از طرفتان بخواهید از شما بپرسد که "تو کی هستی؟". آنوقت شروع کنید به مدت 10 دقیقه با پاسخ های یک کلمه ای جواب او را بدهید، مثلا: "یک شنونده، یک کمدین، انرژی و ...". بعد نوبت به فرد مقابل می رسد. وقتی هر دو شما اینکار را انجام دادید، به همدیگر بگویید که چه شنیده اید.


46. یاد بگیرید که استعدادهایتان را کشف کنید
یک دفترچه بردارید و محیط آرامی پیدا کنید. از قدیمی ترین خاطراتتان در دوران کودکی شروع کنید که سرشار از لذت و خوشبختی بودید. زمانی که همه تعریف و تمجیدها متوجه شما بود. همه کارهایی که می کردید، جاهایی که می رفتید، کسانی که با آنها وقت می گذراندید را یادداشت کنید. آن خیال و رویایی که درمورد آینده خود داشتید را هم یادداشت کنید.


47. چطور استعدادهای پنهانتان را پیدا کنید
برای پیدا کردن استعداد پنهانتان این تمرین را انجام دهید: یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون روی آن بکشید. روی ستون راستی همه کارها و سرگرمی هایی که قبلا داشتید و الان دارید را یادداشت کنید. زیر ستون چپی همه مهارت هایی که برای انجام آن فعالیت ها استفاده می کردید یا می کنید را بنویسید. لیست را بررسی کنید و تکراری ها را خط بزنید. آنهایی که باقی می مانند استعدادهای پنهان شما هستند. آنها به این دلیل چنهاند که نمی دانید وقتی کاری را انجام می دهید از آنها استفاده می کنید.


48. پنهان شوید و جستجو کنید
به این فکر کنید که در دوران کودکی از چه کارهایی لذت می بردید. کودکی آزادی بیشتری دارد و ما دنبال علایقی می رویم که به طور طبیعی در ما وجود دارند. ببینید آیا می توانید آن علایق و استعدادها را به چیزی که در زمان بزرگسالی قابل استفاده باشد تبدیل کنید.


49. به تعریف و تمجیدها گوش کنید. خوب گوش کنید.
بقیه خیلی خوب می فهمند که شما در چه کاری مهارت دارید، خیلی کارهایی که خودمان جدی نمی گیریم و توجهی به آنها نمی کنیم. سعی کنید توجه بیشتری به این قبیل تمجیدها بکنید تا به استعدادهای ذاتی خود پی ببرید.
50. از دیگران بپرسید
برای پیدا کردن استعداد ذاتی خود باید از دیگران بپرسید که در چه کاری مهارت دارید. این استعداد به این دلیل پنهان است که خودتان هنوز آنرا کشف نکرده اید. یک راه بسیار عالی برای یافتن این استعدادها این است که از خانواده، دوستان، همکارانتان و حتی خودتان بپرسید.
51. ساختن عطر از رایحه لیمو
من و برادرم همیشه حس بویایی بسیار قوی داشتیم اما بعد از اینکه هاوایی را ترک کردیم، دلتنگیمان برای وطن تنها چیزی بود که به ما کمک کرد اولین عطرهای مخلوط برای کودکان را بسازیم.


52. مهارت یاب برای کشف استعداد
من از تست مهارت یابی گالوپ (Gallup’s Strength Finder 2.0) استفاده کردم و وقتی نتیجه تستم را دیدم متوجه شدم که چطور تک تک استعدادهایم برای تکمیل سایر استعدادهایم عمل می کنند. همچنین متوجه شدم تقریباً همه استعدادهایم نقاط مشترکی داشتند و همین من را ترغیب کرد به سمت کار مشاوره خلاق روی بیاورم.


53. ردپاهای دوران کودکی را دنبال کنید
وقتی درمورد علایق دوران کودکیم فکر می کنم ردپای همه استعدادها و توانایی های امروزم را می بینم. و مطمئنم که احتمالاً ردپاهای دیگری هم در دوران کودکیم هست که من هنوز متوجهشان نشده ام. مطمئناً برای شما هم همینطور است. با کمی بررسی ریشه هایی را در دوران کودکیتان پیدا می کنید که می توانند رشد کرده و شکوفا شوند.


54. به چیزهایی فکر کنید که خوشحالتان می کنند
لیستی از همه کارهایی که در تمام شغل هایی که در تمام طول زندگی داشته اید تهیه کنید. آن شغل هایی که در شادترین دوران زندگیتان داشته اید احتمالاً همان استعدادهای پنهانتان هستند.
55. استعدادتان در روزنامه است
کدام قسمت از روزنامه یا مجله را بیشتر دوست دارید؟ بخش فیلم، مسافرت، ورزش، سلامتی، مذهب، یا سیاست؟ ممکن است استعدادتان در این قسمت پنهان شده باشد


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت

در انتهای قرن نوزدهم میلادی، مدلی از اتم که مورد قبول همه باشد در دسترس نبود. بیشتر فیزیکدانان بر این باور بودند که اتم غیرقابل مشاهده است، گرچه کشف فعالیت رادیواکتیو شک‌هایی را در ذهن برخی فیزیکدانان برانگیخته بود.در همین زمان، عموم بر این باور بودند که بار الکتریکی مانند جرم، بطور نامحدود قابل تقسیم است.

برای توضیح رابطه بین الکتریسیته و ماده، برخی دانشمندان در اواخر قرن نوزدهم هجری این ایده را مطرح کردند که باید یک واحد بنیادین الکتریسیته وجود داشته باشد. در ١٨٩١ فیزیکدان ایرلندی، جورج استونی واژه الکترون را برای توصیف کوچکترین واحد بار منفی ابداع کرد.

در سال ١٨٩٧ فیزیکدان انگلیسی جورج تامسون، آزمایشاتی را بر روی اشعه کاتودی انجام داد. او مشاهده کرد که اشعه کاتدی بسوی بار مثبت جذب و از بار منفی دور می‌شود. او نتیجه گرفت که اشعه کاتودی از جریانی از ذرات کوچک با بار منفی تشکیل شده که جرمی هزاران بار کمتر از یک اتم هیدروژن دارند. بدین ترتیب تامسون موفق به کشف الکترون شده بود. از این زمان به بعد این حقیقت پذیرفته شد که اتمها ذرات بنیادی نیستند، بلکه خود از ذرات کوچکتری تشکیل شده‌اند.

تامسون به واسطه آزمایشات خود توانست نسبت بار الکترون به جرم آنرا اندازه‌گیری کند. لیکن نتوانست بار یا جرم این ذره را بطور مجزا اندازه‌گیری نماید. این مهم توسط رابرت میلیکان و آزمایش معروف او به انجام رسید.

رابرت میلیکان در سال ١٩٠٩ آزمایش معروف خود را برای اندازه‌گیری بار الکتریکی الکترون، با همکاری هاروی فلچر به انجام رسانید. آنها این عمل را با موازنه دقیق نیروهای گرانشی و الکتریکی وارده بر ذرات ریز روغن که در بین الکترودهای فلزی شناور بودند، به انجام رساندند. با تکرار این آزمایش بر روی تعداد زیادی از قطرات روغن، آنها به این نتیجه رسیدند که مقدار بدست آمده برای بار الکتریکی روی ذرات روغن، مضربی از یک عدد ثابت است. آنها این مقدار ثابت را برابر بار یک الکترون در نظر گرفتند که معادل 1.602 × 10−19 کولن می‌باشد.

این مقدار که بار پایه خوانده می‌شود، اکنون یکی از ثابت‌های مهم فیزیکی است و دانستن دقیق آن از اهمیت زیادی برای علوم برخوردار است.

میلیکان کار خود را بر روی فیزیک ذره‌ای هنگامی آغاز کرد که به استادی در دانشگاه شیکاگوی امریکا اشتغال داشت. او همکاری موثری با فلچر داشت و آن دو در سال ١٩٠٩ آزمایش معروف خود را به انجام رساندند. از آن زمان تاکنون این آزمایش توسط چندین نسل از دانشجویان فیزیک با درجات متفاوتی از دقت انجام شده است. تا سال ١٩١٣ که میلیکان نتایج اولیه آزمایش را منتشر ساخت، بطور پیوسته به تصحیح روش آزمایش مشغول بود.

میلیکان در آزمایش خود، نیروی وارد بر قطرات ریز باردار روغن را که بین دو الکترود فلزی معلق بودند، اندازه گرفت. با دانستن شدت میدان الکتریکی، بار هر قطره قابل اندازه‌گیری بود. با تکرار آزمایش بر روی تعداد زیادی قطرات روغن، میلیکان نشان داد که اعداد بدست آمده مضارب صحیحی از یک مقدار مشترک هستند که می‌تواند بار یک الکترون در نظر گرفته شود. مقدار اولیه‌ای که او بدست آورد، معادل 1.592 × 10−19 کولن بود.

در عصر میلیکان این موضوع ثابت شده بود که چیزهایی به نام ذرات زیراتمی وجود دارند، لیکن تصوری از این ذرات وجود نداشت. تامسون با آزمایش‌هایی که بر روی اشعه کاتودی در ١٨٩٧ انجام داده بود، نشان داد که ذراتی با بار منفی وجود دارند که بیش از ١٠٠٠ برابر سبک تر از اتم هیدروژن می‌باشند. جورج فیتزجرالد و والتر کافمن نیز به نتایج مشابهی رسیده بودند. لیکن بیشتر دانشی که در مورد الکتریسیته و مغناطیس موجود بود، برپایه این موضوع توضیح داده می‌شد که بار الکتریکی یک متغیر پیوسته است که می‌توان مانند نور، آنرا به شکل یک موج پیوسته (بجای رشته‌ای از فوتون‌ها) در نظر گرفت.

زیبایی آزمایش قطره روغن در این بود که امکان تعیین دقیق بار الکتریکی بنیادی را می‌داد. همچنین معلوم می‌کرد که بار الکتریکی ماهیت ذره‌ای و غیرپیوسته دارد. آزمایش او باعث شد مخترع مشهوری چون توماس ادیسون تصور خود در مورد ماهیت الکتریسیته را اصلاح کند.

یکی از انتقاداتی که به آزمایش میلیکان می‌شود، این است که میلیکان تعمدا بسیاری از داده‌ها را حذف کرده است تا فقط آنهایی که مضرب صحیح بار مبنا هستند را برگزیند. لیکن بیشتر دانشمندان ایرادی در این مطلب نمی‌بینند و آنرا به بروز خطاهای آماری در آزمایشات منتسب می‌کنند. میلیکان برای آزمایشات خود خطای ٢ درصد را گزارش کرده است. اگر مقدار خطا بیشتر از این بود، نتایج او مورد قبول جامعه علمی قرار نمی‌گرفت.

در سال ١٩٢٣ میلیکان جایزه نوبل در فیزیک را بواسطه این آزمایش و تحقیقات دیگری که انجام داده بود، از آن خود کرد. گرچه از آن پس این آزمایش بارها تکرار شده است، لیکن انجام دقیق آن نیاز به تجهیزات گرانقیمت داشته و به دشواری نیز صورت می‌گیرد.


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه هشتم مرداد 1389 توسط مدیر سایت
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک  
بک لینک فا